دوباره سلام
میتونید یکی از مواردی که منجر به دعوا بینتون شده رو از اول تعریف کنید؟
تشکرشده 1,509 در 535 پست
دوباره سلام
میتونید یکی از مواردی که منجر به دعوا بینتون شده رو از اول تعریف کنید؟
میشل (چهارشنبه 22 اسفند 97)
تشکرشده 73 در 45 پست
سلام. ممنون از شما.دعوا که همیشه بوده این مورد آخر رو میگم.اولش اینو بگم که شوهر من فوق العاده به برخی افراد حساسه مثلا به شوهرخواهرام.چند روزه قبلش من پرسیدم ازش که خواهرم میگه آپارتمان طرف خونه اونا این قیمت شده درسته؟؟ دقیقا به اینصورت که عصبانی شد نه خیر شماها چقدر عادت دارید قیمت یه چیزو زیاد کنید اصلا هم اینطور نیست بیا ببین و ... که من گفتم بابا من فقط ازت سوال کردم(که از کرده خودم پشیمون شدم).چند روز بعدش بهش گفتم همه بر این نظر هستن که برخی منطق شهرمون قیمت آپارتمان افزایشش زیادتر هست مثلا اونورا 3 میلیون زیاد بشه طرف ما 1 میلیون زیاد میشه(یعنی این یه حقیقت هست دیگه). بازم این عصبانی شد گفت اینا همش چرتن و اصلا اینطور نیست و تو نمی فهمی و ... بعد شوهرم دوبار به مادر زنگ زده بود و مادرم خونه خواهرم بود قراربوده به بچش عمل کنن شوهرم پرسیده چه خبر. مادرم نگفته این عمل و شوهرم میگفت از من پنهون میکنن و ... و اما روز دعوا که من سرکار بودم و اون خونه چند بار زنگ زدم که به دختر کوچیک بگه تکالیفشو انجام بده (خیلی توی درساش ضعیفه) تا من اومدنی بریم یه مهمونی که من و بچه ها دعوت بودیم و گفتم اگه ننویسه اصلا نمیبرمش. و من چون تمام هفته سرکار هستم و کارم هم سنگینه و اصلا وقت خونه رفتنه کسی رو ندارم این فرصت رو میخواستم برم و یکم خوش باشم.خلاصه رسیدم خونه و دیدم هیچ کاری نکرده دخترم و البته داد کشیدم رو سرش و دعواش کردم و گفتم تنبیه ات می کنم نمیبرمت و من اینجا انتظار داشتم شوهرم پشتم باشه و از من حمایت کنه که برعکسش گفت خب تو هم نرو چه واجبه که بری منم گفتم نه میرم که رفتم و برگشتنم گفتم تو باید به بچه میگفتی و طرف من بودی و اونم شروع کرد که تو اصلا نباید میرفتی و حرف مامانت رو گوش دادی!!! چون اون گفت رفتی و ... و طبق معمول حرفای چند سال پیش که شماها اینطوری هستین و بی لیاقت هستین همتون و .... و قهر یعنی من این حرفها رو شنیدم و اون قهر کرد من قسم خوردم نه مادرم نگفته بود و البته اولش گفتم خوب کاری کردم و ...... خلاصه دیگه خستتون نکنم ... اوج گرفت...
شرمنده طولانی شد من میدونم مقصر منم هستم چون اون که اصلا ذره ای خودش رو مقصر نمیدونه ولی خب من اون لحظه اصلا نمیتونم قبول کنم که کسی منو درک نمیکنه.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)