
نوشته اصلی توسط
itna
منم با یه دختری که خودش اومد جلو و حتی برام گریه کرد و خواست در اینده همسرش بشم دوست شدم و من از رابطه ی دوست پسر دختری حالم بهم میخوره چون اصلا تو این فازار نیستم و اونم نبودهو هم محله ای و از همه لحاظ با هم متناسبیم
و قراره چند سال دیگه که شرایطش رو تونستم جور کنم من برم خواستگاریش
همدیگه رو خیلی دوست داریم ولی منم همیشه از چنین اتفاقی که برای mod افتاده میترسم که نکنه یه وقت ولم کنه با رفتن به دانشگاه
ولی خدا رو شکر اون منو خیلی بیشتر از خودم دوست داره و هنوز هیچ اتفاقی بدی نیوقتاده بینمون که اگه بخواد بیفته منم مثل تو میشم mod
ولی دختره به خاطر من کتک خورده و خودشو سبک کرد جلو خانوادش که منو میخواد و هر دوتا عاشقانه همدیگه رو میخوایم ولی بازم میترسم
وقتی تاپیک شما رو خوندم هوری دلم ریخت که نکنه مریم من هم ........
علاقه مندی ها (Bookmarks)