من 28 سالمه و شوهرم 31 سالشه. 3 ساله ازدواج کردیم. خودم مهندس مکانیک هستم و شاغلم. همسرمم فوق دیپلمه و شغلش آزاده. محل کارم با هم آشنا شدیم و بعد دو هفته آشنایی عقد کردیم( اشتباه محضه من )
این اخلاق رو که فحاشی می کنه از دوران عقد داشت ولی نه به این شدت ونه به این زشتی. الان 4و5 باره که واقعا حرفای زشتی تو دعوا میزنه.
مادرم رو اصلا قبول نداره و هر کار مادرم میکنه به منظور میگیره البته من نمی گم مادرم کاملا بی تقصیره ..شوهر من تک پسره و بیش اندازه حساسه.. حرفایی که مادرم میزنه مثلا بهش میگه تو کارهای خونه به زنت کمک کنه تو بچه داری بهش کمک کن از این قبیل حرفا.. که شوهرم اصلا خوشش نمیاد و میگه چقدربه فکر دخترشه این مادرت. و از اینجا دعوا شروع میشه
تو این 3 سال اصلا احساس نکردم که سایه یه مرد بالا سرمه چون اصلا خصوصیات مردها رو نداره.کارهایی که خانم ها دوس دارن مرداشون براشون انجام بدن انجام نمیده..
دعواهامون سر چیزای مختلفه ولی چیزی که مشترکه فحاشی کردن اونه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)