مرسی عزیزم از همتون ممنون واسم دعا کنید خواهش میکنم دارم میمیرم از روی خودمم شرمنده هستم
تشکرشده 9 در 5 پست
مرسی عزیزم از همتون ممنون واسم دعا کنید خواهش میکنم دارم میمیرم از روی خودمم شرمنده هستم
تشکرشده 21 در 11 پست
همين قدر حاضري بجنگي؟؟؟
قدرتت همينه
بايد وايسي و براي به دست آوردنش تلاش كني
در ضمن اين فكر ها خيلي اشتباهه
گذشته گذشته بهش فكر نكن
الان كار درست رو انجام بده و اين حرف ها رو هرگز بهش نزن
كمبود ها و ضعف هاتو گردنش ننداز چون الان وقتش نيست بد تر ميشه
صبور باش آبجي
خدا بزرگه خيلي بزرگ
من ايمان دارم شوهرت خيلي بخشنده و مهربونه
فقط بايد بفهمه واقعا پشيموني
پس اشتباه خودتو توجيه نكن با اين حرفا
نزار اهريمن درونت با اين حرف ها فريبت بده
- - - Updated - - -
آبجي خانوم
اينجا يه خواهر داري مثل شر پشتت وايساده
غصه نخورياااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااا
اشتباه كردي مي دونم اما خدا بزرگه دنيا كه به آخر نرسيده ايشالا با كمك خدا از اين بحران سربلند بيرون ميايم
- - - Updated - - -
آبجي خانوم
غصه نخور يه خواهر داري مثل شير پشتت وايساده
با كمك خدا از اين بحران سربلند بيرون ميايم
نبينم كم آورده باشي
بايد تا آخرش وايسي و بجنگي با بدي ها
_yalda (سه شنبه 20 فروردین 92)
تشکرشده 6 در 3 پست
قربونت برم سیمین خانم راس میگه کوتاهی نکن حسابی ذهنمو مشغول کردی
تشکرشده 2,388 در 433 پست
سیمین عزیز با اینکه نباید نظرات کاربران رو نقد کرد ولی باید خدمتتون عرض کنم که این راهنمایی شما تا حدی بسیار زیادی اشتباهه
خانم سیاه اشتباه کردن اما نحوه ی برخورد و متقاعد کردن همسرشون و آرام کردنشون باید خارج از فضای احساسی تو فضای منطقی هم پذیرفته شده باشه
ایشون باید متعادل حرکت کنه نه از اینور بوم بیفته نه از اون ور! به کار بردن بعضی از این جملات بر خلاف تصور شما فقط باعث متشنج شدن جو و به یاد آوردن خیانت و بدتر شدن اوضاع میشه
خواهش میکنم حتما این تایپیک رو مطالعه کنید:
آآفت های احتمالی در کار مشاوره
سیاه عزیز,خواهرم زیر سوال بردن شخصیت و چسبوندن برچسب حماقت و...که پست خانم سیمین بود باعث میشه اتفاقات بدتری بیفته
رفتاری که جناب مدبر گفتن و جملاتی که براتون نوشتن کاملا دقیق بود به این دلیل که شما علاوه بر هم حسی با همسرتون و پذیرفتن اشتباهتون عزت نفس خودتون رو هم از بین نمیبرید
به هر حال خواهرم نحوه ی رفتار با همسرت باید دقیق باشه.مراقب باش و صبر زیادی داشته باش
mamosh (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), she (چهارشنبه 21 فروردین 92),tamanaye man(یکشنبه 22 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (سه شنبه 20 فروردین 92), صبا_2009 (سه شنبه 20 فروردین 92)
تشکرشده 21 در 11 پست
سلام
دوست عزیز کاش روش منو انجام میدادند تا تاثیرش رو می دیدند
روش مدبر که گویا انجام شد و....
کاش دوستان مشاور درکشونو از مشکلات مردم بالا ببرند نه اینکه کتاب ها و مقاله هایی که خوندن رو ارائه بدن و کلا از سه تا روش استفاده کنن
این تصور نبود روشی بود که بنده اجرا کرده بودم و جواب گرفته بودم
امیدوارم که دوستانی که تجربه کافی دارند ابراز نظر کنند ...
نظر بنده مستند است .... بازم می گم این یه نظره ....
تشکرشده 9 در 5 پست
سلام دوستان
یک مدت رفتم حالا برگشتم
اوضاع یکم بهتر شده می خواستم از همتون تشکر کنم
2 هفته سرکار نرفتم حالا خودش گذاشت برگشتم سرکار
ولی یک روز دو روز در میون تیکش و دارم
ahuman (شنبه 21 اردیبهشت 92), asemani (شنبه 21 اردیبهشت 92),tamanaye man(یکشنبه 22 اردیبهشت 92)
تشکرشده 345 در 153 پست
تشکرشده 1,148 در 268 پست
من حدود یکسال پیش شرایط شوهر شمار رو داشتم.یعنی شوهر من هم از طریق اس ام اس و ... شیطنت هایی کرده بود که بزرگترین ضربه رو به زندگیمون زد. پس حال شوهر تو عمیقا درک می کنم و بهت می گم که اگه شوهر تو دوست داری و می خوای زندگیت به حالت قبل برگرده باید صبر زیادی داشته باشی
بعد از فهمیدن اون جریان ها، من طوری به شوهرم بدبین شده بودم که توی ذهنم بدترین و کثیف ترین کارها رو بهش نسبت می دادم و حتی تا مدت ها ازش می پرسیدم و قسمش می دادم که فلان کار رو هم انجام داده یا نه. انصافا با صبوری به همه سوالاتم جواب می داد، هرچند که می دیدم چقدر اذیت می شه
هنوز هم بسیار مراعات حالم و می کنه.چون می دونه که هنوز اون جریان رو فراموش نکردم و به این زودی ها هم فراموش نخواهم کرد
لینک های زیر رو که مربوط به جریان مشکلات پارسال منه بخون تا شوهرت رو بهتر درک کنی و شاید راه حل خوبی به ذهنت برسه
موفق باشی
http://www.hamdardi.net/thread-25186.html
http://www.hamdardi.net/thread-24901.html
http://www.hamdardi.net/thread-26843.html
http://www.hamdardi.net/thread-25498.html
baran.68 (چهارشنبه 21 فروردین 92), barani (پنجشنبه 22 فروردین 92),tamanaye man(یکشنبه 22 اردیبهشت 92), کامران (چهارشنبه 21 فروردین 92), مدیرهمدردی (سه شنبه 20 فروردین 92), _yalda (سه شنبه 20 فروردین 92), باران بهاری11 (چهارشنبه 21 فروردین 92), صاعد (شنبه 24 فروردین 92), صبا_2009 (سه شنبه 20 فروردین 92)
تشکرشده 9 در 5 پست
سلام .ممنون از همگی بابت توجه
از س ی م ین و مهیا عزیز ممنون من خواهر ندارم مرسی که منو آبجی خطاب کردید من حاضرم تا لحظه آخر عمرم بابت این قضیه بجنگم ولی عمری که ارزش داشته باشه یا خونی که ارزش داشته باشه نه من که نمی دونم دارم یا نه .........
من وقتی می خواستم با همسرم ازدواج کنم 7 سال طول کشید همه می گفتند قسمت نیست من میگفتم قسمت و من تعین میکنم من از خدا می خواهم انقدر می خواهم تا بهم بده...............زمانی اعتیاد همه میگفتن بر و دنبال زدگیت تو هنوز بچه ای نمیفهمی این آدم از دست رفته ولی انقدر پا فشاری کردم و از خالقمون خواستم که وقتی دوستان و آشنایان بعد از 1 سال پاکی میدیدنش من افتخار می کردم از نگاه اونها به چشم من برق میفتاد شوهر من یه مرد به تمام معنا شد تحصیل کرده.مهربون.زن دوست. این پسر هیچ چیز کم نداشت هیچ چیز من بودم که ضعف داشتم ...ضعف نمیدونم اسمش چیه به قول شوهر شیطنت تو خون تو هست عوض بشو هم نیستی ........بعضی وقت ها میگم نه من عوض میشم ولی واقعا" نتونستم........از 100 درصد شاید 40 درصد تنوستم
بازم از همتون ممنون که به فکرم هستید
barani (پنجشنبه 22 فروردین 92)
تشکرشده 8 در 6 پست
سلام . خانوم رابطه شما احساسی هست با شوهرت . منم 9 سال عاشق بودم . عذرخواهی و این کارای بیهوده رو بریز دور . اول اگر میخوای شرایط رو بهبود بدی پس ضعیف نشو که تو این وضعیت مشکلی بشی رو باقی مشکلات . قوی باش نه به خودت آسیب بزن نه زندگیت . دوم اینکه ببین کاری که کردی چه نتیجه ای داشته ؟ نتیجش بی اعتمادی بوده ! شما تنها باید سعی کنی اعتمادش رو جلب کنی دوباره . بازم تاکید میکنم که رابطه شما خوشبختانه احساسیه . اعتماد جلب کردن زمان میخواد . پس قوی و صبور باش . تمکین کردن اعتماد میاره ولی خیلی زیاده روی هم نکن که بعدها تو شکل رابطه 1 تو سری خور بشی . پس زمان می خواد ، حرف گوش دادن می خواد و چسبیدن به زندگی . بازم تاکید میکنم که رابطت احساسیه !!!
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)