سلام عنوان کرده بودم که پسر عموم خواستگارمه و دیروز جواب رد دادم حالا خانوادم با حرفاشون اعتماد به نفس منو از من گرفتن!
همش میگن این پسر خوب و مومنی بود دیگه کسی پیدا نمیشه یا اگه بشه یه خانواده ی پر جمعیتن که همش توشون تحقیر میشی یا امکان داره گیر آدم معتاد بیوفتی .پدرم از حرصش میگه نمیذارم هیچ خواستگاری بیاد چون بدبخت میشی.خواهرم میگه خوشگلاش بی خواستگارن وای به حال تو که اونقدرا قشنگ نیستی.مادرم میگه باید قبول میکردی چون کسی مارو نمیشناسه که بیاد خواستگاری.
از دیروز که این حرفارو میزنن رفتم اتاقم و دارم گریه میکنم چقدر بدبختم من









علاقه مندی ها (Bookmarks)