سلام

موردی که مدت ها باهاش درگیرم اینه که من نمیتونم به برنامه ریزی هایی که واسه انجام کارام میکنم عمل کنم .

من راهنمای خوبی واسه دیگران هستم و تا حالا انگیزه های خیلی ها رو زنده کردم ولی نمیدونم خودم چرا اینجوری شدم .

شدم عالم بی عمل

البته من یه چند سالی هست که از کارام نتیجه دلخواهم رو نگرفتم و زمانیکه کاملا مصمم بودم یه عامل خارجی مانع میشده . شکست زیاد خوردم و واسه همین یه کم که نه خیلی میترسم از شکست های بعدی. از بس خودم واسه دیگرون روضه خوندم دیگه حرف هم روم اثر نمیگذاره !!

مثال : من قراره واسه کنکور ارشد بخونم . امروز قرار بود نیم ساعت بیام تو نت و یه چیزیو چک کنم ولی تا الان فقط 2 ساعت از رو صندلیم تکون خوردم .

چی کار کنم که انگیزه هام برگرده ؟

نا امیدیم کم بشه ؟

ترسم بریزه ؟ از ترسم جرآت شروع ندارم .