با سلام و احترام
اینکه با این پست متوجه یه هشدار برای مجردهای عاطفی شدید خیلی عالی هست.
اما قسمت دوم که فکر می کنید این مجردها باید دنبال فردی خیلی عاطفی بگردند هشدار شدیدتری نیاز دارد که من به عنوان مشاور می دهم.
کلا افرادی که خیلی حساس و عاطفی هستند. به خاطر ماهیت زندگی که سختی و رنج و محدودیتهای طبیعی خودش را دارد، بسیار اذیت می شوند.
پیشنهادم برای مجردهای بسیار حساس و عاطفی اینست که قبل از ازدواج روی کنترل احساس و پوست کلفت شدن خود کار کنند و گرنه در کویر زندگی زود از تشگی از پا در می آیند.
اما bahar1990 گرامی
معمولا راهکارهای اینگونه موارد معطوف به خود شخص هست نه همسرش.
یعنی حساسیت و انتظارات عاطفی شما معمولا به عنوان یک حلقه و زنجیر برای همسرتان درک می شود.
شما نیاز هست که حساست های خود را کاهش دهید. به این منظور باید یاد بگیرید که مسائل عاطفی خود را یک جا( مثلا فقط روی همسر، یا فقط روی بچه، یا فقط روی مادر)، سرمایه گذاری نکنید.
بلکه مسائل عاطفی خود را بسیار گسترده کنید.
از یک همکار، همکلاسی، همسایه، فامیل، دوست، پدر و مادر، خواهر ، و همه انسانهایی که به نوعی با شما مرتبط هستند بنا به فاصله و شرایطی که دارند در لایه های مختلف صمیمی می توانند تعریف شوند.
این سرمایه گذاری منتشر عاطفی ، فشار را بتدریج از روی شوهر بر می دارد. و او هم به اندازه شوهر بودن در این احساسات دخیل می شود.
نظر meinoush مبنی بر بچه دار نشدن تا آمادگی، اینجا زیاد مصداق ندارد.
چون شما مشکل حاد در زندگی ندارید. بلکه نیاز به تغییر بینش و روش شما در زندگی هست. و جالب داشتن بچه خودش در راستای این تغییرات ارزیابی می شود ، چون انرژی عاطفی شما مقداری هم مرجع خودش را پیدا می کند.
هم اکنون به نظر می رسد نقش همسرتون برای شما یکه و متمرکز هست. و نیاز هست کاهش یابد.
البته در کنار این رفتاری که در بالا گفتم.
به مرور وقتی شوهرت احساس فشار نکرد، می توان روشها را عملا به او یاد داد. که البته الان اولویت ندارد.
لینک ذیل می تواند برای شما مفید باشد:
عشق: دلبستگی ؟ یا وابستگی؟











علاقه مندی ها (Bookmarks)