سلام
ديشب شب يلدا بود پس از مهماني ها و خوشگذروني ها يه مشاجره همه رو از دماغم بيرون كشيد ...
چند وقت پيش همسرم از خواهرزداه ام كه يه دختر دبيرستانيه ناراحت و دلخور شده بود بخاطر كاري كه ازش خواسته و اون انجام نداده .. قبلش بگم كه همسرم با خواهر زاده ام خيلي شوخي داشتن تا حدي كه همسرم به ايشون دستور ميداد و اين طفلك هم اجرا ميكرد .. حالا اينبار تنبلي كرد و به حرفش عمل نكرد ...
هين موضوع باعث بوجود آمدن مشاجره ما شده تا حدي كه همسرم با لجبازي به من ميگه ديگه نبايد به خواهر زاده ام توجهي داشته باشم يا اينكه به خواسته اش عمل كنم .. حتي تو مهموني كه ميگيرم اون نبايد باشه و هزار تا شرط غير منطقي ... وقتي باهاش صحبت ميكنم كه اين رفتارت درست نيست منم خيلي چيزا از خانواده ات ديدم خوبه اينجوري كنم ؟ جواب ميده من زن نيستم مردم هر كاري دلم بخواد ميتونم بكنم واگر تو هم بخواي چنين رفتاري كني تو خونه زندانيت ميكنم منو تهديد و تحقير ميكنه به خانواده ام توهين ميكنه ... و شروع يه مشاجره جديد .....
من نميدونم چطور باهاش رفتار كنم كه از رفتارهاي بچگانه اش دست بر داره .. خواهش ميكنم راهنمايي كنين دوستاي گلم








علاقه مندی ها (Bookmarks)