به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 88

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 05 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    15,085
    سطح
    79
    Points: 15,085, Level: 79
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 265
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,423

    تشکرشده 552 در 189 پست

    Rep Power
    57
    Array
    بنده هم اگر احیانا سهمی در چنین رنجش شدیدی در خانم آکوا دارم عذرخواهی میکنم.
    به شخصه از تاپیکهای آقا پژمان عزیز و این تاپیک عبرتهای زیادی گرفتم و سعی میکنم که در آینده آنها را حتما به کار ببندم و برای ازدواج و شروع زندگی مشترک چشم و گوش خود را بیشتر باز کنم.
    آقا پژمان امیدوارم هر چه زودتر شما را در شرکت نفت ملاقات کنم متاسفانه امکان دسترسی به ایمیل یکدیگر را نداریم تا برای طی مراحل استخدامی راهنمایی بیشتری به شما دهم ولی فکر میکنم پستی را که پیشتر در اواخر تاپیک قبلیتان در این مورد گذاشته بودم برایتان مفید باشد.
    همینجا از این سایت و اعضای دلسوز و مشکل گشایش خداحافظی میکنم.

  2. 2 کاربر از پست مفید اثر راشومون تشکرکرده اند .

    aqua_68 (سه شنبه 25 تیر 92), گل آرا (سه شنبه 25 تیر 92)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آبان 98 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1391-9-15
    نوشته ها
    336
    امتیاز
    7,732
    سطح
    58
    Points: 7,732, Level: 58
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    626

    تشکرشده 656 در 231 پست

    Rep Power
    48
    Array
    aqua عزیز یادم رفت بهت بگم که اسمی که واسه تاپیکت انتخاب کردی خیلی چالش بر انگیزه و قطعا برات مهمه که این زندگی به زیباترین زندگی تبدیل بشه بهت تبریک میگم تو خیلی دختر باهوشی هستی و امیدوارم از هوشت در بهترین مقاطع و مراحل زندگیت استفاده کنی
    میخوام چندتا مسئله رو برات یادآوری کنم شاید تکراری باشه ولی تکرارش ضرر نداره
    .... مردها دوست ندارن که زنشون حاضر جواب باشه مردها دوست ندارن که زنشون بهشون گیر بده ازشون ایراد بگیره بهشون دستور بده براشون تعیین تکلیف کنه مردها دوست ندارن که دیگران براشون تصمیم بگیرن
    ازت میخوام که پژمان رو باور کنی بهش اعتماد کن بهش ایمان داشته باش تا حالا شاید شاید شاید تو خواستی که پژمان به خواسته تو زندگی رو بپرخونه شاید چون یکسال از اون بزرگتری احساس مسئولیت بیشتری میکنی ولی حالا تو مسائل بزرگ زندگی رو بسپار به مرد زندگیت بهش ایمان داشته باش اینکه کجا کار کنه چقدر بهش حقوق میدن با کی کار کنه و بخواد محل زندگیتون رو عوض کنه اینها رو بسپار به پژمان البته مطمئن باش اون میاد با تو مشورت میکنه و تو نظرت رو بده مخالفتت رو عنوان کن ولی همسرت رو مجبور نکن که با مخالفتهات راه بیاد بزار یه جاهائی اون تصمیم گیرنده باشه حتی اگه اشتباه باشه بزار بره یه جاهائی باید مسئولیت زندگی رو بسپاری به مردت بزار خودش رو بهت ثابت کنه شاید نزاشتی که خودش رو به تو و اطرافیانت نشون بده پس ازت میخوام از امروز یه تصمیم هائی واسه زندگیتون بگیری مثلا
    مشکلات زندگیت رو خودت به همراه پژمان حل کنین نفر سومی اگه قرار شد کمکتون کنه یه مشاور باشه نه خانواده تو نه خانواده پژمان به هیچکس اجازه نده برای زندگیت تصمیم بگیره اگه کسی ازت پرسید از زندگیت راضی هستی مشکلاتت حل شد حتی اگه حل نشده بود حتی اگه از سنگینی بار مشکلات داشتی (دور از جونت میترکیدی) بگو همه چیز خوبه بذار یواش یواش کسی سر از خوشی ها و نا خوشیهای زندگیت در نیاره کسی نفهمه که تو الان با پژمان خوشبختی یا خدائی نکرده ناراضی هستی اگه بتونی این کار رو انجام بدی یه قدم خیلی یزرگ واسه تداوم زندگیت برداشتی و این حتی یکی از آرزوهای پژمانه تو این قدم رو بردار مطمئن باش همسرت 10 قدم واسه این قدمت بر میداره.
    شوهرت رو باور کن .............. اگه یه روز پژمان بفهمه که تو باورش داری اگه بفهمه که نفر اول زندگیت اونه اگه بفهمه که تو حاضر نمیشی حتی به خاطر مادرت از آرامش و رفاه و آسایش پژمان بزنی اون وقت یواش یواش شاید اون هم از موضعی که گرفته کوتاه بیاد و با خانواده تو اون طور که دوست داری ارتباط برقرار کنه تو باید جایگاه پژمان را در خانواده ات بالا ببری و جایگاه خانواده ات رو در پژمان ارتقاء بدی و فقط باید از یه سری حساسیت های بی جائی که همه ما خانومها نسبت به خانواده هامون داریم کم کنی ............
    بذار تصمیم گیرنده زندگیتون خودتون باشین کارهای مهم و تصمیم های مهم زندگی رو با هم بگیرید و حتی خیلی از کارهائی که تصمیم میگیرین انجام بدید وقتی که انجام دادید به بقیه حتی نزدیکترین کستون اعلام کنید (به عنوان مثال با هم برید یه مسافرت به کسی هیچی نگید وقتی رفتید و اومدید بعد بگید رفته بودید مسافرت یا اگه باهاتون تماس گرفتن اون موقع بگید ما اومدیم مسافرت و فلان جا هستیم) من و همسرم خیلی وقتها از این سفرها میریم با اینکه خانواده همسرم دریک ساختمان هستیم ولی اصلا اونها متوجه نمیشن که ما کجا میریم یا گاهی اصلا متوجه نمیشن ما خونه اینم یا نه... دختر خوب مسئولیت زندگی رو بنداز به گردن شوهر عزیزززت تو زن باش زننانگی کن بزار اون مرد باشه و مردونگی کنه تو ناز کن تو عشوه کن تو مادر باش تو التیام بخش زخمهاش باش تو سنگ صبورش باش تو همراه باش برای پژمان مطمئن باش اون همه کار واست میکنه
    محیط خونتون رو شاد کن تو دختر با انرژی هستی به جای تمرکز رو حرف و حرکات دیگران و کی چی گفت کی چیکار کرد فقط به خودت به پژمان و پسر گلت فکر کن چشمات روی حواشی زندگی ببند این دنیا انقدر بی ارزش و زود گذر هست که نباید اجازه بدی این اتفاقات بهترین روزهای عمرت رو واست تلخ کنه مادر و خواهر و پدر و خواهر شوهر و جاری و .... ول کن در عین اینکه احترام همه اونها رو نگه میداری ولی اولویتت زندگیت باشه ............

    من تو تاپیک آقا پژمان هم نظرم رو گفته بودم میخوام به تو دختر نازنین هم دوباره نظرم رو بگم ............... اگه فکر میکنی که راه مادرهامون رو بریم خوشبخت میشیم و یا به اهدافمون میرسیم صادقانه بهت میگم که اشتباه میکنی.... روش اونها مال زمان خودشون بوده و مردهای زمان خودشون زمان ما فرق داره دختر جون مردهای زمان ما با روش های 20-30 سال پیش کار نمیکنن مرد امروز نیاز به دیده شدن داره نیاز به تعریف و تمجید داره نیاز به محبت داره نیاز به احترام داره نیاز به نوازش داره مردت رو تحت فشار نزار بزار تو خونه بمونه نذار از خونه فراری بشه کاری کن اگه حتی از دستت خیلی ناراحت و عصبانی بود باز شب رو بیاد رو تخت کنار تو بخوابه شوهرت جونه نمیخوام بترسونمت ولی این رو جدی بگیر عزیزم.
    چندتا کتاب به آقا پژمان معرفی کرده بودم بهش پیشنهاد داده بودم که واسه تو هدیه بگیره و شبها کنار هم که دارز کشیدید بخونید به نام رازهائی در باره زنان و رازهائی در باره مردان نمیدونم خرید بهت هدیه داد یا نه ولی اگه نگرفته بود تو کتاب رازهائی درباره زنان رو واسه اون هدیه بگیر و اون هم رازهائی در باره مردان رو واسه تو با هم بخونید و شناختتون رو در مورد مردها و زنها بالا ببرید .... میدونی زندگی تو و پژمان شده دغدغه همه بچه های تالار

    موفق باشید ببخشید طولانی شد و شاید تکراری

    - - - Updated - - -

    راستی از جمله
    (دور از جونت میترکیدی) ناراحت نشی ها

  4. کاربر روبرو از پست مفید malakeh تشکرکرده است .

    aqua_68 (سه شنبه 25 تیر 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 13 آذر 95 [ 18:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    3,555
    سطح
    37
    Points: 3,555, Level: 37
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 61 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tamanaye man نمایش پست ها
    aqua جان ، همون طور که خودت میگی به بعضی از دوستانت توی زندگیشون کمک کردی ( با اینکه زندگی خودت هم مشکل داره ) ، پس بی انصافیه که به بچه های این تالار بگی که اینا خودشون اگر طبیب بودن مشکل خودشون رو حل میکردن .
    مشکلات آدمها خیلی متفاوته ، و همچنین زندگی بی مشکل نداریم .

    اگر دوستان با دلسوزی برای شما پست میگذارند ، و وقت میگذارند ، دلیل نمیشه که نمیتونند به شما کمکی کنند . همون طور که مطمئن هستم اگر شما هم به تاپیک های دیگه سر بزنید شاید راه حل های زیادی برای رفع مشکل خیلی از دوستان تالار داشته باشید .و میتونید بهشون کمک کنید .

    من درک میکنم چی میگی
    من هم مشکلاتم رو توی این سایت مطرح کردم ، و دوستان ازم انتقاد کردن ، ولی نه تنها ناراحت نمیشم ، بلکه خوشحال هم میشم ، و لی اگر همسر من هم به این تالار سر میزد و انتقاد دیگران رو نسبت به من میدید ، من هم خیلی ناراحت میشدم .این موضوع رو درک میکنم .

    در هر حال از اینکه زن و شوهر با هم برای ساختن زندگیتون تلاش میکنید ، خوشحالم . و براتون آرزوی موفقیت میکنم .
    حرفای اینجا اتفاقن واسه اینکه شووهرم تایپیکمو میخونه ناراحتم کرد

    - - - Updated - - -

    گلارا امروز بهت فک کردم دیروز واسم نوشتی ما خس و خاشاک نیستیم ناراحتم کردی ولی حالا ناراحت نیستم دوست خوبم خوشحال شدم زندگیتو نجات دادی العانه خوشبختی

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط اثر راشومون نمایش پست ها
    بنده هم اگر احیانا سهمی در چنین رنجش شدیدی در خانم آکوا دارم عذرخواهی میکنم.
    به شخصه از تاپیکهای آقا پژمان عزیز و این تاپیک عبرتهای زیادی گرفتم و سعی میکنم که در آینده آنها را حتما به کار ببندم و برای ازدواج و شروع زندگی مشترک چشم و گوش خود را بیشتر باز کنم.
    آقا پژمان امیدوارم هر چه زودتر شما را در شرکت نفت ملاقات کنم متاسفانه امکان دسترسی به ایمیل یکدیگر را نداریم تا برای طی مراحل استخدامی راهنمایی بیشتری به شما دهم ولی فکر میکنم پستی را که پیشتر در اواخر تاپیک قبلیتان در این مورد گذاشته بودم برایتان مفید باشد.
    همینجا از این سایت و اعضای دلسوز و مشکل گشایش خداحافظی میکنم.
    خواهش میکنم. من دوست ندارم شووهرم شرکت نفتی بشه چونکه اونوقت باید چهارده یا بیست و یکروز خونه نباشه من تنهایی چیکار کنم

    - - - Updated - - -

    ملکه جون عضو سایتم واسه همین. پژمان بفهمه باورش کردم به حرفش گوش دادم.چطوریا مسافرت بریم کسی نفهمه؟مامانم سراغمونو خعلییی میگیره هرروز چن بار با تلفن حرف میزنیم.خیلییییییی هیجان انگیزه حتمن همین تابستونیه انجام میدم.این کتابو پژمان واسم نگرفت فک کنم فراموش کرد اسمشو شنیدم. میگیرم مرسی
    ویرایش توسط aqua_68 : سه شنبه 25 تیر 92 در ساعت 19:20

  6. 2 کاربر از پست مفید aqua_68 تشکرکرده اند .

    tamanaye man (چهارشنبه 26 تیر 92), گل آرا (سه شنبه 25 تیر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من مقصرم یا اون؟؟؟
    توسط bluee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 08 مرداد 95, 17:41
  2. امیدم به زندگی کم شده ( چرا من ؟؟؟ کمکم کنید)
    توسط ab96 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 شهریور 94, 13:47
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. چطور بهش بگم ؟؟؟
    توسط amir_irani در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:33
  5. با شوهر بچه ننه ام چه کنم؟؟؟
    توسط sara62 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 12:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.