به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    145
    Array
    دوباره سلام

    میتونید یکی از مواردی که منجر به دعوا بینتون شده رو از اول تعریف کنید؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده است .

    میشل (چهارشنبه 22 اسفند 97)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 خرداد 01 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-6-21
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    6,971
    سطح
    55
    Points: 6,971, Level: 55
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 179
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 73 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آنیتا123 نمایش پست ها
    دوباره سلام

    میتونید یکی از مواردی که منجر به دعوا بینتون شده رو از اول تعریف کنید؟

    سلام. ممنون از شما.دعوا که همیشه بوده این مورد آخر رو میگم.اولش اینو بگم که شوهر من فوق العاده به برخی افراد حساسه مثلا به شوهرخواهرام.چند روزه قبلش من پرسیدم ازش که خواهرم میگه آپارتمان طرف خونه اونا این قیمت شده درسته؟؟ دقیقا به اینصورت که عصبانی شد نه خیر شماها چقدر عادت دارید قیمت یه چیزو زیاد کنید اصلا هم اینطور نیست بیا ببین و ... که من گفتم بابا من فقط ازت سوال کردم(که از کرده خودم پشیمون شدم).چند روز بعدش بهش گفتم همه بر این نظر هستن که برخی منطق شهرمون قیمت آپارتمان افزایشش زیادتر هست مثلا اونورا 3 میلیون زیاد بشه طرف ما 1 میلیون زیاد میشه(یعنی این یه حقیقت هست دیگه). بازم این عصبانی شد گفت اینا همش چرتن و اصلا اینطور نیست و تو نمی فهمی و ... بعد شوهرم دوبار به مادر زنگ زده بود و مادرم خونه خواهرم بود قراربوده به بچش عمل کنن شوهرم پرسیده چه خبر. مادرم نگفته این عمل و شوهرم میگفت از من پنهون میکنن و ... و اما روز دعوا که من سرکار بودم و اون خونه چند بار زنگ زدم که به دختر کوچیک بگه تکالیفشو انجام بده (خیلی توی درساش ضعیفه) تا من اومدنی بریم یه مهمونی که من و بچه ها دعوت بودیم و گفتم اگه ننویسه اصلا نمیبرمش. و من چون تمام هفته سرکار هستم و کارم هم سنگینه و اصلا وقت خونه رفتنه کسی رو ندارم این فرصت رو میخواستم برم و یکم خوش باشم.خلاصه رسیدم خونه و دیدم هیچ کاری نکرده دخترم و البته داد کشیدم رو سرش و دعواش کردم و گفتم تنبیه ات می کنم نمیبرمت و من اینجا انتظار داشتم شوهرم پشتم باشه و از من حمایت کنه که برعکسش گفت خب تو هم نرو چه واجبه که بری منم گفتم نه میرم که رفتم و برگشتنم گفتم تو باید به بچه میگفتی و طرف من بودی و اونم شروع کرد که تو اصلا نباید میرفتی و حرف مامانت رو گوش دادی!!! چون اون گفت رفتی و ... و طبق معمول حرفای چند سال پیش که شماها اینطوری هستین و بی لیاقت هستین همتون و .... و قهر یعنی من این حرفها رو شنیدم و اون قهر کرد من قسم خوردم نه مادرم نگفته بود و البته اولش گفتم خوب کاری کردم و ...... خلاصه دیگه خستتون نکنم ... اوج گرفت...
    شرمنده طولانی شد من میدونم مقصر منم هستم چون اون که اصلا ذره ای خودش رو مقصر نمیدونه ولی خب من اون لحظه اصلا نمیتونم قبول کنم که کسی منو درک نمیکنه.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.