به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 72
  1. #51
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 خرداد 94 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-25
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,305
    سطح
    20
    Points: 1,305, Level: 20
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    223

    تشکرشده 126 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دلتنگ دلجو وصالحه ومینوش عزيز
    من خستم خيلي خسته ترازاوني که فکرشوبکني


    همسرم صبح ساعت 6ميره سرکار 8شب برميگرده ازصبح تاشب خودمم ويه بچه شلوغ که به خداقسم باهيچي آروم نميشه وهمه مسئوليتهاي بچه به عهده منه شب که ازسرکاربرميگرده

    اونقدرخستست اونقدرازش کارميکشن که ناي حرف زدن نداره شام ميخوره وميخوابه يعني ازهوش ميره منم دست بچه بلا وبي تربيتمو ميگيرم ميرم بالاخونه مامانم بعدش ازصبح تاشب

    همه زحمتامون شلوغي بچم دادزدنش وسايل خراب کردنش توخونه مامانمه وامانمو که تقريبا مسنه دارم اذيتش ميکنم ازاين همه سرباري خسته شدم بچم تواتاق ماتوپارکينگ نميمونه

    همش ميره خونه مامانم هي ميادهي ميره وخيلي دردهاي ديگه که قابل وصف نيست 4ساله داريم صورتمونو باسيلي سرخ ميکنيم اما نميتونيم يه خونه کرايه کنيم حقوق بخورنمير

    کارگري کجا وکرايه هاي خونه سربه فلک کشيده کجا 2مليون وام گرفتيم داديم دست پدرشوهربرامون عروسي گرفت قسطاشوانداخت به عهده ما چون برادرم ضامن بود .من خوش اخلاقي

    نميخوام من ميخوام زندگي کنم نمیخوام باماشین مدل بالا باشوهرم برم پیکنیک میخوام پیاده هم که شده باهاش برم پارک ولی ساده ترین تفریح ها ازم گرفته شده جمعه ها تعطیلهای

    رسمی همش سرکاره درسته بخاطرماداره کارمیکنه ولی پس سهم من ازشوهرکردنم چی میشه ؟ بچه داری و للگی

    تازه اون لیسانس داره ازیکی ازبهترین رشته ها ومن فکرنمیکردم قراره کارگر ساده باشه ولی هیچ تلاشی برای استخدام شدن نکرد یابرای حرفه ای شدن دررشته اش اقدامی نکرد مجردکه

    بود نوکربابای پول پرستش بودمتاهل که شد زیاد بخاطر منزلت اجتماعی من تلاش نکرد درسته میدونم انتخاب خودمه ولی خوب احساس حقارت دست ازسرم برنمیداره همش میگم
    همسرم کارگر پدربچم کارگره (احترام به تمام کارگران) خیلی تلاش کردم خیلی پیشنهاد دادم بهش تا یه فکری برای بهترشدن کارش بکنه امااون ازکارگری راضیه ومن ناراضیم خوب منم آ

    دمم آخه کدومه تحمل کنم مشکلات مالی ازیه طرف پایین بودن جایگاه اجتماعیمان ازیه طرف بی عاطفگی خونوادش قوزبالا قوز آوارشدن روسرخونوادم که دیگه واویلا
    خاک برسرم

    - - - Updated - - -

  2. 3 کاربر از پست مفید مامان فربد تشکرکرده اند .

    meinoush (پنجشنبه 15 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 18 خرداد 93), شیدا. (شنبه 17 خرداد 93)

  3. #52
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    خودتو از درون تقویت کن. اینطوری دیگه اسیپ پذیریت کم میشه. تحریک پذیریت کم میشه.
    با تقویت اعتماد به نفست با تقویت دوست داشتن خودت با احترام بیشتر و بیشتر به خودت و تمرکز کردن روی داشته هات

    http://www.hamdardi.net/thread-33473.html
    اگه وقت کردی کل پستا رو بخون. اگه نه همین پستای Estaf رو بخون.

    ببین یه مقدار افسرده ای خودت می گی این روی دید ادم اثر می ذاره. یعنی همین زندگی رو چند ماه دیگه که حالت بهتر شه ببینی انقدر بهت فشار نمیاد.
    یه مقدارم نیاز داری خودتو از درون محکم کنی. همین که فکر می کردی احترام عروس و اعتبارش به رفتارای خونواده شوهره همینکه فکر می کنی سربار خونوادتی همینکه حس حقارت می کنی و این چیزا اینا مال اینه که از درون نیازه خودتو محکم کنی.

    شوهرت 8 میاد خسته. خوب اگه بتونی اونو نیم ساعت خوشحال کنی خیلی خوبه اونم واسه فرداش انرژی پیدا م یکنه حالا چی خوشحالش می کنه؟ س ک س خوب؟ غذای مورد علاقه اش؟ یه همسر و بچه ی تر و تمیز حموم رفته لباسای رنگی پوشیده و خوشحال و اروم و راضی از دیدن پدر و شوهر؟ یه همراهی یه کیف و لباس از دستش گرفتن؟ یه درک کردن؟ یه نگاه مهربون بهش؟
    مردی که صبح تا شب میره واسه زن و بچه اش زحمت می کشه و از اون طرف حس می کنه نتونسته کاری که بایدو براشون بکنه ادم پر توقعی نیست. اون یه نگاه پرمهر و قدرداتت رو ببینه که یه ثانبه بیشتر طول نمی کشه می تونه حداقل یه هفته یه سره کار کنه. باهاش مهربون باش. با خودت هم مهربون باش. اینطوری به چیزایی که می خوای زود می رسی و در ارامش.

    چیزایی که هست و نیست رو بپذیر. گذشته رو بپذیر. بعدم واسه بهتر شدن همه چی و همه ی وضعیت هایی که می خوای بهتر شن تلاش کن.
    با لحظه نجنگ. این کارو با پذیرش می تونی بکنی. پذیرش یعنی اینکه با گذشته نجنگی. اصلا معنیش این نیست که قبول کنی و ساکت شی. معنیش اینه که گذشته رو بپذیری. اینطوری از گذشته رها میشی و انرژی زندگیت رو برای این لحظه می ذاری.

    عزیزم شوهرت عزیزته. باهاش مهربون باش. اون داره هر کاری که می تونه م یکنه. همراهش باش.

    موفق باشی.

  4. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    salehe92 (یکشنبه 18 خرداد 93), مامان فربد (پنجشنبه 15 خرداد 93), دختر بیخیال (سه شنبه 20 خرداد 93), شیدا. (شنبه 17 خرداد 93)

  5. #53
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط toojih نمایش پست ها


    چون حد خودشون رو میدونند و میدونند که همین هم از سرشون زیاده. آدمها بدون اینکه به زبون بیارند خودشون ناخودآگاه میزان ارزش خودشون رو میدونند و بر همون اساس در مقابل بقیه جراتمند یا منفعل میشند.
    با سلام،

    من این جا منظورم این بود که حتی خانوم هایی که مشکلات خیلی حادتری هم دارن، اول سعی میکنن مشکلشونو حل کنن بعدا اگه درست نشد اونوقت سراغ طلاق میرن.
    یعنی به جدایی به عنوان راه آخر نگاه میکنن

    نه اینکه اونها حاضرن با هرشرایطی ادامه بدهند.

    من هم مخالف زندگی در هر شرایطیم. اما اینجا برای مامان فرید عزیز، راه های به مراتب بهتری هم هست تا طلاق!!!!

    در پرانتز هم یک نکته ای بگم :توجه داشته باشین که طلاق گرفتن نیلزمند داشتن شرایطیست، که تمامیه زنانی که در شرایط سختی هستن شرایط طلاق گرقتن و ندارن. طلاق گرفتن نیازمند شرایطی است از جمله حمایت خانواده، یا اینکه اون زن آیا توانایی مالی سرپرستی خودش و یا فرزندانشو داره یا نه، یا اینکه آیا شوهرشون فرزندانشونو بهشون میدن یا نه، یا اگه طلاق بگیرن فرزندان باید زیر دست نامادری بزرگ بشن، یا اینکه بعضی وقتا شوهران تهدید جانی یاتهدید به آبروریزی میکنن. پس همه زنان در دسته ای که شما میگین قرار نمیگیرن.

    - - - Updated - - -

    مامان فرید عزیز

    درمورد پیشنهاد ارتباط گیری با خانواده همسرتون که دادم نکته ای خواستم بگم:


    من از پستاتون اینطور برداشت کرده بودم که گویا شما تمایل زیادی به برقراری ارتباط با خانواده همسرتون دارین ، و از اینکه مثله سایر عروسها با خانواده همسرتون در ارتباط نیستین ناراضی هستین و ازاین مسله رنج میبرین.

    از طرفی من متوجه شدم که گویا شما خیلی وقته با خانواده همسر قطع رابطه کردین ، پس نیازمند یک بهانه ای برای بازسازی این ارتباط هستین.

    اولا که این یک رویاست که انتظار داشته باشین خانواده شوهرتون بیاین و ازتون عذر خواهی کنن، کسی که داره از این قطع رابطه ضرر میبینه و اذیت میشه شمایین نه اونها ، اونها پسرشون و که میبینن عروسشون هم قبول نداشتن پس نیازی ندارن ببیننش !
    اما شما دوست دارین ، مثه سایر عروس ها باشین و خانواده شوهر تحویلتون بگیرن!

    خب من قکر میکنم با نشستن و غصه خوردن هیچوقت شما به خواسته تون نمیرسین ، باید کاری بکنین.

    شوهرتون راست میگن احترام به پدر و مادر حتی اگه بدترین پدر و مادر دنیا هم باشن واجبه
    ، پس اینجا شوهرتون کار درستی کردن که به بزرگترشون سر زدن ، اما اشتباه کردن که از شما پنهان کردن که اونم شاید به خاطر حساسیت شما بوده باشه که نخواستن بگن تا ناراحت بشین، بهرحال ایشون با این کارشون کار شما و راحتتر کردن.

    شما اگه نمیخواین مستقیم صحبت کنین ، و اگه این امر منفعلانه اس!!، میتونین یروزی که عیدی یا مناسبتیست ، یک دسته گل و شیرینی بگیرین بعنوان عیادت برین پیششون و این امر و چندین بار تکرار کنین ، بالاخره یک تاثیر مثبتی روشون میذاره .

    شما با هرچی دورتر کردن همسرتون از خانوادشون بیشتر به اونها ثابت میکنین که شما دقیقا همون عروسی هستین که اونها فکر میکردن ، پس بهتر کاری کنین که ثابت کنین که شما همون عروسی هستین که اونها میخواستن.


    شما وظایفتونو و انجام بدین ، حداقلش اینه که وجدانتون پیش خدای خودتون و خودتون راحته که شما وظایفتونو انجام دادین و به بزرگترتون احترام گذاشتین حتی با وجودی که بدی دیدین گذشت و فداکاری و صبر و مهربونی و پیش گرفتین.

    اینجوری اتفاقا بیشتر پیش شوهرتون عزیز میشین و پیش اطرافیانتون چهره خوبی از خودتون بجا میذارین، نشون دادین که تو رابطه شما مقصر نیستین ! و کوتاهی از جانب شما نبوده و نیست و شما همیشه به بزرگتر خودتون احترام گذاشتین و وظایفتونو انجام دادین.

    نمیدونم شایدم این کار بازم منفعلانه باشه، امیدوارم دوستان بیاین و نظرات بهتری بدن ، اما من یک زندگی ای تقریبا شبیه شما دیدم که با گذشت و صبوری و مهربونی همسر مشکلات حل شده و الان هم عروس خوبه فامیل اون زن هست.

    بهرحال هیچ زندگی ای بی مشکل نیست ، همه یک جورایی یسری مشکلات دارن ، الانم فکر کنم اگه مشکلات فقط همین تالار و بریزیم وسط شما اولین نفری هستین که مشکل خودتو سریع برمیداری، مشکل شما راه حل داره، فقط شما یکمی خسته شدین ، سعی کنین هروز با یک دید خوب از خواب بیدار بشین و محبت کنین، آدم ها از محبت کردن حس خوبی بهشون دست میده.
    امتحان کنین ، حتما نتیجه اشو میبینین.

    نگران مشکلات مالی هم نباشین این نوسانات همشون میگذره ، شما هنوز اول زندگی هستین، من پدر و مادرم زندگیشونو از صفر شروع کردن ، و همون اول زندگیشون دو شکست پشت سر هم خوردن و دوباره از صفر شروع کردن؛ تو تمام این مراحل هردو باهم دست تو دست هم مشکلات و حل کردن و زندگیشونو از بحران نجات دادن، بدون کمک خانواده ها یا فامیلی و.... فقط خودشون دوتا بودن تنهای تنها!!

    پدر مادرم هردو شاغل بودن، حالا شما اگه شاغل نیستین ، اشکال نداره تو روحیه دادن که میتونین با شوهرتون همراه باشین. بجاییکه روحیه خودتونو ببازین ، سعی کنین به شوهرتون روحیه بدین.


    امیدوارم روز های خوبی در پیش رو داشته باشین.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : شنبه 17 خرداد 93 در ساعت 00:14

  6. 3 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    salehe92 (یکشنبه 18 خرداد 93), مامان فربد (شنبه 17 خرداد 93), شیدا. (شنبه 17 خرداد 93)

  7. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 خرداد 94 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-25
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,305
    سطح
    20
    Points: 1,305, Level: 20
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    223

    تشکرشده 126 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دختربیخیال عزیزم ممنون ازپاسخ دوبارتون

    اول درموردطلاق بگم که خونوادم ازهمسرم راضی هستن ومن رو دارای یه سری ایرادها واشتباههایی میدونن و نظرشون اینه که این شوهرباهمه نداریها وعدم حمایت مادی ومعنوی خونوادش برات ایده آلترین شوهر است .پس مرا به طلاق تشویق نخواهندکرد وحمایت نخواهند کرد (البته چون پدرمادرن درهرحالی کنارم وحامیم هستن)

    درصورت طلاق هم میتونم حضانت بچموبگیرم چون هیچ کس به جزمن حتی پدرش یه لحظه هم نمیتونه تحملش کنه وازپس بزرگ کردنش بربیاد

    ازنظرمالی هم چون قراربه زودی برم سرکار میتونم حضانتشو به عهده بگیرم وازپس مخارج خودم بربیام

    اماشوهرم ممکنه هم تهدید کنه یا آبروریزی کنه ویاحتی به خودش یامن صدمه ای بزنه

    چون گاهی وقتها به شوخی بهش میگم من زن بداخلاقی هستم منو طلاق بده وبرویکی روبگیر که ازصبح تاشب قربون صدقت بره ودرپاسخ میبینم خیلی عصبانی میشه وچاقوبرمیداره

    ومیگه اگه توروطلاق بدم اول باچاقومیکشمت یاخودمو میکشم ومن میخندم ومیگم جنبه شوخی هم نداری

    ولی فکرکنم زندگیم اونقدرهاهم مزخرف وبدنیست که یکی روباطلاقم خواروخفیف کنم وبه مرزجنون برسونم آخه اون پدربچمه

    - - - Updated - - -

    دوست خوبم دختربیخیال :

    اتفاقا به نظرم شمادرست میگید ازاین قطع رابطه این منم که دارم آسیب میبینم درسته که صالحه عزیز گفته بودن که اول روابطتو باهمسرت درست کن بعد به فکرارتباط

    باخونواده شوهرباش یاشیدا خانم وآویژه عزیز گفته بودن فعلا کاری نکن ورفت وآمد نکن ولی اتفاقا من برای بهترشدن رابطم باهمسرم وبرای بهترکردن زندگیم وخروج ازاین انزوا

    وافسردگی میخواستم باهاشون ارتباط داشته باشم ولی من حالا دلیل خیلی ازبدیهاشونو فهمیدم اونها ازاین ازدواج ناراضی بودن وخوشحال نبودن اصلا به پسر خودشان

    گفته بودن دزد پس من چرا کاسه داغ تراز آش میشدم به قول شما پسر شون میادومیره واین منم که تنها موندم به نظرم همه حرفهاتون صحیح ومتینه

    امیدوارم دوستان هم بیان ونظربدن که من چطوری باهاشون رابطمو شروع کنم که بهترین عروسشون من باشم

  8. 4 کاربر از پست مفید مامان فربد تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 17 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 18 خرداد 93), دختر بیخیال (یکشنبه 18 خرداد 93), شیدا. (شنبه 17 خرداد 93)

  9. #55
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 خرداد 94 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-25
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,305
    سطح
    20
    Points: 1,305, Level: 20
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    223

    تشکرشده 126 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array

    بهترین وموثرترین جملاتی که از دوستان بزرگوارهمدردی شنیدم که انگیزه ای دو باره برای ساختن والبته زیباساختن زندگیم به من دادند

    دختربیخیال:شما وظایفتونو و انجام بدین ، حداقلش اینه که وجدانتون پیش خدای خودتون و خودتون راحته که شما وظایفتونو انجام دادین و به بزرگترتون احترام گذاشتین حتی با وجودی که بدی دیدین گذشت و فداکاری و صبر و مهربونی و پیش گرفتین.

    هروز با یک دید خوب از خواب بیدار بشین و محبت کنین، آدم ها از محبت کردن حس خوبی بهشون دست میده.
    امتحان کنین ، حتما نتیجه اشو میبینین.



    صالحهیکی از ملاکهای با فرهنگ بودن کوچک نکردن دیگرانه.....
    ..
    و در اینده که همه چیز بر وفق مراد شد به خودتون افتخار کنید.
    باز هم انسان هستند و اگه انها به شما خوبی نکردند شما انگونه که میدونی و درست هست عمل کن واجازه نده که مشکلات شما را از خوب بودنت دور کنه.


    شخصا به این نتیجه رسیدم که بهتر ادم سعی کنه مستقل باشه و خودش را وابسته به دیگران نکنه تا هیچ وقت احساس خلا نکنه!
    مهربونی:ببین آدما باید قبل ازدواج با عقلشون تصمیم بگیرن و بعد از ازدواج با عشقشون تصمیم بگیرن . ب

    ب
    الاخره روزی که به همسرت بله گفتی و باهاش سر سفره عقد نشستی ، خوبی هایی تو وجودش دیدی، خب الانم همون ها رو ببین حتما که نباید بدی های فامیلشو ببینی.

    راهشو پیدا کن که خانواده تو نجات بدی و بدون که ارزش یه زن به صلابتشه


    زندگی تو که پتانسیل خوشبختی و خوبی رو داره


    شیدا
    :با توجه به روحیات خودت و شرایطی که تعریف کردی، طلاق شما وضعیت را برات بدتر می کنه.
    اگر اونها بد بودند و با فرزندشون بد رفتار کردند، شما به فرزندت محبت و صله رحم یاد بده.
    بذار فامیل پدرش را ببینه و محبت و احترام را یادش بده.

    به زندگی اطرافیانت نگاه کن. به اونهایی که بیست سال و سی سال از زندگیهاشون گذشته.


    به مسیری که طی کردن ... اونایی که ازهیچ شروع کردن و باعشق زندگی کردن
    اونایی که با پول شروع کردن و با خیانت و دروغ و کلک و ... زندگی کردن
    ن
    مونه های مختلف، اطراف همه ی ما هست.

    ببین برآورد کلیت از زندگیهاشون چیه؟ کدوم خوشبخت تره؟ کدوم آرامش بیشتری داره؟ کدوم زندگی قشنگ تری داره؟

    آویژه:من بگو چه چیزی و کدامیک از اینها که گفتم، می تواند مانع شود که امروز وقتی همسرت از در خانه آمد تو، در آغوشش نکشی و نبوسی اش؟ کدامیک می تواند مانع

    از شادی و بگو بخند های دور همی تو و همسرت و پسرت سر سفره بشود؟ کدامیک می تواند تو را از میوه عمرت، پسر دوست داشتنی ات جدا کند؟ کدامیک اینقدر قدرت

    دارد که احساس نزدیکی و یکی شدن تو و همسرت در لحظات خصوصیتان را دستکاری کند؟
    الهه آذر:فکر کنم تمام مشکلتون ازین طرز تفکر ناشی میشه...
    چی باعث شده به عنوان یه خانووم فکر کنید ارزش و مقام خودتون...شخصیت و بعد انسانی وجودتون رو خونواده شوهر رقم میزنن؟پس نقش شما چی میشه؟
    بینهایت:فرض کن در بهترین حالت همسر یک مرد خانواده دار و با اخلاق و ثروتمند می شدی و صاحب یک پسر زیبا . فکر می کنی اگه طی یک اتفاق همسرت رو از دست می

    دادی الان خوشبخت بودی پسری داشتی که باید تا آخر عمر حسرت نداشتن پدر رو تو چشاش هر روز ببینی.

    وقتی خودتو بتونی دوست داشته باشی دیگران رو هم می تونی دوست داشته باشی.


    حتی پدر مادر همسرت رو. با همه بدیهاشون . چون تو خوبی و تو لایق دادن مهرو محبتی .لیاقت تو کپک زدگی در افکار سرشار از کینه و نفرت گذشته نیست. ارزش تو بوی

    خوش تو به خاطر نگاه زیبات به زندگی هست .
    یکی سنش رفته بالا و هنوز طعم ازدواج و مادر شدن رو نچشیده و دچار پوچی شده و هر از گاهی به خودکشی فکر میکنه
    همسرت تنها تر از تو هست.

    از روی ظاهر زندگی خواهرات باطن زندگی ات رو نشونه نگیر.
    هوای صبح:شما یک خانم تحصیل کرده و مادر یک فرزندی. اعتبار شما از خود شما گرفته میشه. چرا اینقدر خانواده همسرت و دیگران باید در ذهن شما برای اعتبارگیری جایگاه داشته باشند.
    قدر خودت را بهتر بشناس و قدر همسرت.
    توجیه:اگه الان مثلا دستتون شکسته و با کمی مراقبت و صبر میتونه درست بشه طلاق برای شما افتادن توی مسیری هست که دیگه کاملا شما رو نابود خواهد کرد. کمی صبر کنین و مهربانی تون رو ادامه بدین همه چیز درست میشه
    دلتنگ دلجو:مام نعمتهایی رو که داری سر هیچ (واقعا هیچ) می بازی.
    اونقدر روی یک مساله زوم کردی که دیگه اطرافتو خوب نمی بینی و فقط اون یک مساله برات بزرگ شده
    ا
    زندگی موقت :دوستان همه گفتنی ها رو گفتن فکر می کنم دیگه زمان این رسیده که پاشی زندگیتو شاد کنی خیلی شادتر و خاطره انگیز تر
    بااجازتون اون جمله هایی که خیلی ازشون خوشم اومده وبه افکارم جهت دادن رو آبی کردم
    که واقعا عالی بودن
    درپایان امیدوارم آقای
    خاله قزی هم (باتوجه به اینکه لطف میکنن وبه مشکلات اکثرکاربرا رسیدگی میکنن)یه جمله زیبا برام بذارن یه جمله قوی وامیدوارکننده تا اضافه کنم
    جمله زیر شدت ناراحتی قلبم را دوچندان کرد وغمم راافزون کردالحق که درست گفتید اما.........
    پ.ن: نتیجه رفتار غلط و احساسی روابط دوستی بین دختر و پسر قبل از ازدواج

    بینهایت عزیزم :از روی ظاهر زندگی خواهرات باطن زندگی ات رو نشونه نگیر.

    درست گفتید ازروی ظاهرزندگی هیچ کس نبایدباطن زندگی خودمون رو نشانه بگیریم

    ممنون ازهمه عزیزان وسروران:
    ویرایش توسط مامان فربد : شنبه 17 خرداد 93 در ساعت 03:57

  10. 7 کاربر از پست مفید مامان فربد تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 17 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 18 خرداد 93), آویژه (شنبه 17 خرداد 93), بی نهایت (شنبه 17 خرداد 93), بالهای صداقت (سه شنبه 20 خرداد 93), دختر بیخیال (یکشنبه 18 خرداد 93), شیدا. (شنبه 17 خرداد 93)

  11. #56
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    مامان فربد،

    به قول فرشته مهربون، که برای بعضی دوستان می نویسن، زندگی شما پتانسیل عالی شدن داره !!

    وقتی شوهرت اینقدر دوستت داره
    وقتی خانواده ات اینقدر از همسرت راضی هستند و احترامش را دارند،
    وقتی خانواده و پدر و مادر به این فهمیدگی و همسر به این خوبی داری،
    مطمئنم که زندگیت خیلی بهتر خواهد شد.

    امیدوارم زودتر بری سرکار،
    مشکلات مالیتون کمرنگ می شه
    هم از نظر اجتماعی فعال و درگیر می شی،
    هم سرت گرم می شه،
    هم دیگه هر چند روز یه بار دل ما را نمی لرزونی که ای خدااااا این دختره داره الکی الکی زندگیش را خراب می کنه

    بعد می آیی تو این تاپیک از روزهای خوب زندگیت می نویسی.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  12. 7 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 17 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 18 خرداد 93), مامان فربد (شنبه 17 خرداد 93), آویژه (شنبه 17 خرداد 93), بی نهایت (شنبه 17 خرداد 93), دختر بیخیال (یکشنبه 18 خرداد 93), صبا_2009 (یکشنبه 18 خرداد 93)

  13. #57
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 25 مهر 93 [ 19:31]
    تاریخ عضویت
    1393-3-18
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    311
    سطح
    6
    Points: 311, Level: 6
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 23 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام من تازه عضو شدم...در مورد حرفاتون میخواستم یه چیزی بگم...شما خودتون با رضایت ازدواج کردین...این مشکلاتم اکثر زوجا دارن خیلی کوتاه میگم درست کردن زندگی سخت نیست شما اول همه ی راهارو برو بعد احساس نا امیدی کن ولی مطمینم اگه درست بهش فکر کنید راه حلشو خیلی راحت پیدا میکنی...من زیاد تجربه ندارم 22 سالمه تازه ازدواج کردم ولی شدیدا به تلاش کردن تا اخرین لحظه اعتقاد دارم...همه ادما مشکلات دارن ولی اون دسته از ادمایی در مقابل مشکلات کوتاه نمیان زندگی خوبی دارن با همه سختیاش...ولی هیییییچوقت کم نیارررررر....

  14. 7 کاربر از پست مفید ایلر تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 18 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 18 خرداد 93), مامان فربد (یکشنبه 18 خرداد 93), بی نهایت (یکشنبه 18 خرداد 93), دختر بیخیال (سه شنبه 20 خرداد 93), شیدا. (یکشنبه 18 خرداد 93), صبا_2009 (یکشنبه 18 خرداد 93)

  15. #58
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    مامان فرید عزیز

    من اون شرایط طلاق و برای آقای توجیه گفتم، آخه ایشون گفتن که کسانی که در شرایط سخت هستن طلاق نمیگیرن و تحمل میکنن بخاطر اینکه ارزش خودشونو درهمون حد میبینن ، منم گفتم نه همه تو این دسته قرار نمیگیرن بعضیا شرایطشو ندارن.


    شما که عزیزم مشکل خیلی حادی ندارین، آخه چرا نشستی حتی فکر کردی کدوم شرط داری کدومو نداری؟؟


    عزیزم میدونستی شما جز ثروتمندترین زنان دنیا هستین؟؟

    الان حتی ثروتمندترین زن دنیا هم نمیتونه گنجینه ای که شما دارین و داشته باشه، حتی با وجود داشتن تمام پول های دنیا.!

    شوهر شما گنجینه شماست !

    دوست داشتن یک مرد چشم و دل پاک و با اخلاق و که بخاطر همسر و فرزندش از 6 صبح تا 8 شب میره سر کار و آخه با چقدر پول میشه خرید؟؟؟

    میدونی چند تا زن تو دنیا هستن که حسرت فقط یک روز زندگی شما رو دارن!!!/؟؟؟؟ یک سرچ بزنی تو تالار یک عالمه میتونی پیدا کنی.


    ارزو داری جای کسی باشی زندگی های دیگران و میبینی و آرزو میکنی جای اونها باشی؟؟

    باشه ، فقط یادت باشه همه ی زندگی ها یسری مشکلات داره ، هیچ زندگی ای بی مشکل نیست،

    شاید زندگی ای که تو داری از دور میبینی مشکلاتی داشته باشه که روحیات تو نتونه اونها رو تحمل کنه!


    ولی برای صاحب خود اون زندگی ، مشکلاتش زیاد مهم نباشه! و قابل تحمل باشه.برای همینم ماها که از مشکلات خبر نداریم از دور نگاه میکنیم و برامون قشنگ و رویایی میاد.غافل از اینکه با توجه به روحیات خودمون، ما قدرت تحمل اون مشکلات و نداریم، مثلا بعضی زنهای پولدار هستن، که همسراشون چند زنه هستن! یا دوست دختر دارن! خب من نوعی ، به شخصه حاضرم شوهرم فقیر باشه ولی اهل دوست دختر و زنان صیغه ای نباشه! شبا یک تیکه نون خشک و باهم بخوریم ، ولی رو میز شام مون پر از غذاهای رنگ و رنگ نباشه که بعدشم آقای شوهر نصف شب بیاد بگه جات خالی با دوست دخترم شام خوردم!!!!!!!

    مثلا میخوای جای این زن باشی؟

    شوهر پولداره و مغروره و بهم خیانت میکنه؟

    بیا یک لحظه چشماتو ببند ، تصور کن تو یک قصر داری زندگی میکنی، شوهرت اصلا کارخونه داره!
    خیلییییی پولداره!

    خب مثه خانوما نشستی تو قصرت ، برای شوهرت خودتو آراسته کردی، غذا درست کردی! حالا منتظر شدی تا شوهرت از کارخونه اش بیاد و باهم بشینین غذایی که شما ساعت ها برای پخت و تزییینش وقت گذاشتی و عاشقانه میل بفرمایین.

    خانوم منتظر ،ساعت 11 شد نیومد، 12 شد نیومد، 1 شد 2 شد 3 شد نیومد ، 3:30 اومد، آقا شام خوردن میل ندارن، خسته ان میخواین برن بخوابند!!
    حالا این خانوم همه ثروتشم بده، با قصر طلاییش مگه میتونه شوهری بگیره که چشم و دل پاک باشه! سراغ هوس ها و زن های دیگه نره.

    آخه عزیزم مرد خوب و با تمام پول های دنیا هم نمیشه خرید!! چون عزت نفس یک انسان خریدنی نیست، قیمت نداره! نمیشه روش قیمت گذاشت.
    اگه بشه خرید دیگه ارزشمند نیست.برای همین هم یک گنجینه اس! :) یک گنجینه ای که نصیب هرکسی نمیشه!

    دوست داری جای زنهایی باشی ، که نمیدونن حتی شوهرشون الان بغل چه زنی خوابه؟؟؟
    باز عزیزم برو خداتو شکر کن ، تو حداقل میدونی شوهرت کجا هست!!!!!!

    بعضی زندگی ها هست ، که مثه شما با بی پولی ساختن ،حتی با اعتیاد هم ساختن ، اما آقای شوهر الان تو فکر زن دوم هستن!

    آدم بعضی تاپیک هارو میبینه روزی هزار مرتبه خداشو شکر میکنه!! روزی هزار مرتبه سجده شکر هم بجا بیاره بازم کمه.


    عزیزم زندگی ای و میخوای با مشکلاتشون بخواه نه فقط با خوبیهاش.!!!(یادت باشه وقتی آروزیی میکنی که جای دیگران باشی ، فقط خوبی ها نیست ، مشکلاتشونم هست.)

    به این فیلم کوتاه یک نگاهی بنداز، این فیلم فقط 3 دقیقه اس ، فقط تو 3 دقیقه دید تورو نسبت به زندگی تغییر میده!!!

    کفش های من.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : یکشنبه 18 خرداد 93 در ساعت 08:12

  16. 7 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    Farzane-F (یکشنبه 18 خرداد 93), meinoush (یکشنبه 18 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 18 خرداد 93), مامان فربد (یکشنبه 18 خرداد 93), بی نهایت (یکشنبه 18 خرداد 93), شیدا. (یکشنبه 18 خرداد 93), صبا_2009 (یکشنبه 18 خرداد 93)

  17. #59
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 خرداد 94 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-25
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,305
    سطح
    20
    Points: 1,305, Level: 20
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    223

    تشکرشده 126 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مينوش عزيزم شرمنده جمله هاي زيباي انتخابي ازشما از کلکسيون جملات زيبا ي کاربران اتفاقي حذف شده بود

    مينوش
    همسرتون و پسرتون همه اتون مثل يه درختين. خودتون نبايد به ريشه خودتون بزنين. بايد از همسر و پسرتون درست مثل خودتون مراقبت کنين.
    "همسر" يعني همسر. چيزي به معني سر بودن يکي از ديگري نيست. اصلا بعد از ازدواج منطقي نيست اينطور فکر کردن. هر دو نفر بايد براي يه زندگي و يه هدف و براي شادي و ارامش هر دوشون تلاش کنن.

    سلام شيداخانم عزيزم معذرت ميخوام که بانااميديهام يه روزدرميون اينجا درباره طلاق صحبت کردم وشماروناراحت کردم


    ممنون از حرفهاي اميدوارکنندتون: زندگي شما پتانسيل عالي شدن داره خيلي روحيه گرفتم

    بعدازاین همه شنیدن طعنه وکنایه مردم درباره غلط بودن ازدواجم واقعا به دلداریهاتون نیازداشتم

    وپاسخهای همتون مثل قطره های بارانی بود که برکویر وجود خشک شده وترک زده ام بارید

    مردم ظاهرزندگیمو قضاوت میکردن وشما به باطن زندگیم که هیچ مشکلی نداره اشاره کردید

    شیداجان مثلا من الان یه بچه 3ساله دارم وتوفامیلمون خواستگارهایی داشتم حالا بااین وجود

    رودرروی من وای میایستن وبه مامانم میگن حیف شد دخترت عروس مانشد براش ال میکردیم وبل

    میکردیم وبا گفتن این حرفها اینومیرسونن که دخترت بدبخت شد توروخدا اگه همش این

    حرفاروازمردم بشنوی وببینی که همش دارن پشت سرفامیل شوهرت غیبت میکنن ازشوهرت که

    سهله ازخودتم بدت میاد از انتخابت پشیمون میشی

    خداروشکردراین تالار کاربران باشعورو فهمیده مشکلموخوندن ومنو باحرفهاشون تغذیه روحی کردن

    واقعا تغذیه شدم که الان خداروشکرباهمسرم خوب خوبم رابطم به قدری باهاش بدبود

    که حتی هنگام ارتباط زناشویی هم باهاش دعوا میکردم وهمش ازاین کار متنفربودم
    ویرایش توسط مامان فربد : یکشنبه 18 خرداد 93 در ساعت 15:00

  18. 7 کاربر از پست مفید مامان فربد تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 18 خرداد 93), S.H.I.D.E.H (دوشنبه 19 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 18 خرداد 93), آویژه (یکشنبه 18 خرداد 93), بی نهایت (یکشنبه 18 خرداد 93), دختر بیخیال (سه شنبه 20 خرداد 93), شیدا. (یکشنبه 18 خرداد 93)

  19. #60
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 خرداد 94 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-25
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,305
    سطح
    20
    Points: 1,305, Level: 20
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    223

    تشکرشده 126 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ايلر عروس خانم خوشبخت بشی
    هيييييچوقت کم نيارررررر.... چشم عروس خانم ممنون جملاتت عالي بود قوي و اميدوارکننده




    سلام دختربيخيال جونم
    بابا آفرين به مامانتون که انقدرخوب براي دخترش درس زندگي ميده و احسنت به شما که باخوندن حرفهاتون همش احساس ميکنم رشد عقلي پيداکردم


    فدات بشم که اون فيلم کوتاهو برام گذاشتي ديگه برم شادباشم وباهمون کفشهاي پارم اززندگيم لذت ببرم که خداي نکرده ناشکري پاهاموازم نگيره قربون مرامت خيلي ممنون واقعا متحول شدم


    درسته يه زن بايد قدرشوهري که وفادار وباايمان وخوش اخلاقه روبدونه واونوباثروت عوض نکنه




    ممنونم شماخيلي ديدگاه منوعوض کردي تاديروز ميگفتم شوهرخوب اونيه که خونه داشته باشه وپولشو به پاي زنش بريزه باورکن چشام کورشده بود وهمه چي روفقط پول ميديدم


    ولي باخوندن حرفهاتون چشامم بازشده ودارم يواش يواش اطرافمو ميبينم عزيزم اگه وقت کردي بازم به من سربزن شده حتي بايه جمله کوتاه از مامانت من دارم نوشته هاتو کپي ميکنم تا ازشون توزندگيم استفاده کنم

  20. 3 کاربر از پست مفید مامان فربد تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 18 خرداد 93), دختر بیخیال (دوشنبه 19 خرداد 93), شیدا. (یکشنبه 18 خرداد 93)


 
صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جدایی اززندگی دوم
    توسط Elijan در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 24 شهریور 96, 09:32
  2. اززندگی وشوهرم دلم سرد شده عذاب میکشم
    توسط raha2 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 آبان 95, 19:30
  3. اززندگی خسته ام امیدی ندارم
    توسط khanome tanha در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 تیر 90, 14:51
  4. دلسردي اززندگي
    توسط serareh59 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 فروردین 88, 14:19
  5. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 مهر 87, 17:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.