به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    چطور به خودم و پسرم آرامش بدم!

    فکر می کنم دیگه همگی با مشکلات من آشنا هستید.
    خیلی کم اوردم.
    فقط خودم رو بابت این سرزنش می کنم که چرا دفعات قبل که تصمیم به جدایی گرفتم، عملیش نکردم!
    اونقدر شوهرم و خانواده ش تحت فشارم گذاشتن که اینجا نشین، اونجا بشین، با این حرف نزن، با اون یکی حرف بزن. حرکات بدنشون زشت و بی تربیت. بخدا حجب و حیا رو گذاشتن زیر پا. باور کنید که دیگه بلد نیستم با کسی حرف بزنم. تا میام یه سلام و علیک ساده با کسی بکنم، تمام تنم شروع می کنه به لرزیدن.
    کافیه یه بیرون برای خریدی چیزی بریم بخصوص که با شوهرم باشم اونقدر اعتماد به نفسم پایین اومده که اصلا نمی تونم حتی تو جمع راه برم.
    شوهرم جندروز پیش می گفت من اصلا دوستت نداشتم فقط می خواستم که بیفتین رو دست و پام که طلاقت ندم.
    کافیه یه کم میوه بخورم اونم یه زن شیرده میگه من برای بچه گرفته بودم تو چرا خوردی!
    محل کارم هم با اینکه اومدم بیرون دست بردار نیستن. تازه خیلشون راحت شده که تو محیط نیستم با هزار جور حرف و حدیث مفت زندگیم رو بهم ریختن.
    دارم دیوونه میشم.
    من آبرو و شخصیت و حرمت و احترامم رو آسون به دست نیورده بودم که به این راحتی از دستم رفت.

    خلاصه که اعصابم حسابی داغونه. بعضی وقتا یاده نامردی هایی که در حقم کردن و می کنن که می افنم حسابی بهم می ریزم و کافیه که این طفل معصوم یکم بهانه بگیره، دیگه اعصابم نمی کشه براش.
    وقتی شیر می دم بجای اینکه در نهایت آرامش باشم دوباره یاده تمام نامردیها می افتم و عصبی میشم. بیچاره پسرم.
    پیش خودم گفتم اگه تو کارم به مشکل رسیدم عیب نداره شاید خواست خدا بوده که این دوران اول زندگی پسرم پیشش باشم و خودم مراقب رشد روحیش و جسمیش باشم.
    ولی اصلا نمی تونم خودم رو کنترل کنم.
    شوهرم هم که اصلا توجه نمی کنه. تازگی هام یه کار پیدا کرده نزدیک خونه مادرش و ظهرها میره و اونجا و اونقدر روش کار کردن که به خونم تشنه شده.

    حالا با این اوصاف نمی دونم چجوری به اعصابم مسلط بشم و لااقل شیر حرص و جوش به پسرم ندم؟
    چجوری اعتماد به نفس و عزت نفس از دست رفته ام رو بخودم برگردونم؟
    شوهرم و خانواده ش دیگه لباس جنگ پوشیدن، چطور با حفظ آرامشم کمترین ضرر رو بکنم؟ (مادرشوهرم زیرپای شوهرم نشسته که با پس انداز این مدت زندگی مون برای برادرش یه خونه یا دفتر کار بگیره!)

  2. 2 کاربر از پست مفید هستی تشکرکرده اند .

    هستی (دوشنبه 13 شهریور 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دست دادن دختر به پسر عمو و پسر خاله ها
    توسط Amir ali1234 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 فروردین 97, 12:35
  2. تیکه انداختن پسرم وسط کلاس درس...بازیگوشی بی اندازه پسرم
    توسط آرام دل در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: جمعه 18 مهر 93, 00:57
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  4. علاقه ی شدید پسر به پسر از نوع دیوانه وارش
    توسط hadimoradi38 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 آبان 90, 10:09

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.