به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 75

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    ولی تا حالا مردی را ندیدم که برام جاذبه جنسی داشته باشه.
    قرار نیست مرد جذبه جنسی داشته باشه.همین که بدونه چطور زنو ترغیب کنه کافیه.

    تمیز و خوشبو بودنشم مهمه.زن باید جذبه جنسی داشته باشه.


    یا تعجب می کنم مثلا بعضی دخترا از هیکل بدن سازی خوششون میاد.یا مثال های دیگه...
    اتفاقن اونی که تعجب انگیزه شمایید،پسرایی که می رن بدنسازی یکی از اهدافشون

    جلب توجه دختراست ولی شما خوشت نمیاد.

    ویرایش توسط فرهنگ 27 : پنجشنبه 18 اردیبهشت 93 در ساعت 17:01

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93)

  3. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    به نظر من مرد هم باید جاذبه جنسی حداقلی برای زن داشته باشه. واسه همینم توی اون یکی تاپیکت بهت گفتم خیلی هم از معیارات کوتاه نیا سر ظاهر خواستگار قبلیت که تو موافق بودی بابات مخالف بود. به نظر من باید اینو در نظر بگیری که قراره با طرف مقابلی که می بینی توی یه بستر بخوابی. میشه یا نه. البته اینو نباید سریع تصمیم بگیری چون دختریم و احساساتمون اهمیتش بیشتره. فرصت می دی طرف مقابل رفتاراش تفکراتش و میزان مهربان بودنش و هر چیزی که برات مهمه رو نشون بده بعد همه ی اینا رو به همراه ظاهر فیزیکش در نظر می گیری که برات جذابیت داره یا نه.
    البته من زیاد سمعی نیستم. بصری و بیشتر لمسی هستم. شاید این تفاوت یصری بودن بیشتر نسبت به سمعی بودن واسه من باشه که نظرم اینه.
    ویرایش توسط meinoush : پنجشنبه 18 اردیبهشت 93 در ساعت 18:13

  4. 3 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93), شیدا. (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    99
    Array
    .





    • اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري


    http://www.hamdardi.net/thread-32764.html


    ​خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
    که جواب برخی دعاهایم؛
    «صبر» و «انتظار» است ...






  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    اقای فرهنگ ولی به نظر من مرد هم باید جاذبه جنسی داشته باشه برای زن! مثلا خودم به شخصه از مردهایی که هیکل چاق و شل و ول دارن اصلا خوشم نمیاد حالا میخواد این ادم از جنبه های دیگه خوب باشه ولی برای من جذابیت نداره. یا مردهایی که هیکل ورزشکاری دارن و ماهیچه هاشون یه جوری سلمبه قلمبه میزنه بیرون البته این فقط نظر من نیست زیاد از دخترای اطرافم شنیدم ودیدم اکثر از پسرهایی که میرن باشگاه اندامشون ورزیده میکنن خوششون نمیاداز تناسب خوششون میاد نه ورزیدگی . تمیز و خوشبو بودن که مربوط به رعایت بهداشت شخصیه که برای هر دوطرف مسئله بسیار مهمیه که رعایت کردن یا نکردن همین مورد مهم میتونه در برخورد اول طرف رو به سمت خودت جذب کنی یا نه دفع و فراریش بدی. منم با نظر مینوش عزیز موافقم چون منم بصری و لمسی هستم که این موراد جذبه ظاهری و فیزیکی واقعا برام مهمه واهمیت میدم. ولی هدی عزیز احتمالا باید سمعی باشن که تا حالا براشون کم اهمیت تر بوده یا بی توجه بودن نسبت به این موضوع. هدی جان فکر کنم عنوا ن تایپیک 3 شما هم معلوم شد
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.

    ویرایش توسط abi.bikaran : پنجشنبه 18 اردیبهشت 93 در ساعت 20:52

  7. 6 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    majid_k (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93), meinoush (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93), reihane_b (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93), محمد 93 (جمعه 19 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93), شیدا. (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93)

  8. #5
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام دوستان ممنون از نظراتتون
    دیگه فکر کنم لازم نباشه به این موضوع جاذبه بپردازیم.چون فکر کنم مشکلم حل شد.
    بله عده ای از دوستان به درستی تشخیص دادند.من خودم هم می دانم که سمعی هستم.یعنی برام خیلی مهمه که طرف مقابلم با ادبیات زیبایی صحبت کنه.مثلا خشک صحبت نکنه.خیلی جدی صحبت نکنه.لوس و شل هم صحبت نکنه.خیلی به این ها دقت می کنم.مثلا لحنش با مادرش چه جوریه؟ یا یکمی تو صحبت هاش آرامش را حس کنم یا تند صحبت نکنه و با طمانینه صحبت کنه.(از اون طرف هم شل صحبت نکنه!!!) چون من از تند صحبت کردن بدم میاد و.....

    یا همین که من همون اول تاپیک هم گفتم بعضی جملات را دوست دارم از همسرم زیاد بشنوم و برام تکراری نمیشه ،اینو معلوم می کنه.یا حتی من اگر صدای کسی خش داشته باشه،خوشم نمیاد. اینا معلوم می کنه که من سمعی هستم و شاید برای همینه که در ظاهر سخت گیری نمی کنم و برای همین من نباید نسخه خودم را برای دخترای دیگه مثل فرشته اردیبهشت بپیچم! چون او حتما بصریه!!!که این قدر به جزئیات لباس هم حتی گیر می ده!!!

    البته من ظاهر در حد به دل نشستن برام مهمه ها ولی مثلا نه در حد فرشته اردیبهشت.یا شخصیت باعث میشه کلی من نگرشم به ظاهر طرف عوض بشه!اصلا احساسم فرق می کنه!

    یه چیزای دیگه هم تو ذهنم منو نگران کرده بود که از طریق پیام خصوصی از صبوری عزیز پرسیدم؛اونم مثل من بود.و من فهمیدم بعدا اگه همسرم را دوست داشته باشم مشکلی از این جهت نخواهم داشت.و من عجیب نیستم!

    آقای احمد علی راست می گن من نباید به دیگران نگاه کنم.چون هر کسی منحصر به فرده.من مثلا دیدگاه فرشته اردیبهشت را نمی تونم درک کنم او هم دیدگاه منو! اون از آدمای جدی و مغرور خوشش میاد.من از آدمای مهربون و عاطفی. کلا متفاوتیم!!! و حالا چون هردومون دختریم که دلیل نمیشه همه چیزمون مثل هم باشه.البته من که خودم یه جاهایی از رازهایی در مورد زنان را خوندم انگار از روی من نوشتن!!! :دی اما باز هم دلیل نمیشه بقیه مثل اون باشن.
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  9. 6 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 19 اردیبهشت 93), ash1 (جمعه 19 اردیبهشت 93), meinoush (جمعه 19 اردیبهشت 93), reihane_b (پنجشنبه 18 اردیبهشت 93), فدایی یار (دوشنبه 28 اردیبهشت 94), محمد 93 (جمعه 19 اردیبهشت 93)

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    5,866
    سطح
    49
    Points: 5,866, Level: 49
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    317

    تشکرشده 1,458 در 274 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    71
    Array
    سلام

    اون زمان که ما مدرسه میرفتیم ، برای خودمون شاگرد زرنگی بودیم تو مدرسه … بعد مثلا امتحانات اخر سال که میشد ، مثلا امتحان فیزیک داشتیم ، سه روز هم براش وقت داشتیم ، یک برنامه ریزی میکردم ، میدیدم خیلی زمان لازم داشته باشه ، یک روزه کامل میتونم بخونم ، بعد، از این سه روز ، دو روزاولش رو بصورت شبانه روزی و 24 ساعته و بدون لحظه ای اتلاف وقت توی محلمون مشغول بازی و فوتبال میشدیم ، بعد روز اخر میومدم سر وقت درس خوندن… بعد روز سوم که مینشستم سر درس ، سر نصف روز میدیدم کامل کتاب و جزوه و هر چی که لازم بود رو خوندم و امادگی کامل برای امتحان دارم ، بعد میگفتم چیکار کنم چیکار نکنم ، مینشستم پاورقی های درسها و ضمیمه های اخر کتاب و لیست منابع و ماخذ! اخر کتاب رو میخوندم میگفتم کار از محکم کاری عیب نمیکنه شاید یک زمانی از اینجا ها هم سوال دادن … بعد فردا صبح امتحان ، قبل از امتحان ، توی حیاط مدرسه ، میرفتم پیش بقیه بچه زرنگهای کلاس که رقیب محسوب میشدن، هر کی هرچی در چنته داشت رو میکرد ، ما هم نامردی نمیکردیم ، از اون پاورقی ها و ضمیمه های کتاب جوری سوال میکردم که طرف شک نکنه این مطالب مال متن درس نیست و فکر کنه چیزی بلد نیست ….


    حالا این شده جریان شما خانم مصباح الهدی ، الان شما اطلاعات خیلی خوبی در زمینه ازدواج دارید ، و خیلی از بچه های اینجا از اطلاعات شما استفاده میکنند ، و اگر همین الان از سایت برای همیشه خارج بشید ، و به همین اطلاعاتی که دارید بسنده کنید ، و بقیه چیزها و مسائل رو بزارید در زندگی واقعی متاهلی رفع و رجوع کنید ، زندگی خوبی میتونید بسازید ، منتهی الان داره اون داستان مدرسه رفتن ما برای شما اتفاق میفته ، در حالیکه اطلاعات خوبی دارید ، بقیه شاگرد زرنگها میان از پاورقیها و ضمیمه ها از شما سوال میکنن ، خانم صبوری میاد میگه حواست به بدقولی هم باشه ، خانم فرشته اردیبهشت میگه جاذبه جنسی و…به نظر من توی بحث ازدواج ، از یک مقداری اطلاعات بیشتر داشتن ، سم هست و باعث وسواس و سردرگمی و کلافه شدن میشه و ممکنه در اینده دردسرساز بشه…

    مثلا در مورد همین بحث جاذبه جنسی ، شاید این بحث دو تا زیر شاخه داشته باشه که داریم ما بهش عمل هم میکنیم ..

    یکی بحث به دل نشستن هست ، که میگن وقتی با طرفتون مواجه میشید به دلتون بشینه بلحاظ ظاهری ، حالا این به دل نشستن ، حتی ممکنه طرف چهره خیلی زیبایی نداشته باشه ، یا حتی کمی شکم داشته باشه ، یا بازو و شکم شش تکه نداشته باشه و… ولی در کل میبینیم که از بودن باهش بلحاظ همسر احساس خوبی داریم

    مورد دوم هم این هست که ببینیم در مورد مسائل جنسی باهش تفاهم داریم یا خیر، مثل بحث گرم مزاجی و سرد مزاجی و…

    یک مطلب دیگه ای که هست و اقای فرهنگ و اقای احمدعلی بهش اشاره کردن اینه که وقتی این دختر پسرهایی که قبل از ازدواج باهم دوست هستند کارشون به رابطه جنسی کشیده میشه ، علیرغم اینکه این رابطه در اکثر اوقات به صدمات شدید روحی دختر منجر میشه ، وقتی بررسی میشه ، دیده میشه ، پسر بخاطر شهوت اینکار رو کرده و دختر بخاطر عشق و عاطفه ای که به پسر داشته( و بحث شهوت و کشش جنسی و.. برای دختر زیاد مطرح نبوده)… پس این پسر هست که در دختر دنبال جذابیت ظاهری هست چون با چشم عاشق میشه ، ولی یک خانم ، اگر همسرش ، بلحاظ روحی ، و عاطفی تامینش کنه و بتونه قلب خانمش رو تسخیر کنه، تک تک سلولهای بدن مردش ، براش جذاب میشه در حالیکه شاید در حالت غیر از روابط زن و شوهری جذابیتی براش نداشته باشه.


    اما چون این تاپیک شما یکی از محورهاش ایمان و اخلاق هست، و اینکه کارشناسان امر ازدواج وامور دین اینقدر روی این موضوع تاکید دارن، و در ازدواج شرط لازم هست و در صورتیکه این شرط برقرار باشه سراغ بقیه شرایط میریم و بررسیشون میکنم واصلا هم تراز بقیه ملاکها نیست که بتونیم با چیزی جایگزینش کنیم… چون ایمان و اخلاق مثل فونداسیون و پی یک ساختمان هست ، شما هرچقدر هم طرفتون ظاهر خوب و موقعیت اجتماعی و تحصیلی و مالی و… بالایی داشته باشه مثل این هست که شما تا تونستید توی اون ساختمان هزینه کردید ، نمای ساختمان عالی ، دکوراسیون عالی ، کابینت و شیرالات عالی و… ولی اگه این ساختمان فونداسیون خوبی نداشته باشه ، هیچ استحکامی نداره و در برابر کوچکترین ارتعاشات میتونه متزلزل بشه…

    چند وقت پیش تلویزیون یک برنامه جالبی پخش میکرد ، چند تا دانشجو رفتن پیش استادشون تا در مورد انتخاب همسر مشورت بگیرن.. بعد استادشون گفت ، برای انتخاب همسر شما باید یک سری ملاک در نظر داشته باشید ، اگه طرفتون ایمان و اخلاق داشته باشه ، بهش نمره 2 میدیم ، اگر خانواده خوبی داشته باشه ، جلوی دو یک صفر میزاریم و نمره اش میشه 20 ، اگه ظاهر خوبی داشته باشه یک صفر دیگه میزاریم جلوش و میشه 200 ، اگر تحصیلات و موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشه یک صفر دیگه میزاریم جلوش و میشه 2000 و… ولی یادمون باشه این فردی که نمره اش شده 2000 ، اگر ایمان و اخلاق نداشته باشه ، 2 ش پاک میشه و نمره و ارزشش 0 میشه ….


    یک مطلب دیگه ای که هست اینه که ...

    هدف از اینکه خداوند انسان رو خلق کرده برای این هست که تحت ازمایش و امتحان قرارش بده ، تا عیارش مشخص بشه… یک سری امتحانات الهی هست که برای افراد متغیر هست ، یکی بیماری ، یکی سختی مالی ، یکی وسع مالی خوب ، یکی زیبایی ، یکی مشکلات خانوادگی و…

    ولی یکسری از ازمایشات الهی هست که برای همه انسانها ثابت هست، این ازمایشات از دوران بچگی ما شروع میشه و همینطور که سن ما بالاتر میره ، سختتر میشه …

    مثل امتحان والدین (که یک فرزند با پدر و مادرش که ممکنه خوب باشن یا بد باشن چطور رفتار میکنه و چطور از این ازمایش بیرون میاد)

    امتحان همسر: که حالا که طرف بزرگتر شده ، امتحانش سختتر میشه ، که این فرد با یکی که خدا بعنوان همسر در زندگیش قرار میده ، چطور رفتار میکنه ، چطور با سختی های این مرحله که قطعا سختتر از دوران قبلی زندگی هست ، سر میکنه..

    مرحله بعد که بزرگتر میشیم و رشد میکنیم ، امتحان سختتر میشه و میشه امتحان فرزند ، خدا بهمون فرزند میده ، حالا همچنان در معرض امتحان والدین و همسر قرار داریم ، امتحانات یک درجه سختتر میشه و فرزند هم بهش اضافه میشه با مشکلات خودش…

    حالا که ما 20-30 سال از زندگیمون رو در معرض امتحان والدین بودیم ، در اینجایی که هستیم چه از این امتحان سربلند بیرون اومده باشیم چه خدای نکرده سرافکنده… ولی از اینجا به بعدش دیگه بچه گانه فکر نکنیم ، دید سطحی به قضیه نداشته باشیم ، امتحان اسمش روش هست ، یعنی انسان قرار هست تحت یک سختی و فشار قرار بگیره… واقعا بعد از ازدواج قرار نیست با یک دنیای پر ازلذات و خوشی مواجه بشیم.. ما همیشه یک زندگی ایده ال با نمره صد برای خودمون در نظر میگیریم بعد میخوایم این نمره صد رو با محاسن طرف به دست بیاریم ، ولی هیچ وقت فکر نمیکنیم که یک زندگی مشترک دو طرف باید با هم به نمره صد برسن…ولی چقدر قبل از ازدواج روی خودسازی خودمون کار کردیم؟

    چقدر خودمون رو اماده کردیم که زودرنجی رو در خودمون از بین ببریم و در برابر نیش و کنایه های مادرشوهر و خواهر شوهر و مادرزن و فامیل همسر و… دچار رنجش نشیم..
    چقدر تمرین صبر کردیم و خودمون رو صبور بار اوردیم تا توی روزهای سخت زندگی کم نیاریم…
    چقدر تمرین کردیم که پیش قضاوتی در برابر شریک زندگیمون نکنیم؟
    چقدر یاد گرفتیم توی زندگی از خودگذشته باشیم…
    چقدر یاد گرفتیم بهانه گیری و غرغر نکنیم توی زندگی و…
    و خیلی موارد دیگه….

    حالا این ما هستیم که مختاریم دو مدل نگاه به ازدواج داشته باشیم…
    یک نگاه مادیگرانه به ازدواج و اینکه قراره بعد از وصال یک زندگی پراز خوشی و عالی و فانتزی داشته باشیم که وقتی با این نگاه وارد زندگی میشیم ، بدجوری توی ذوقمون میخوره چون تصور ما از ازدواج اشتباه بوده…

    و یک نگاه هم ، نگاه بالغانه به ازدواج هست ، که قراره وارد یک مرحله جدید از امتحانات الهی بشیم ، که سختی داره ، فراز و نشیب داره ، که قراره توی این مرحله رشد داشته باشیم و تنها قرار نیست بعد حیوانی ما ارضا بشه و.. اگر این نگاه رو به ازدواج داشته باشیم ، نگرشمون به ازدواج چه در قبل ازدواج چه زمان تاهل به کل به داستان فرق میکنه و میدونیم این فقط یک بخش از زندگی خیلی خیلی کوتاه فانی ما در این دنیاست که قراره سکوی پرتاب ما باشه .. وقتی این دید رو داشته باشیم نه دیگه قبل ازدواج خیلی رویاهایی کودکانه برای خودمون میچینیم ونه خیلی فانتزی به داستان نگاه میکنیم ، و نه در زندگی بعد از ازدواج سختی هاش اونچنان فشار و خوشیهاش اونچنان سرمستی برامون نمیاره… والبته.. گاهی هم میشه که خدا مصلحتش طوری هست که با اینکه ما خودمون رو خیلی اماده میکنیم ، سوالات رو تستی میده ، یا اینقدر برامون اسون میشه که ده دقیقه ای برگه رو میدیم…

    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها

    راستی آقای محمد93 در مورد موضوع خواستگاریتون به نظرم حتما یک تاپیک باز کنید.چون من الان مواردی را می بینم که فکر کنم اینجا جاش نباشه باهاتون صحبت کنم.مثلا در مورد طولانی کردن تعداد جلسات خواستگاری من خودم مشکلاتی داشتم اما براش راهکار پیدا کردم.

    خانم مصباح الهدی من نمیدونم باید توی تاپیکم چی باید بنویسم(یعنی چیز خاصی ندارم بنویسم ) فقط در مورد این مسائل مثلا سوال داشتم که چطور میشه فهمید دختر خانم مثلا عاطفی هست و صد در صد جنسش دخترونه هست و ویژگی های زیر رو داره و ناخالصی رفتاری پسرونه نداره


    مثلا من برای خودم این بعد خیلی مهمه.. دوست دارم خانمم خیلی عاطفی باشه ، شر و شیطون باشه ، یک جاهایی لوس باشه ، یک وقتایی قهر کنه و منتظر بشه منتش رو بکشی ، گریه کنه ، دلتنگ بشه ،دخترونه رفتار کنه و... چون اگه غیر اینها باشه که میشه یک پسر ... و برای پسر، اخلاقهای پسرونه جذابیتی نداره. (چند وقت پیش میخواستم یک تاپیک بزنم ، چون این موضوع برام مهم بود میخواستم ببینم در جلسات خواستگاری چطور میشه فهمید دخترخانم این ویژگیها رو داره یا نه )
    من روال خواستگاری رفتنم اینطور هست ، که یک معرف به مامانم شماره میده ، مامانم با مامان دختر خانم حرفهای اولیه رو میزنن ، اگر شرایطمون بهم خورد ، با مامانم و خواهرم میریم خونه دختر خانم ، من بیرون میمونم ، در حد یک ربع مامان و خواهرم ، اگر دیدن خانوادشون خوبن با من تماس میگیرن من هم میرم داخل؛ من هم اگر بپسندم (که 70-80 % مواقع بلحاظ ظاهر چهره دختر خانم رو میپسندم که حالا یا من خیلی خوش شانسم یا کلا چشمام قشنگ میبینه ) میریم با هم توی اتاقشون حرف میزنیم و…
    من توی سوالات جلسه اول دو تا سوال جوابش خیلی برام مهم هست و برام تا حدودی چارچوب طرز فکر و نگرش دخترخانم روشن میشه …

    یکی اینکه هدفتون از ازدواج چیه…
    دوم هم هدفتون چه کوتاه مدت چه بلند مدت توی زندگیتون چیه…
    و بعد هم بقیه موارد...

    که اکثرا یا جوابی ندارن یا جوابهاشون خیلی مبهم هست.
    ----------------------------------

    این یک دو شب خیلی حرف زدم ، هم من خسته شدم ، هم شما
    خسته نباشِن


    ][

  11. 2 کاربر از پست مفید محمد 93 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 19 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (جمعه 19 اردیبهشت 93)

  12. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 93 نمایش پست ها
    خانم فرشته اردیبهشت میگه جاذبه جنسی و…به نظر من توی بحث ازدواج ، از یک مقداری اطلاعات بیشتر داشتن ، سم هست و باعث وسواس و سردرگمی و کلافه شدن میشه و ممکنه در اینده دردسرساز بشه…


    ][

    اصلا بحث مچ گیری و تو بلد نیستی و زرنگ بازی نیست ما این حرفارو نداریم با مصباح جان استادن
    بهرحال اینجا دیگه جای بحث نیست
    منظورم این بود خیلی مصباح تو بحرش نره و پاورقیارو نخونه اخه همشو که سوال نمیدن
    من که مثل شما نبودم تشخیص میدادم و خودم جای معلم میذاشتم که کدوم قسمت به نظر مهم میاد و اونو میخوندم 20 میشدم و پاورقیا کمتر میشدن تازه گاهی کل یه فصلو حذف میکردم

    باید با انعطاف پذیری قسمتای مهمو بگیریم و انرژیمون برا حاشیه به هدر نره.
    بله
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  13. 3 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 02 خرداد 93), محمد 93 (جمعه 02 خرداد 93), مصباح الهدی (جمعه 02 خرداد 93)

  14. #8
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    عزیز من تشخیصی در مورد سمعی بودن یا نبودنت ندادم. جمله اخرم که نوشتم در واقع براساس نوشته ی خودت توی یکی از پست هات بود که خودت گفته بودی سمعی هستی. من نمی دونم.
    در مورد اینکه نوشتی لحن گفته ها برات مهمه و اینکه مهربان و عاطفی باشه طرف مقابل برات مهمه اینا واسه منم مهمن. به نظرم این لمسیه تا سمعی. من خودم اگه بهم با لحن ملایم و نگاه مهربان فحش بد هم بدن چندان توجهی نمی کنم و ناراحت اصلا نمی شم در صورتی یه نگاه یا یه رفتار نامناسب رو نمی تونم حالا حالا ها فراموش کنم. این لمسی میشه نه سمعی. البته شاید یه کمیش هم بصری بشه.
    ببین یه چیزی که می خوام بگم اینه که ممکنه تو خودت ندونی اما واقعا اون جاذبه جنسی برات مهم باشه. اینو توی دو تا پست قبلیم هم گفتم اما انگار نتونستم درست بگم. مثلا ممکنه از فاصله یکی دو متری اون ادم همه چی رو به راه به نظر بیاد ممکنه حتی دستش هم بگیری اوضاع خوب باشه اما وقتی بیاد کنارت بشینه ببینی اوضاع خوب نیست یا وقتی بالای سرت واسته ببینی نه نمیشه. نمی دونم مثلا من خودم یادمه یه بار سایه یکی روی سرم افتاد اون واستاده بود من نشسته بودم بدم اومد کلا. خیلی بهم نزدیک بود. خوب من قبلش اصلا نمی تونستم بفهمم که خوشم نمیاد از این لحاظا ازش. به نظرم خوشایند هم می یومد.
    البته اگه اینطوری هم دیدی شده معنیش این نیست که هیچوقت نمیشه. با ملایمت اون اقا و صبر و زمان دادن به خودت بالاخره یه روزی میشه که بشه.
    منظورم از جاذبه جنسی راحت بودن و پذیرا بودن درباره اون مرد مقابله. اینکه بتونی اونو توی اغوشت راه بدی یا برعکسش اینکه بتونی در اغوشش باشی. خلاصه اش اونو بدنشو ظاهرشو و اخلاق و رفتارشو بتونی با رضایت بپذیری و برات شادی همراه با ارامش بشه.
    خلاصه اش اینکه فکر نکن همه اش سمعی هستی. یه دقتی بکن. یه وقت بعدا به عمل برسه غافلگیر نشی.
    هرچند من فکر کنم شاید خودم یه کمی سخت گیرم. یه جورایی روی بدنم حساسم. اینا ممکنه فقط واسه من باشه.
    خوب ببخشید نوشته بودی که نیاز نیست راجع به این موضوع دیگه بنویسیم. نوشتم اما.
    موفق باشی.
    ویرایش توسط meinoush : جمعه 19 اردیبهشت 93 در ساعت 12:12

  15. 3 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 19 اردیبهشت 93), فرهنگ 27 (جمعه 19 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (جمعه 19 اردیبهشت 93)

  16. #9
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام به همگی دوستان عزیز
    بسیار بسیار از همگی متشکرم که برای من وقت گذاشتید و به من کمک فکری کردید!
    می تونم بگم این تاپیک از بین تاپیک هایی که ایجاد کرده بودم بهترین تاپیک من بود و خیلی دید منو عمیق تر کرد.

    من به یک جمع بندی رسیدم.گفتم شاید خوب باشه که این جمع بندی را آخر تاپیک بذارم تا هم اگر شما ایراداتی در آن می بینید به من متذکر شوید و هم اینکه خلاصه کل تاپیک برای آیندگان به عنوان مرجع در یک پست باشد فکر کنم بهتره.

    و اما جمع بندی من فعلافقط در مورد عواطف در زندگی مشترک :
    1)من متوجه شدم نباید تصویر بی عیب و روتوش شده ای از زندگی مشترک در ذهنمان ایجاد کنیم چرا که درواقع ماهیت زندگی سختی و رنج و محدودیتهای طبیعی خودش را دارد.

    2) هرچند که عاطفی بودن اظهار محبت زیباست و من این ها را دوست دارم اما نباید صرفا از این جهت به قضیه نگاه کرد و سطحی نگر بود.
    اتفاقا عواطف واقعی در زندگی مشترک خودشان را در سختی ها زیباتر نشان می دهند.عواطف وقتی واقعی است که همراه گذشت و احترام باشد.همراه درک شریک زندگی باشد.همراهی شریک زندگی در مسیر مورد علاقش و رفیق نیمه راه نبودن.شریک بودن در شادی و ناراحتی .وگرنه اگر فقط به گفتار باشد معنی واقعی کلمات از بین می رود و لطفی نخواهد داشت.و من الان فکر می کنم حتی آزار دهنده هم خواهد بود!!!

    3)لزوما تصویری که از یک مرد در بیرون می بینیم نمی تواند نشان دهنده این باشد که او از لحاظ عاطفی برای خانمش کم خواهد گذاشت. عواطف لزوما با محکم بودن و منطقی بودن یک مرد در تناقض نیست.
    درواقع اگر مردی منطقی باشد و خانمش را دوست داشته باشد اگر بخواهد می تواند برای خانومش عواطفش را بروز بدهد.
    آقای احمدعلی:
    شخصی که منطقی است، منطق او به او خواهد گفت که برای زندگی بهتر نیازهای همسر خود را بشناسد و آنها را به روش صحیح برطرف کند.

    و همین طور آقای مهدی1392 مطلب قشنگی گفتند: عاطفی بودن به سلامت روح مربوطه و منطقی بودن با سلامت فکر و اندیشه در ارتباط است.
    و همین طور: مردی که روح قدرتمندی داره ابراز علاقه به همسر و فرزنداش، به غرورش لطمه ای نمی زنه.

    4)عاطفی بودن یک خانم خوب است اما نوع ابراز آن هم مهم هست.و درواقع باید جاذبه و دافعه آن را هم در نظر گرفت.

    5)اینکه من انتظار داشته باشم که یک مرد به اندازه من عاطفی باشد به هیچ عنوان درست نیست و نگرش اشتباهیست.
    معاون کلانتر: وقتی دنبال فردی باشید که در موارد مختلف مثلا عواطف و احساسات عینا در حد شما یا بالاتر باشه
    هیچ پسری رو پیدا نمیکنید چون در حقیقت شما دنبال یک دختر دیگه هستید

    6)انعطاف در زندگی مشترک بسیار مهم هست چرا که تنها چیزی که قابل پیشبینی است اینه که زندگی غیر قابل پیشبینی است.
    آقا محمد: ذهن مجردی من فاقد تجربه زندگی متاهلی هست ، پس زیاد قابل اتکا نیست ، و قطعا توی زندگی متاهلی اتفاقات و جریاناتی رخ میده که باید انعطاف داشت و اونها رومدیریت کرد..
    پس نباید یه چیز حساب شده در ذهنم برای آینده ام و عواطف از خودم و خواستگار در نظر داشته باشم .

    7)من قبلا تو ذهنم این بود که این نقطه ضعف محسوب میشه که بعدا در آینده به همسرم نیاز عاطفیم را بگم که چیا برام مهمه و فکر می کردم به آدم حس گدایی محبت دست می ده.ولی الان فهمیدم که حتما باید بگم.
    آقا محمد93: هر وقت ازدواج کردید ، به همسرتون (اگر خودش بلد نبود) حتما نیازهای عاطفیتون رو بگید ، به مرور زمان بهش بگید ، مثلا دوست دارم در این موقعیت باهم اینطور رفتار کنی ، یا وقتی شرایط روحیم اینطوره ، اینطور دوست دارم باهم رفتار کنی و .... ایرادی که خانمها دارن (و من توی اطرافم زیاد دیدم) این هست که همسرشون نیازهای عاطفیشون رو براورده نمیکنه ، بعد فکر میکنن همسرشون عمدا اینکار رو نمیکنه .. در صورتیکه مردها عمدتا بلد نیستن ، چون شناخت صحیحی از خانمها ندارن ، و بجای اینکه از نیازهاشون برای همسرشون بگن ، با قهر و دلخوری و فاصله گرفتن ، صورت مساله رو پاک میکنن ..

    من بعدا جمع بندی خودم در مورد ایمان و سایر جنبه ها خواهم گفت.

    فقط الان در مورد عواطف یک سوالی دارم.
    بالاخره با توجه به خودم من شخص خیلی عاطفی هستم پس باید با یک مردی که او هم تا حدودی نسبتا عاطفی باشه ازدواج کنم.درسته؟.این را در جلسه خواستگاری چه جور بفهمم؟
    مثلا من خودم تو همون جلسه اول می پرسم که شما از نظر عاطفی چگونه اید؟ولی طبیعتا سوال مبهمی است.
    هرچند که در جلسات بعد در مورد ارتباطات خانوادگی وزندگی ایده آل و... هم می پرسم و مثلا دقت می کنم نگرشش به زندگی ایده آل چگونه است و مثلا به عواطف توجه می کند یا نه!
    یک مطلب دیگه اینکه من خودم تو جلسه خواستگاری می گم که دختر خیلی عاطفی هستم ولی مثلا زودرنج نیستم. آیا گفتن این مطلب برای من ضروری است.آخه آنها نمی پرسند.ولی من می گم.بده یا خوب؟


    آقای محمد93
    اگر تاپیکی ایجاد کنید به نظر من خیلی بهتره .اما عجالتا چون تا اینجا خیلی زحمت کشیدین یه نکته ای فقط می گم:
    شما خواهر دارید!!!! این خیلی خیلی نکته مثبتیه!!! من برای برادرام روحیات زن داداشام را درمیاوردم!این 15 دقیقه که مادر و خواهرتون می رن با مادر و دختر صحبت می کنند اصلا کافی نیست!!! حتما یک جلسه جدا برای این کار بذارید.این جوری محترمانه تر هم هست.بعد مادرتون که طبیعتا با مادر دختر صحبت می کنند.خواهرتون هم با دختر خانوم.دیگه خانم ها قشنگ می تونن بفهمن که این دختر از نظر ظرافت های دخترانه چه جوریه! چون معمولا دخترهای مذهبی شاید نتونن خیلی جلوی نامحرماون مطالبی که مدنظرتونه را نشان بدن.شاید بتونید سوال کنید.که همه دخترها هم مثل من که نمی تونن روحیاتشون را تشریح کنند.من که باشم کامل تشریح می کنم حالا نمی دونم تا چه حد درسته.با مثال البته و سنگین .حتی نپرسیده هم می گم که مثلا آقای فلانی من عاطفیم و.... که نمی دونم درسته یا نه؟!!
    اما خلاصه تو جمع زنانه آدم خیلی راحت تره و خود واقعیش هست.همین طور برای دختر خانم هم خوبه که بهتر مادرشوهر و خواهر شوهر آینده اش را بررسی کنه.

    اگر خواستید این تاپیک ها را بخوانید.درسته متفاوته ولی یک سری پست ها توش هست که به دردتون می خوره:
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  17. 4 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    mehdi1392 (شنبه 20 اردیبهشت 93), meinoush (جمعه 19 اردیبهشت 93), setare sorbi (شنبه 20 اردیبهشت 93), فدایی یار (دوشنبه 28 اردیبهشت 94)

  18. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    5,866
    سطح
    49
    Points: 5,866, Level: 49
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    317

    تشکرشده 1,458 در 274 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    71
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    ...

    آقای محمد93
    اگر تاپیکی ایجاد کنید به نظر من خیلی بهتره .اما عجالتا چون تا اینجا خیلی زحمت کشیدین یه نکته ای فقط می گم:

    شما خواهر دارید!!!! این خیلی خیلی نکته مثبتیه!!! من برای برادرام روحیات زن داداشام را درمیاوردم!این 15 دقیقه که مادر و خواهرتون می رن با مادر و دختر صحبت می کنند اصلا کافی نیست!!! حتما یک جلسه جدا برای این کار بذارید.این جوری محترمانه تر هم هست.بعد مادرتون که طبیعتا با مادر دختر صحبت می کنند.خواهرتون هم با دختر خانوم.دیگه خانم ها قشنگ می تونن بفهمن که این دختر از نظر ظرافت های دخترانه چه جوریه! چون معمولا دخترهای مذهبی شاید نتونن خیلی جلوی نامحرماون مطالبی که مدنظرتونه را نشان بدن.شاید بتونید سوال کنید.که همه دخترها هم مثل من که نمی تونن روحیاتشون را تشریح کنند.من که باشم کامل تشریح می کنم حالا نمی دونم تا چه حد درسته.با مثال البته و سنگین .حتی نپرسیده هم می گم که مثلا آقای فلانی من عاطفیم و.... که نمی دونم درسته یا نه؟!!

    اما خلاصه تو جمع زنانه آدم خیلی راحت تره و خود واقعیش هست.همین طور برای دختر خانم هم خوبه که بهتر مادرشوهر و خواهر شوهر آینده اش را بررسی کنه.


    اگر خواستید این تاپیک ها را بخوانید.درسته متفاوته ولی یک سری پست ها توش هست که به دردتون می خوره:
    چند سوال در مورد خواستگاری
    تردید در انتخاب بعد از سه جلسه خواستگاری!


    سلام خانم مصباح الهدی

    حرف خاصی نداشتم ، فقط دیدم چون پیشنهاد داده بودین تاپیک بزنم ، اگه یک زمانی تاپیک نزدم ، خواستم بی اعتنایی نشده باشه به پیشنهاد شما ، چون زیاد مثل شما و دوستان، بخاطر گرفتاری کاری، نمیتونم تاپیکم رو مدیریت کنم، گفتم کار بیهوده ای انجام ندم ....

    تاپیکهای معرفی شده رو هم خوندم ...

    در مورد خودم که ، روال خواستگاری رفتنم رو گفتم ، خانواده در حد 15-30 دقیقه خونه دختر خانم مینشینن ، اگه بلحاظ ظاهر و سطح فرهنگی و اداب و معاشرت خانواده ها ، مثل هم بودیم ، من هم میرم داخل و اگه اجازه بدن کمی با دخترخانم صحبت میکنم ، یعنی تقریبا اون سه جلسه ای که شما ذکر کرده بودید رو من در یک جلسه انجام میدم...

    بلحاظ ظاهر هم ، گرچه ادم بصری و خوش سلیقه ای هستم ، ولی بلطف خدا کم پیش میاد خواستگاری دختر خانمی برم و نپسندم ، و اکثرا برای من قابل قبول و زیبا هستند. و خانواده در این حد میرن که چند دقیقه ای دختر خانم رو بی حجاب ببیند ، از نظر مو ، رنگ پوست و دست و پا و... و به نظر من زیاد جالب نیست که یک جلسه کامل زنانه به این موضوع اختصاص داده بشه ، چون ممکنه در دختر خانم اون حس کالا بودن دست بده و حتی اگه جایی بریم که خودم در همون نگاه اول دختر خانم رو اصلا و تحت هیچ شرایطی نپسندم ، باز هم جلسه رو به همون شور و حرارت مدیریت میکنم تا ادامه پیدا کنه که یکزمانی دختر خانم نفهمه که بخاطر ظاهر مورد پسند واقع نشده و ...

    در مورد حرف کشیدن از دختر خانم ، که باز هم خواهر و مامانم زیاد در زمینه ریزه کاریها، کاری نمیتونن انجام نمیدن که بفهمن روحیات دخترخانم در چه حد هست و... و در حد کلیات صحبت میکنن و این قسمت روحیات و شخصیت سنجی هم بعهده خودم هست.... مثلا موردی بود که مامانم میگفت قبل از رفتن من بقدری دختر خانم با فیس و افاده اومده نشسته و مثل پرنسس ها سرد و از دماغ فیل افتاده ! برخورد میکرده .. ولی بمحض ورود من به خونشون کلا حال و هواش 180 درجه عوض شده و حتی موقع صحبت هرچی خونوادش صداش میکردن که از اتاق بریم بیرون ، میگفت حالا اشکال نداره ، اگه سوالاتون مونده ادامه بدید...

    یک چیزی که برام توی نوشته های شما جالب بود ، این بود که شما ظاهرا موارد زیادی بوده (به نسبت تعداد خواستگارهایی که داشتید) که به جلسات چندم و بیرون رفتن و حتی مشاوره کشیده شده... ولی مثلا من برام خیلی سخته ، که بخوام به جلسات چندم کشیده بشه ، و بعد از اخر بگم نه! بعد دیگه اگه به جایی بکشه که بستنی هم بخوام برم بیرون باهش بخورم بعد از اخر بفهمم بهم نمیخوریم که بقدری عذاب وجدان میگیرم که فکر کنم برای رهایی از این عذاب وجدان نصفی از مهریه ای که قرار بوده توافق کنیم رو بهش بدم (حتی مواردی هم که در حد یک جلسه حرف میزنیم و جواب منفی میشه عذاب وجدان دارم )

    مثلا توی مواردی که بوده ، دو مورد که تناسب بیشتری باهم داشتیم...
    یک مورد دختر خانمی بود ، مومن ، با خانواده اصیل ، زیبا ، تحصیلکرده و .. ولی خیلی ثروتمند بودن (با اینکه ثروتمند بودن ولی خیلی متواضع بودن) ، گرچه شرایط اقتصادی خودم به لطف خدا خوب هست ، ولی همیشه دوست داشتم خانمم ، شرایطی که توی خونه پدرش داره ، پایینتر از شرایط زندگی با من باشه .. دوست داشتم خیلی از تجربیات، هیجانات ، تفریحات ، سفرها و.. که توی زندگی متاهلیش تجربه میکنه ، براش بکر باشه...

    یا موردی بود که که ایشون هم مومن و مثل شرایط بالا ، ولی ایشون الان شاغل بودن ... رشته تحصیلیشون رو هم دوست داشتن و طوری نبود که مثلا از سر اجبار یا اکراه برن سر کار ... ولی برای اشتغال که پرسیدم گفتن هر چی همسرم بگه ، من همون کار رو میکنم ... که این رو هم خیلی با خودم کلنجار رفتم ، همونطور که قبلا گفتم ، قبلا مخالف کامل با اشتغال بودم والان مثل قبل خیلی صفر و یک نیستم ، ولی باز هم دوست دارم الان بنا رو بزارم بر سرکار نرفتن همسرم تا مدیون طرفم نباشم... بعد وقتی با خودم فکر میکنم که خانمی که تحصیل کرده هست، سرکار میره و از همه مهمتر اینکه شغلی داره که داره به مردم خدمت والایی ارائه میده و از این شغلهایی نیست که بود و نبودش زیاد اهمیتی نداره... وقتی این فکر رو میکنم عذاب وجدان میگیرم که این خانم بخاطر خواسته من از کارش دست بکشه...

    و مثلا در هر دو مورد خانواده دختر خانم ها رضایت اولیه به ادامه جلسات داشتن که من نتونستم اون دغدغه ها رو برای خودم رفع کنم...

    بعضی از موراد دیگه هم که کلا مورد پسند نبودن که در این چند هفته اخیر مثلا...
    یا کلا اصلا نتونستم ارتباط فکری و کلامی با دختر خانم برقرار کنم و با اینکه دنبال دخترخانمی هستم که 4-5 سال از خودم کوچکتر باشه ، ولی مثلا کلا توی یک عالم دیگه ای بودن... من مثلا ازشون در مورد اهداف و دورنمای زندگی و مسائل کلان و اساسی سوال میکردم.. بعد مثلا اونها انتظار داشتن من از رنگ مورد علاقه و خواننده محبوبشون ! سوال کنم

    یا مثلا مورادی بوده که وقتی خانواده رفتن ، خونشون کثیف بوده یا مثلا بوی بدی میداده دیگه کار به من نرسیده..

    یا مثلا دختر خانم نسبت به حجابشون سهل انگار بوده با اینک برچسب مومن بودن رو هم داشتن...

    یا مثلا دختر خانمی پسندیده شد ، ولی خیلی سختگیر بودن و باید برای صحبت من با دخترشون ، پدرشون قبلش با من در محیط خارج منزل صحبت میکردن که بخاطر این سخت گیری ها جواب منفی دادیم ، که وقتی ما جواب منفی دادیم ، اونها از موضعشون کوتاه اومدن .. ولی در هر صورت منتفی کردیم... اگر دختر خوب توی جامعه کمه ، پسر خوب هم کمه ، دیگه نمیدونم چرا بعضی خانواده ها اینقدر باید نازشون رو بخری و کار رو سخت میکنن .. یک معامله پایاپای هست دیگه...

    و موارد دیگه...

    ------------

    اما بخاطر اینکه پست من بی ربط به تاپیک شما نباشه ، نکته ای که اقا مهدی اشاره کردن نکته مهمی هست ... این کار شما درست نیست که خودتون رو کامل در همون ابتدا معرفی شخصیتی میکنید و خودتون رو کامل رو میکنید ، چون اینطور اگه طرف، شما رو خواسته باشه ، خودش رو طوری نشون میده که مطابق روحیات شما باشه. سعی کنید تخلیه اطلاعاتی کنید تا اینکه خودتون خودتون رو تخلیه کنید ... میتونید از یک سری سوالات کلی هم استفاده کنید مثلا: " اقای فلانی شما رو اطرافیانتون به چه خصوصیات و صفاتی میشناسن ، یا اینکه ، مثلا بپرسید ، خودتون خودتون رو به چه صفاتی میشناسید" وقتی این سوالات اینگونه رو بپرسید ، پررنگ ترین صفات طرف برای شما رو میشه ، حالا کار به این قسمتش نداریم که طرف در این مرحله راست میگه یا دروغ ، ببینید اون ملاکهای شما توی خصوصیاتی که میگه هست یا خیر... بعد اگه بود از ازمونهای راستی سنجی استفاده کنید.

    خوبه اولش گفتم حرف خاصی ندارم

  19. 3 کاربر از پست مفید محمد 93 تشکرکرده اند .

    mehdi1392 (دوشنبه 22 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 21 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (یکشنبه 21 اردیبهشت 93)


 
صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 اسفند 92, 17:03
  2. تعطیلات عید در کنار خانواده شوهر و تاثیرات بعدی آن!
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 17 فروردین 92, 15:05
  3. تعطیلات عید--میگه من مَردم باید پیش خانواده ام باشم!
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 50
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 اسفند 91, 13:39
  4. تعطیلات عید--میگه من مَردم باید پیش خانواده ام باشم!
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 اسفند 91, 12:02
  5. اگر از تعدادی ازمعیارهام بگذرم پشیمون نمیشم؟
    توسط yasesepid در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: شنبه 29 خرداد 89, 23:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.