سحر جان و pooh جان از راهنمایی ها تون ممنونم
ما بارها با هم در مورد این مسائل صحبت کردیم ولی خب شاید دو سه روزی تاثیر داشته و دوباره روال مث قبل شده ضمن اینکه همسر من اینقدر زیاد کار میکنه که دیگه فرصتی برای صحبت باقی م
نمی مونه ایشون الان هم خونه نیومدن و این روال هر شب هستش که معمولا دو و سه شب خونه میاد حتی جمعه ها هم کار میکنه بارها گفته جمعه نمیرم سرکار ولی وقتی جمعه میشه میگه یه دو ساعت برم تو آماده باش بعدش بریم بیرون که این دو سه ساعت دوباره میشه همون آخر شب و دو سه شب و من شاید 12 ساعت آماده چشمم به در بوده که طبق حرف خودش بیاد دنبالم در واقع حرفش با عملش یکی نیست و با این حجم زیاد کار همیشه هم میگه پول ند حجم کاری همواره میگه پول ندارم من این زن پرتوقع نیستم که بگم خرج و مخارجمون بالا است شاید از اول مهر تا الان دو جفت جوراب برا خودم گرفته باشم روز زن امسال من توقع داشتم حداقل اینقدر معرفت داشته باشه که بخاطر این تایم کاری زیاد و تنهایی من یه هدیه مناسب برام بخره ولی اون فقط یه شاخه گل خرید ‌
شاخه گل هم از من نظر من با ارزش ولی در صورتی که بدونم همسرم واقعا نداره و توانش همین بوده ولی برا کسی که از صب تا دو سه شب خونه نیست بنظر من کادو کوچیکی بود
بله pooh جان کارهایی که اون ازم میخواد یه سری کارهای معقول هستش و منم 100 درصد بهش حق میدم که انتظار داشته باشه ولی مشکل اینجاست که من از تظاهر کردن خسته شدم یکسال اول این کارا رو انجام میدادم ولی قلبی نبود وقتی بهش میگم دوستت دارم یا دلم برات تنگ شده و...فقط تظاهره و این برام خیلی اذیت کننده است نمیدونم تا چه حد تونستم احساسم رو بیان کنم
دلم برا تنها بودن تنگ شده اینکه از سرکار بیام و برا خودم یه چای یا قهوه درست کنم اهنگ بذارم بدون هیچ دغدغه ایی با آرامش از زندگی لذت ببرم و اینکه خوشبختانه من توی کارم موفق هستم و حقوق نسبتا خوبی دارم ضمن اینکه اوضاع مالی پدرم خوبه و میتونه خونه و سایر امکانات رو در اختیارم بذاره به لحاظ احساسی هم اگه رابطه ما به سرانجام نرسه من دیگه به هیچ عنوان نمیخوام فرد جدیدی رو چه به صورت ازدواج یا دوستی وارد زندگیم کنم یعنی از نظر احساسی هم به آرامش میرسم می مونه یخورده حس تنهایی که اونم با درگیر کردن خودم با هدف ها و برنامه ها کمرنگ میشه همون طور که قبل ازدواجم این راهکار جواب داده من گاهی به جدایی فک میکنم بنظر شما تصمیمم اشتباهه؟حس میکنم همسرم باهام صادق نیست در مورد مسائل و بیشتر مواقع با وعده و حرف به خواستش میرسه و من هربار باور میکنم