الان 22 سالمه
پسرم
دوران دبیرستان عاشق یکی شده بودم این ادامه پیدا کرد تا زمانی که رفتم دانشگاه
بعد به طور اتفاقی برای اولین بار با ی دختر فقط تماس تلفنی و اسمسی داشتم به مدت ی سال
بعد تو دانشگاه ی پسری رو دیدم که قبلا همدیگرو میشناختیم ولی فقط در حد شناخت
بعد باهم دوست شدیمو صمیمی شدیم اولش نمیخاستم با هم رابطه داشته باشیم چون میدونستم رابطه با اون برای من یعنی بدبختی و افسردگی چون قبلا تجربه کرده بودم
ولی اون ول کن من نبود به خاطر ی کاری که در انجام اون به من نیاز داشت
خلاصه بعد ی مدت که اون رابطرو ادامه داد دیگه من نتونستم فراموشش کنم و بعد همه فکرم شده بود اون
وفتایی که میبینمش و با همیم خیلی خوشحال میشم حتی اسمس دادن اون باعث خوشحالی من میشه چون فک میکنم اون به یاد منه چون من خیلی کم بهش اس یا زنگ میزنم میترسم بفهمه که من علاقه شدیدی دارم بهش
وفتایی که باهاش هستم دیگه اصلا نمیخام ازش جدا شم میخام همش با اون باشم اصلا دیوونه میشم بی اون و طاقت دوریشو ندارم
اون اصلا همچین آدمی نیست و کلی هم دوس دختر داشته تا حالا الانم داره
وقتی تو خیابون میبینمش اصلا بعدش دیگه ی جوری میشم مثل حالتهای افسردگی شدید.داغون میشم ناراخت میشم
رابطه با اونو ادامه بدم؟ولش کنم؟ بعضی وقتا اون بهم محل نمیزاره
من آآدم نرمالی نیستم؟؟؟
چیکار کنم از این بدبختب در بیام؟؟ چون دیگه واقعا بریدم








علاقه مندی ها (Bookmarks)