به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 آبان 93 [ 02:05]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    455
    سطح
    9
    Points: 455, Level: 9
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registeredTagger Second Class
    تشکرها
    141

    تشکرشده 80 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array

    انتخاب : فراموشی یا شجاعت

    سلام به عزیزان
    پسری هستم ترم اخرلیسانس نرم افزار یک دانشگاه سراسری.متولد 1372
    یک سال هست که با دختری از هم کلاسی های هم رشته ای رابطه ی احساسی فقط از طریق نگاه کردن داشته ام(مطمئن باشید بیشتر از نگاه معمولی).شروع با ایشون بوده چون من اصلا در این وادی ها نبوده ام و فقط تمرکز به کارودرس داشته ام.اما اکنون بسیار به ایشون فکر میکنم و با دیدن حرکاتشون احساس میکنم دقیقا همونی هست که میخام.و وقتی ایشون حضور دارن من ناخواسته تپش قلب می گیرم.اما به دلایل مشکلاتی که وجود داشت از همان اول تا الان هیچ حرکتی نکرده ام با با وجوداین که نه ترسی از مساله ای داشته ونه مشکل در برقراری ارتباط ونه چیز دیگری.مشکل من انتخاب بین رفتن ونرفتنه.

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    من:
    1-یک سال از ایشون کوچکتر هستم اما رفتارم بزرگتر از دوستانم هست به طور معمول(یک سال رو جهشی خوندم وسال اول هم دانشگاه قبول شدم)
    2-سربازی معاف شدم با سه برادری.
    3-من می تونستم از سال سوم درامد خیلی خوبی رو داشته باشم اما چون تصمیم به اپلای گرفتم کار تخصصی رو رها کردم و رفتم دنبال مقاله وتحقیق و ساختن روزمه واسه اپلای.یعنی الان توانایی کاروپول ندارم.چون دیگه وقت نذاشتم واسه یادگیری اون تخصص ها.
    3-به خودم قول داده بودم تا تکلیف درس وکارم مشخص نشه دنبال احساساتم رو نگیرم یا به قول یکی از بزرگای عزیز این سایت وقتی شرایطش رو نداری دمیدن در تنور احساسات ممنوع (این مورد هم نمیدونم چرا اینطوری شد.من سرم پایین بود همیشه :(( )
    4-خونوادم تحصیل کرده و خوب هستند اما مشکلاتی هم دارندکه با اوضاع این جامعه تقریبا طبیعیه.مسائل مالی و ...
    5-میخام که خنده ی زیبای رو لبش مال من بشه.با لبخندش ارامش میگیرم.
    6- یه جورایی خوشتیپم خخخخ.خودم نمیگم بقیه میگن.درسم قویه.مقام هایی دارم.بین دوستان پسر محبوبیت معمولی دارم.با دختر ها رابطه سنگین معمولی در حد درس و پروژه دارم.

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    دختر:
    1-زیبا (از نظر من خیلی)
    2-ارایش میکنن همیشه اما رفتارشون سنگینه و از سبک صحبت هاشون معلومه که با درک وشعور هستن حتی نسبت به بقیه دخترهای ورودی ما.
    3-با دو تا از پسر ها دیدم که مدتی بودن و حتی با یکیشون قرار ازدواج گذاشتن اما بدلیل اعتیاد پسر قضیه منتفی شده.
    4-هیچکدوم از اون دو پسر از نظر من ویژگی های مردونه و یا حتی پسرونه نداشتن متاسفانه و من نمیدونم که همچین خانمی چطور همچین پسرایی رو انتخاب کرده بودن.اون پسرها میدونم که با دخترهای دیگه رابطه جنسی داشتن البته نه با ایشون.این موضوع نگرانم کرد.
    5-بین دوستان دخترشون محبوب و اجتماعی هستن.
    6-احتمالا خونوادشون از نظر ازادی از خونواده ما راحت تر باشن.من مشکلی ندارم چون قراره زندگیم اونور اب باشه و این مسائل فقط مال اینجاست...
    مشکل :
    من یا یک سال دیگه یا سه سال دیگه از ایران میرم.یعنی ایشون باید این مدت رو واسه من بمونه درحالی که به راحتی میتونم بگم لایق خیلی از من بهتر هاهستن و رو زمین نمیمونن.
    یکی میگه بری شهر خودت همه چی رو فراموش میکنی.ولی من نگرانم.شبا نمیخام بخوابم چون دوست دارم بهش فکر کنم.صبح با فکرش بیدار میشم.
    یکی میگه برو جلو که اگه نری بعدا حسرت میخوری.از این هم می ترسم.
    خودم میگم این یک سال یا سه سال بگذره اگه خدا بخواد اونو واست نگه میداره بعدمیری دنبالش.ولی میدونم ایشون خواستگارای زیادی خواهند داشت.
    میدونم خونوادم مخالفت خواهند کرد.حق هم دارند.بدون کار نمیشه رفت جلو.
    بسیار پشیمونم که ازمون ارشد رو به خاطر این که ایشون همیشه جلوی چشمام بوده خراب کردم.نه به خاطر این که یک سال میمونم پشت کنکور.به خاطر این که اگه ارشد رو خوب داده بودم وضعیتم ثبات بیشتری داشت و الان میتونستم پا پیش بگذارم.
    خدایا گناه من بابت گریه های شبونه ای که بهم هدیه دادی چیه؟چرا وقتی شرایطشو نداشتم منو درگیرش کردی؟
    یک ماه بیشتر وقت ندارم اونم همش تو امتحاناس.
    میدونم که ایشون هم از من بدشون نمیاد.
    لطفا راهنماییم کنید دوستان گرامی.

  2. کاربر روبرو از پست مفید man-bedoone-sahar تشکرکرده است .

    فدایی یار (شنبه 28 تیر 93)

  3. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دوست عزیز

    شما بیست و یک ساله هستید.توی سنی که هستی و توی جو دانشگاه این حالت ها عادیه و رخ میده بنظرم شما بشین و به درست برس و هرچه زودتر یه شغل خوب پیدا کن وقتی پس اندازت به حداقل رسید یا یه شغل با درآمد مناسب پیدا کردی پا جلو بزار.چون بدون داشتن شرایط کمتر دختری حاضر به ازدواج میشه

    جمله پایین را خودت دوباره بخوان:

    با دو تا از پسر ها دیدم که مدتی بودن و حتی با یکیشون قرار ازدواج گذاشتن اما بدلیل اعتیاد پسر قضیه منتفی شده.

    چرا داری ماست مالی میکنی بگو دوست پسر داشته دوتا اونم توی دانشگاه فقط و اونایی که من ازشون اطلاع داشتم

    داداش من فدات شم بشین سر درسات واسه ازدواج کردن کلی وقت هست فعلا درسات مهمتره بزار شخصیتت شکل بگیره معیارهای ازدواجت شکل بگیری و واسه زندگیت هدف پیدا کنی قدم جلو بزار نترس اتفاقی نمیوفته و ایشونم ازدواج نمیکنن.گرچه با معیارهایی که شما داری مطمئنا بازم با خانوم هایی آشنا میشی مثل ایشون

    ایشالله درستو میخوانی یه کار خوبم پیدا میکنی شایدم قسمت شد بری اونور آب شرایط فرق میکنه موقعیتت فرق میکنه اونوقت یه انتخاب خوب میکنی ایشونم احتمالا تا آنموقع مجرد باقی میمونن.
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
    ویرایش توسط khaleghezey : یکشنبه 04 خرداد 93 در ساعت 16:22

  4. 7 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 04 خرداد 93), man-bedoone-sahar (یکشنبه 04 خرداد 93), pasta (دوشنبه 05 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 04 خرداد 93), مصباح الهدی (یکشنبه 04 خرداد 93), بانوی آفتاب (سه شنبه 19 اسفند 93), شیدا. (یکشنبه 04 خرداد 93)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام
    یعنی همه این فهمیدگی و طرز فکر و ... رو از نگاهشون فهمیدید ؟
    برادر من مردم چند ماه با هم صحبت می کنن و هنوز نمی تونن راجع به هم نظر قطعی بدن بعد شما با نگاه به این همه نتیجه رسیدی ؟
    شما فقط از ظاهرشون خوشتون اومده اعم از چهره ، خندیدن ،طرز آرایش ، طرز لباس پوشیدن و ...
    اما زندگی خیلی فراتر از این حرفاست ...
    دیدم از بعضی مسائل خیلی اسون گذشتید مثل
    احتمالا خونوادشون از نظر ازادی از خونواده ما راحت تر باشن.من مشکلی ندارم چون قراره زندگیم اونور اب باشه و این مسائل فقط مال اینجاست...
    نه این مسائل فقط برا اینجا نیست ....
    به تناسب مکانی که هستید و امکانات و آزادی ها هم رفتار ایشون هم واکنش شما مهمه.
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  6. 9 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 04 خرداد 93), hanie_66 (سه شنبه 06 خرداد 93), khaleghezey (یکشنبه 04 خرداد 93), man-bedoone-sahar (یکشنبه 04 خرداد 93), pasta (دوشنبه 05 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 04 خرداد 93), مصباح الهدی (یکشنبه 04 خرداد 93), بانوی آفتاب (سه شنبه 19 اسفند 93), شیدا. (یکشنبه 04 خرداد 93)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام

    من یا یک سال دیگه یا سه سال دیگه از ایران میرم
    خودم میگم این یک سال یا سه سال بگذره اگه خدا بخواد اونو واست نگه میداره بعدمیری دنبالش
    اینکه توقع داشته باشید ایشان 1 تا 3 سال منتظر شما باشند اصلا منطقی نیست
    و جز ضرر چیزی برای هیچ کدام شما دو نفر ندارد......
    تاپیک زیر را حتما ببینید.... نسبتا مشابه شما است......
    http://www.hamdardi.net/thread-33460.html

    معیارهای شما قبل از اشنایی با ایشان و یا بهتر است بگویم با حذف احساسات کنونی تان واقعا چیست؟
    ویژگی هایی که شما از این خانم نام بردید فقط مربوط به ظاهر ایشان و بس. و اینکه قبلا دوست پسر داشتند و انهم با افرادی که شما نمی پسندید و میشه این را نکته منفی برشمرد.....
    به جز اینها میشه نقاط قوت این خانم را ذکر کنید؟
    از کجا معلوم که ایشان نیز قصد مهاجرت داشته باشند؟ ایا نظرشان را در این مورد میدانید؟
    وقتی شما پذیرش بگیرید ایا همزمان با شما مقدمات مهاجرت ایشان هم فراهم می شود و با هم میروید و یا باز هم ایشان باید اینجا بمانند و بعد از شما بیایند؟
    شما دقیقا چند درصد قصد رفتن دارید؟ چون به ارشد هم اشاره کردید؟

    ببینید اگر اینده تون را دوست دارید با اراده هر چه تمام تر جلوی احساساتتون بایستید و با منطق 2 موضوع را بررسی کنید
    1) ایا ایشان با معیارهای شما تناسب دارند؟
    2) ایا شما الان امکان خواستگاری از ایشان را دارید یا خیر؟
    اگه نه با زندگی و جوانی تون بازی نکنید
    طبق توضیحاتی که دادید اینده خوب و درخشانی دارید پس بهتر راحت زندگی تون را خراب نکید و بعد افسوس ان را بخورید.

    احتمالا خونوادشون از نظر ازادی از خونواده ما راحت تر باشن.من مشکلی ندارم چون قراره زندگیم اونور اب باشه و این مسائل فقط مال اینجاست...

    نه این مسائل فقط برا اینجا نیست ....
    کاملا با زندگی موفق موافقم.... اگه بدون لحاظ احساس تون بخواهید به این موضوع نگاه کنید باز هم همین نظر را دارید؟؟؟

    بسیار پشیمونم که ازمون ارشد رو به خاطر این که ایشون همیشه جلوی چشمام بوده خراب کردم
    لطفا چشمانتون را باز کنید و اجازه ندهید در اینده بیشتر پشیمون بشید.

    موفق باشید
    ویرایش توسط salehe92 : یکشنبه 04 خرداد 93 در ساعت 16:47

  8. 6 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 04 خرداد 93), khaleghezey (یکشنبه 04 خرداد 93), man-bedoone-sahar (یکشنبه 04 خرداد 93), pasta (دوشنبه 05 خرداد 93), مصباح الهدی (یکشنبه 04 خرداد 93), شیدا. (یکشنبه 04 خرداد 93)

  9. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 آبان 93 [ 02:05]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    455
    سطح
    9
    Points: 455, Level: 9
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registeredTagger Second Class
    تشکرها
    141

    تشکرشده 80 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    صالحه خانم عزیز
    ممنونم
    تاپیک رو خوندم .البته تنها نکته ی مشترکمون با ایشون نبودن شرایط مناسب برای ازدواجه.
    ببینید من منطقی هستم خب؟در واقع از اول میدونستم که جواب دوستان چی خواهد بود اما گفتم شاید بازم راه دیگه ای باشه.
    در عین حال که به شدت ایشون رو میخام درعین حال که 6 ماهه جلوی چشمامه،درعین حال که بچه نیستم اما شبای زیادی واسش چشام خیس بوده، اگه تا یک ماهه دیگه به هر دلیلی کاری از دستم بر نیاد ایشون رو به طور کامل از ذهنم پاک میکنم.
    گرچه خیلی خیلی سخته باور کنید سخته.
    اما معیار های مهم تری از خودم توی زندگیم دارم مثل خونوادم که علتش رو اینجا نمیگم چون تا همینجا که همه چی خوب بود گفتید
    نه چه برسه به یه سری مشکلاتی که از نظر من خیلی بزرگه و مربوط میشه به خونوادم و نیاز اون ها به کمک های من.
    احساس میکنم توی این یه سالی که این احساس رودارم خیلی رشد کردم.چون خیلی سختی کشیدم و به قبل از اون دوران که فکر میکنم می بینم چقد بی ارزش بوده فکرام.
    عشق من به ایشون بسیار پاک بوده و نسبت به دیگرانی که دوست پسر یا دوست دختر هم میشن خندم میگیره و فک میکنم که اونها کمترین سطح از علاقه و دوست داشتن رو درک کردن.
    البته بعد از این قضیه هم انگیزه ای جز خونوادم واسه ادامه ندارم.جدی میگم.مگه این که به گفته ی شما زمان حلش کنه.
    تا اینجای زندگیم تنها چیز زیبایی که تو عمرم دیدم همین حس بوده به ایشون.
    اره گویا مسیر ما به همدیگه راهی نداره.باشه هرجا میره ارزوی من واسه خوشبختیش اونو در بر می گیره و اون نخواهد دونست که این خوشحالی و شادی اون از چه بابته...
    میرم به سمت حذف کردن اون.امیدوارم به حذف خودم منجر نشه.......
    خداکنه که بارون بباره اخه تورو به یاد من میاره

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 دی 93 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1393-2-11
    نوشته ها
    268
    امتیاز
    1,216
    سطح
    19
    Points: 1,216, Level: 19
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 1,029 در 261 پست

    Rep Power
    41
    Array
    سلام
    درود درود درود
    خانمهای محترم تالار یک سوال اساسی دارم
    شما معتقدید که مردها نباید از روی ظاهر عاشق کسی بشن و از طرف مقابل خواستگاری کنند (اصل اول همه خانم ها)
    بعد معتقدید که مردها باید اخلاق و رفتار یک دختر رو ببینند و عاشق اخلاقیات و خلق و خو و شخصیت یک خانم بشند نه ظاهر (اصل دوم همه خانم ها)
    اما در کنار این موارد معتقدید که پسر نباید راه دوستی را در پیش بگیرد و باید از طریق سنتی و بصورت رسمی از شما خواستگاری کند (اصل سوم نیوتن ... 100 درصد موافقم )
    بنظرتون میشه اون پسر بدون اینکه با دختر دوست باشه و مدتی با هم باشن عاشق رفتار و اخلاقیات دختر بشه
    ؟؟؟
    این سه حالت و فرض تواما ممکن نیستند!!!!!!!!!!

    من فردی هستم که نسبت به ایرادات دوستی و اشتباه بودن اون کاملا مثل شما فکر میکنم اما نسبت به دو اصل دیگه 180 درجه با شما مخالفم

    فرضا وقتی من یک دختر رو در خیابون میبینم و حس میکنم ظاهرش همون چیزیه که مد نظر منه و بواسطه پوششی که داره و آرایشش و سایر مسائل تا حدودی حدس میزنم که جایگاه اجتماعی و فرهنگی و مذهبی خودش و خانوادش در چه حدیهو حتی در خصوص سنش و اینکه از لحاظ تفکرات به هم میخوریم تخمین میزنم
    بعد به خواستگاری طرف مقابل میرم و جایگاه خودش و خانوادش رو یک بررسی اولیه میکنم اگر همون چیزی بود که به من میخورند در دوران آَشنایی که به نظرم حداقل 6 ماهه سعی میکنم خلقیات طرف مقابل رو بسنجم
    و در نهایت ازدواج و ...

    لطفا انقدر این موضوع رو پیچیده نکنید

    هر پسری میگه من از ظاهر یه دختر خوشم اومده و فکر میکنم همسر ایده آل منه فوری دلسردش میکنید
    خوب پس باید از چه چیزیش خوشش بیاد که پا پیش بذاره (همینجا یه نکته کنکوری بگم:در این جمله واج آرایی حرف شین رخ داده است )

    وقتی دوستی رو منع میکنیم چطوری میتونیم از پسرا انتظار داشته باشیم که بواسطه اخلاق طرف مقابل پا پیش بذارن

    نمونه زنده این موضوع خانم صبوری هستند که گفتند سر کار برخورد خشک و رسمی دارند و حتی عصبانی شدند و ...

    لطفا توقع نشدنی و غیر ممکن از دیگران نداشته باشید
    ویرایش توسط معاون کلانتر : یکشنبه 04 خرداد 93 در ساعت 20:41

  11. 3 کاربر از پست مفید معاون کلانتر تشکرکرده اند .

    man-bedoone-sahar (یکشنبه 04 خرداد 93), pasta (دوشنبه 05 خرداد 93), پونیو (یکشنبه 11 خرداد 93)

  12. #7
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پسرها در روابط دوستی دنبال این نیستند که عاشق اخلاقیات دختری شوند. هدف از روابط دوستی را همه می دانند. در این روابط همه چیز هست به جز عشق. آن چیزی هم که این افراد عشق می نامند فقط یک حالت انگیزشی معطوف به هدف است نه یک عاطفه خاص و در مغز آنها حالتی شبیه به اختلال وسواس فکری عملی و اعتیاد رخ میدهد. همان فرایندها تکرار می شود در همان ناحیه مغز. این بهترین حالتش است. بیشتر پسرها دنبال ارضای نیازهایشان هستند و الان بیشتر پسرهایی که وارد این روابط شده اند فقط با یک دختر رابطه ندارند. عشقی که شما می گویید بیشتر بعد از زندگی مشترک شکل می گیرد و بستگی به شخصیت زوج ها دارد. قبل از ازدواج یک علاقه دقت کنید علاقه نه عشق لازم است.

  13. 2 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 04 خرداد 93)

  14. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    با سلام

    بنظرتون میشه اون پسر بدون اینکه با دختر دوست باشه و مدتی با هم باشن عاشق رفتار و اخلاقیات دختر بشه؟؟؟
    در ابتدا قرار نیست عاشق بشوند بلکه قرار اشنا بشوند.

    فرضا وقتی من یک دختر رو در خیابون میبینم و حس میکنم ظاهرش همون چیزیه که مد نظر منه و بواسطه پوششی که داره و آرایشش و سایر مسائل تا حدودی حدس میزنم که جایگاه اجتماعی و فرهنگی و مذهبی خودش و خانوادش در چه حدیهو حتی در خصوص سنش و اینکه از لحاظ تفکرات به هم میخوریم تخمین میزنم
    بعد به خواستگاری طرف مقابل میرم و جایگاه خودش و خانوادش رو یک بررسی اولیه میکنم اگر همون چیزی بود که به من میخورند در دوران آَشنایی که به نظرم حداقل 6 ماهه سعی میکنم خلقیات طرف مقابل رو بسنجم
    وقتی فردی را در خیابان ببینید، خیر امکان اشنایی با اخلاق و منش و شخصیت دختر خانم وجود ندارد.
    ولی هنگامیکه با خانمی در محیط دانشگاه اشنا می شوید علاوه بر ظاهر با طرز فکر و گفتار و رفتار ایشان نیز تا حدی، حتی خیلی کم اشنا می شوید و همچنین می توانید از علاقه و استعداد و اهداف تحصیلی ایشان نیز تا حدی اطلاع کسب کنید و اگر پسندیدید، به طور رسمی جهت اشنایی بیشتر اقدام فرمایید.
    ایشان در دانشگاه اشنا شدند، انتظار می رود که علاوه بر ظاهر، دیگر نقاط قوت ایشان را هم دیده باشند....

    از اقایان اطلاع ندارم که چه قدر ظاهر برایشان اهمیت دارد ولی بعنوان یک دختر ظاهر را معیار اول برای انتخاب اصلا نمیدانم و فکر نمی کنم که صرفا با دیدن ظاهر فرد امکان کسب اطلاعات کافی فراهم شود....همچنین به نظرم با ظاهر میشه سازش کرد ولی با اخلاق بد اصلا.

    هر پسری میگه من از ظاهر یه دختر خوشم اومده و فکر میکنم همسر ایده آل منه فوری دلسردش میکنید
    خوب پس باید از چه چیزیش خوشش بیاد که پا پیش بذاره
    http://www.hamdardi.net/thread-9311.html
    این تاپیک را ببینید.... موارد مشابه در انتخاب دختر هم صدق می کنه.....

    و از مدیرهمدردی بابت ارسال این پست عذرخواهی می کنم....
    جناب معاون کلانتر جهت ادامه بحث باید به انجمن ازاد مراجعه کنیم.....

    جناب "من بدون سحر" اگر مایل بودید این کتاب را هم مطالعه بفرمایید.
    http://www.hamdardi.net/thread-33505.html

  15. 2 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93), man-bedoone-sahar (دوشنبه 05 خرداد 93)

  16. #9
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط man-bedoone-sahar نمایش پست ها
    دختر:
    1-زیبا (از نظر من خیلی)
    2-ارایش میکنن همیشه اما رفتارشون سنگینه و از سبک صحبت هاشون معلومه که با درک وشعور هستن حتی نسبت به بقیه دخترهای ورودی ما.
    3-با دو تا از پسر ها دیدم که مدتی بودن و حتی با یکیشون قرار ازدواج گذاشتن اما بدلیل اعتیاد پسر قضیه منتفی شده.
    4-هیچکدوم از اون دو پسر از نظر من ویژگی های مردونه و یا حتی پسرونه نداشتن متاسفانه و من نمیدونم که همچین خانمی چطور همچین پسرایی رو انتخاب کرده بودن.اون پسرها میدونم که با دخترهای دیگه رابطه جنسی داشتن البته نه با ایشون.این موضوع نگرانم کرد.
    5-بین دوستان دخترشون محبوب و اجتماعی هستن.
    6-احتمالا خونوادشون از نظر ازادی از خونواده ما راحت تر باشن.من مشکلی ندارم چون قراره زندگیم اونور اب باشه و این مسائل فقط مال اینجاست...
    ایشون از دوست پسرهایی که انتخاب کرده و روابطی که داشته وضعیتش معلومه.
    شما می گی من نمی دونم چرا اینا رو انتخاب کرده؟
    تازه تضمین هم می کنی پسرها با بقیه رابطه داشتن، با ایشون نداشتن!!

    حرفهایی که در مورد خوبی دختر خانم زدی (زیبایی و نجابت و خانواده و ....) مستنداتی براش نداشتی، ما هم که ندیدیم، قبول.
    اما برای احتمال "نامناسب" بودنش یک سند خیلی خوب ارائه کردی.

    1- دوست پسر داشتند. اونم دوتا (تازه به قول آقای خاله قزی، تا اونجایی که شما خبر داری. بقیه اش بماند)
    2- دوست پسرهای مذکور دوست دخترهااااایی داشتند. هر دختری با پسری که دوست دخترهاااااایی داشته دوست نمی شه. برای دخترها هم مهم هست طرفشون کیه. حتی برای دوستی. مگر این که خودش هم ...
    3- دوست پسرهای مذکور یکیش معتاد از آب دراومده. درسته دختر نمی تونه خیلی مقصر باشه. ولی جذب همچین شخصیتی شدن و با همچین کسی بودن ( که اعتیادش راحت تو دانشگاه مطرح است!! ) خیلی نکته مثبتی نیست.
    4- دوست پسرهاش با دوست دخترهای قبلیشون رابطه جنسی داشتن. با دختر مورد نظر شما هم چون دوست نداری، می خوای باور کنی که نداشتند!

    این ور آب و اونور آب هیچ فرقی نداره. چیزی که تعیین کننده است خانواده و تربیت فرد هست.
    قرار نیست تربیتش عوض بشه که. شخصیتش شکل گرفته است. اونور آب دستش باز تر میشه. اگر شما اینجا نمره ات 50 است، اونجا بشه 70
    ایشون نمره ی 60 داشته باشه، می شه 80
    (منظورم از این اعداد فقط میزان تغییر است. تعیین جهت و نوع و ... با خودتون)


    جواب همه دوستان را با تمسخر و چند تا شکلک و ... دادی که خیلی جالب نبود. می شه بدون غش و ضعف کردن از خنده هم جوابی را رد کرد و بدون خخخخخخخ مخالفت کرد.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  17. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93), martin98 (یکشنبه 04 خرداد 93), mohammad6599 (چهارشنبه 07 خرداد 93), یزدانی (دوشنبه 05 خرداد 93), شمیم الزهرا (دوشنبه 05 خرداد 93)

  18. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 دی 93 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1393-2-11
    نوشته ها
    268
    امتیاز
    1,216
    سطح
    19
    Points: 1,216, Level: 19
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 1,029 در 261 پست

    Rep Power
    41
    Array
    سلام
    خانم صالحه چرا دعوا میکنید (معلومه که خیلی دلتون پره)
    من فقط مثال زدم که فرضا اگر دختری را در بیرون ببینیم
    که شما خیلی کامل به مثال نگاه نکردید (دختران خیابانی و... !)بعد هم که منو ارجاع دادید به آقای مدیر و اینکه صحبت نکنم و ...

    استفاده از واژه خیابان فقط بیان یک مثال در نوشته من بود من اون واژه رو اصلاح میکنم
    فرضا وقتی من یک دختر رو در خیابون(این کلمه رو اصلاح میکنم) در دانشگاه میبینم و ...

    اما در خصوص تاپیکی که ارجاع دادید و بعبارتی کار من رو خیلی راحت کردید اولا یک سوال : شما چهار بند اولیه اون مقاله رو خوندید!!!

    یكم :
    هر ‌پسری بر اساس سلیقه، طرز نگرش،‌اعتقادات،‌وضعیت اقتصادی، احساسات،‌ و تفكر خود به دنبال همسر می گردد.

    دوم :
    در بین پسرها هم مثل دختران پراكندگی و تفاوت گسترده ای وجود دارد، یعنی هر پسری بر اساس مواردی كه در بند یك برشمردیم ، دیدگاههای مختلفی برای انتخاب همسر دارد.

    سوم:
    البته دخترها هم متفاوتند و ایده آلهایشان در زندگی و توقعاتشان از همسرشان متفاوت هست.

    چهارم :
    با توجه به موارد بالا هر دختری نمی تواند برای هر پسری ایده آل باشد و به عكس
    مثلا: برای یك پسر مذهبی ، دختری كه آرایش می كند و بیرون از منزل می آید مطلوب نیست. و برای دختر مذهبی نیز پسری كه با دختران بگو و بخند دارد مطلوب نیست.

    اما مثالی که زدم رو بر اساس چهار بند مقاله ای که معرفی کردید ولی با دقت نخوندید شرح میدم :

    فرضا وقتی من یک دختر رو در دانشگاه میبینم و حس میکنم (احساسات بند 1) ظاهرش همون چیزیه که مد نظر منه (یعنی همون سلیقه بند 1) و بواسطه پوششی که داره و آرایشش (مثال بند 4)و سایر مسائل تا حدودی حدس میزنم که جایگاه اجتماعی و فرهنگی و مذهبی (اعتقادات و وضعیت اقتصادی بند 1) خودش و خانوادش در چه حدیه و حتی در خصوص سنش و اینکه از لحاظ تفکرات به هم میخوریم (تفکر بند 1) تخمین میزنم
    بعد به خواستگاری طرف مقابل میرم و جایگاه خودش و خانوادش رو یک بررسی اولیه میکنم اگر همون چیزی بود که به من میخورند در دوران آَشنایی که به نظرم حداقل 6 ماهه سعی میکنم خلقیات طرف مقابل رو بسنجم
    .................................................. ...
    تا اسم ظاهر رو آوردم خیلی حساس شدید
    اولا منظور من از ظاهر فقط صورت و فرضا چشم و ابرو و گونه و بینی و این چیزها نبود منظور من انطباق مشخصات غیر باطنی و مشهود طرف مقابل با معیارها و خواسته های خودم بود حالا چه صورتش چه قدش چه اندامش چه پوشش چه صداش چه نحوه راه رفتنش چه آرایشش چه مدل حرف زدنش چه برخوردش و ...............

    ثانیا چرا تا اسم ظاهر میاد هرج و مرج میشه
    یعنی پسرا از ظاهر یک دختر بی بند و بار بیشتر از یک دختر سنگین و با وقار و باشخصیت خوشششون میاد و اونو برای ازدواج انتخاب میکنند!!!؟؟؟(سوء تفاهم محض!!!)

    تازه اگر فقط جنبه زیبایی رو در نظر بگیرید من نگفتم و نمیگم و نخواهم گفت که همسرم مدل یا مانکن باشه یا عروسک باربی ، شاید من از همسری خوشم بیاد که چاق و قد کوتاه باشه یا لاغر و قد بلند یا چشماش درشت باشه یا چشماش ریز باشه (گفتم اگر فقط جنبه زیبایی ملاک باشد امیدوارم همین مثال بعدا داستان نشه ...)

    مگه توی بند دوم مقاله نگفته :در بین پسرها پراكندگی و تفاوت گسترده ای وجود دارد، یعنی هر پسری، دیدگاههای مختلفی برای انتخاب همسر دارد.
    چرا فکر میکنید پسر ها فقط با دخترایی عمل کرده یا خیلی زیبا ازدواج میکنند ؟تا جایی که من میدونم اکثر پسرها از دختران خیلی زیبا گریزانند و مثلا میگند فلانی چون خیلی زیباست به هم نمیخوریم و همین باعث میشه طرف اون دختر نرند

    بعضی ها هم که خیلی خشک و بسته فکر میکنند زیبایی رو عامل منفی میدونند مثلا میگند معلوم نیست که تا حالا با چند تا پسر دوست بوده یا این دختر بعدها به من خیانت میکنه و ...

    از اقایان اطلاع ندارم که چه قدر ظاهر برایشان اهمیت دارد ولی بعنوان یک دختر ظاهر را معیار اول برای انتخاب اصلا نمیدانم و فکر نمی کنم که صرفا با دیدن ظاهر فرد امکان کسب اطلاعات کافی فراهم شود.
    در بند 3 گفته شده که :دخترها متفاوتند و ایده آلهایشان در زندگی و توقعاتشان از همسرشان متفاوت هست.

    پس شما که ایده آل هاتون متفاوته نباید ایده آلهای دیگران رو بواسطه اینکه شبیه شما نیست نادرست بدونید

    هنگامیکه با خانمی در محیط دانشگاه اشنا می شوید علاوه بر ظاهر با طرز فکر و گفتار و رفتار ایشان نیز تا حدی، حتی خیلی کم اشنا می شوید
    خودتون هم قبول دارید که خیلی کم و در حد نزدیک به صفر میشه آشنا شد بعد انتظار دارید طرف مقابل بر اساس اخلاق شما بیاد خواستگاریتون
    بازم اون جمله ای که بهش ایراد گرفتید و بد تفسیرش کردید رو کنار جمله اتون میذارم
    فرضا وقتی من یک دختر رو در دانشگاه میبینم و حس میکنم ظاهرش همون چیزیه که مد نظر منه و بواسطه پوششی که داره و آرایشش و سایر مسائل تا حدودی حدس میزنم که جایگاه اجتماعی و فرهنگی و مذهبی خودش و خانوادش در چه حدیه و حتی در خصوص سنش و اینکه از لحاظ تفکرات به هم میخوریم تخمین میزنم

    چون دانشگاه محل تحصیله و محل ابراز تفکرات شخصی و برقراری رابطه نیست تا بشه از خلق و خو طرف مقابل سر درآورد
    محل کار و سایر محیط های اجتماعی هم به همین شکل

    زمانی که من دانشجو بودم دختر های کلاس فقط سر ساعت وارد کلاس میشدند و تمام فکر و ذکر ما پاس کردن درس و توجه به صحبت های استاد بود و بلافاصله بعد از اتمام درس از کلاس خارج میشدیم و به هیچ وجه هیچ پسری با هیچ دختری بجز سلام علیک حتی احوالپرسی هم نمیکرد و سر کلاس همه ساکت بودند ومثلا دختر ها از خلق و خوی خودشون چیزی نمیگفتن
    و مثلا نهایتا از روی آرایشی که کرده و نشست و برخاستش یا لحن حرف زدنش حدس میزدیم که طرف مقابل مذهبیه و خانواده مذهبی داره و مثلا من که مذهبی هستم مشخصاتش با من میخونه

    یعنی از روی مشخصات ظاهری طرف مقابل میشد یه حدس هایی به قول شما خیلی کم زد که طرف مقابل به ما میخوره یا نه

    شاید شما با هم اردو و مسافرت و گشت و گذار میرید یا سر کلاس استادتون بجای درس نظرات شخصی شما رو میخواد که مثلا بجای فرمول نیرو ازتون میپرسه نظرتان راجع به خوشبختی چیست

    نمیدونم چرا انقدر مسر هستید که کسی که در محیط دانشگاه از شما خواستگاری میکنه یعنی با خلق و خو و تفکرات شما آشنایی داشته
    در حالی که طرف مقابل فقط یه محک خیلی کوچک از شما زده و بر اساس ظواهر اومده جلو

    و با خودش اینطور تصمیم گیری کرده که در جلسات خواستگاری و آشنایی از روحیات و خلق و خوی شما خبر دار میشه

    بازم میگم اصلا از دید شما به قضیه نگاه میکنیم من از صورت زیبای یک دختر خوشم میاد بعد چه اتفاقی می افته همون لحظه خطبه عقد رو بین ما میخونن

    یا مراحل خاصی قراره طی بشه
    مثلا من از دختر مورد نظر درخواست میکنم به خواستگاری اش برم بعد در جلسه خواستگاری خانواده ها همدیگه رو میبینند و به برسی هم میپردازند
    و ما در خصوص معیار هامون صحبت میکنیم و جلسات نامزدی و شناخت رو دنبال میکنیم و در نهایت ازدواج


    خانم صالحه اما تکلیف افرادی که در رشته اشان دختر تحصیل نمیکرده چیه یا اونهایی که مثلا 15 نفر پسر و 2 نفر دختر در کلاس بودند
    یا افرادی که در محیط کار یا محیط های اجتماعی با دختر ها سر و کار ندارند یا با تعداد انگشت شماری دختر زیاد در رفت و آمد هستند (مثل خود من)
    با این تفاسیر من فقط میتونم از بین 3 یا 4 دختر همسر ایده الم رو انتخاب کنم و اگر نشد از فامیل !!!؟؟؟
    اگر مثلا وارد یک دفتر بیمه بشم و فقط اونجا یکبار کارداشته باشم و دختری رو ببینم که به نظرم با معیار هام میخونه باید چیکار کنم ، کارمند اون قسمت بشم !!
    یا ازش خواستگاری کنم و وارد فاز شناخت بشم


    خانم صالحه گرامی من فقط بصورت کلی گفتم چون در چند تاپیک دیگه هم این موضوع بصورت موازی توسط اعضای خانم این تالار داره بیان میشه که پسر نباید بر مبنای ظاهر دختر از طرف مقابل خواستگاری کنه و باید باطن دختر رو بسنجه و ... که به نظر نشدنیه

    امیدوارم از حرفام ناراحت نشده باشید
    بحر حال حرفی که به نظرم لازم بود رو گفتم و دیگه ادامه نخواهم داد
    .................................................. .................................................. ...........
    دوست عزیز
    آقای man-bedoone-sahar
    من چند سال از شما بزرگترم و اگر من رو بعنوان برادر بزرگ و دوست خودت بدونی نه یک مشاور (که در واقعیت هم مشاور نیستم)
    شاید باورت نشه ولی بارها در دوراهی که شما الان در اون قرار گرفتی حظور داشتم و بجای شجاعت فراموشی رو انتخاب کردم

    یه ضرب المثل هست که میگه نقد رو بچسب نسیه رو ول کن
    اولین و مهمترین لازمه تشکیل خانواده برای هر مردی داشتن شغل مناسب و بزاعت مالیه

    منم قرار بود وقتی فارغ التحصیل میشم با توجه به افرادی که فارغ التحصیل رشته ما بودند و تخصص من رو داشتند ماهی 20 میلیون حقوق دریافت کنم اونم فقط با مدرک کارشناسی و چند نرم افزار محدود

    اما واقعیت اینه که در حال حاظر بیکارم و حتی هزار تومن هم پول به حساب من ریخته نمیشه و وضع مالی من فاجعه باره

    شما گفتید خانوادتون بنیه مالی قوی ندارن که دیگه بدتر

    خدا رو شکر میکنم که بقول نوشته خودت به نقل از مدیر همدردی در تنور احساسات ندمیدم و با فراموشی خاموشش کردم

    باور کن همین که طرف مقابل رو از خواسته قلبی و علاقه خودت مطلع کنی بعد از چند روز از کار خودت پشیمون میشی و نسبت بهش مسئولیت پیدا میکنی و زیر بار مشکلات فراوانی میری

    متاسفانه برادر من و بعضی دوستام همچین کاری رو کردند و بجای اون فانتزی هایی که از بودن با دختر مورد علاقه اشون در ذهنشون بود دوران کابوس واری رو تجربه کردند

    هیچ دختری انقدر صبر نداره و حاظر نیست تحت این شرایط به پای خواستگارش بمونه و حتی اگر بمونه فشار زیادی به شما وارد میشه چون دروغ یا راست از فردای اون روز کلی خواستگار برای اون دختر پیدا میشه و خانواده اون دختر و علی الخصوص پدرش اون دختر رو در فشار و منگنه قرار میده تا زودتر بله رو به خواستگاری که وضعیت خوبی داره بده و اون دختر همین فشار رو چند برابر میکنه و به تو انتقال میده

    پس تا وقتی که کار و درآمد مناسب و لازم جهت گذران زندگی رو نداری دور ازدواج و عشق و عاشقی رو خط بکش که لذت نامزدی پسر بیکار مثل لیمو شیرین بعد از مدتی کوتاه تلخ تلخ میشه و فقط دنبال این میگردی که همه چی رو قورت بدی یا هر چیزی که داری میخوری رو بریزی بیرون و تلخیش تا مدت زیادی کامت رو تلخ نگه میداره

    بهت حق میدم چون تا حالا جلسه خواستگاری رو تجربه نکردی و زیر بار مسئولیت و توقعات خانواده دختر نرفتی تا ببینی چه حسی داره !

    به خودم قول داده بودم تا تکلیف درس وکارم مشخص نشه دنبال احساساتم رو نگیرم یا به قول یکی از بزرگای عزیز این سایت وقتی شرایطش رو نداری دمیدن در تنور احساسات ممنوع (این مورد هم نمیدونم چرا اینطوری شد.من سرم پایین بود همیشه :(( )
    پس خیلی عجولانه اقدام نکن و اول شرایط ازدواج رو محیا کن

    در خصوص اینکه اون دختر دوست پسر داشته و حتی تا خواستگاری پیشرفته و پسره معتاد هم بوده و با دخترای دیگه رابطه جنسی داشته

    به نظر من نشون میده اون دختر چقدر سطح پایین فکر میکنه و اصلا گزینه مناسبی برای ازدواج نیست و حتی اگر اون دختر واقعا سنگین و پاک باشه همین مسئله بعداز ازدواج دغدغه اصلی ذهن تو میشه که نکنه قبلا رابطه داشته و بهم دروغ گفته و ...


    موضوع مهم اینه که تو نسبت به اون دختر دچار احساسات شدی و قلبت پیش اونه و اینطوری نمیتونی تصمیم صحیح رو بگیری

    عاشق کر و کور میشه و بدی ها رو نمیبینه

    به نظرم یا شرایط رو محیا کن یا به همین ارتباط چشمی هم که داری پایان بده

    کاری که من بارها مجبور به انجامش شدم و انجامش دادم اما بعد ها متوجه شدم بهترین کار ممکن رو کردم

    موفق باشی

  19. 6 کاربر از پست مفید معاون کلانتر تشکرکرده اند .

    hanie_66 (سه شنبه 06 خرداد 93), khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93), man-bedoone-sahar (دوشنبه 05 خرداد 93), pasta (دوشنبه 05 خرداد 93), salehe92 (دوشنبه 05 خرداد 93), شیدا. (یکشنبه 12 مرداد 93)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 27 مرداد 97, 08:50
  2. روش های جلب اطاعت
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 آبان 96, 19:08
  3. 48 ساعت تا طلاق کمک کنید
    توسط ehsan67 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 11 مرداد 92, 01:37
  4. * ساعت 21 را فراموش نکنیم *
    توسط lord.hamed در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 تیر 92, 22:55
  5. مرکز خدمات مشاوره ای صنعت نفت
    توسط مدیرهمدردی در انجمن معرفی سایت های روانشناسی،مشاوره ازدواج و خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 28 دی 86, 13:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.