
نوشته اصلی توسط
زندگی خوب
سلام
من تحصیلات روانشناسی ندارم. نمی تونم برای شما چیزی رو تشخیص بدم یا راهکار برای درمان بدم. متاسفم.صرفا گفتمان بین دو دوسته.
خوشحالم از اینکه اهل مطالعه هستین و رفتین دنبال خوندن.
از نوع مطرح کردن مشکل متوجه شدم که منیک دارین. حدسم خفیف بود ولی با توضیحاتی که دادین مثل این که براتون دردسر درست کرده وسواس فکری هم دارین گویا.
زندگی موازی با واقعیت و در خیال باعث تشدید این مسئله و به خصوص افسردگی و خشم و عصبانیت خواهد شد.
چون شما متوجه میشید که رنج می برید اما خودتون رو گول می زنید.
مثل کسی که با پای شکسته فوتبال بازی می کنه.... درد داره ولی خودشو به بی توجهی زده... روزی این پای شکسته عفونی خواهد شد...
هیچ آدمی نمی تونه خودش رو گول بزنه و دادگاه ذهن روزی بابت فرار از مشکلات به زانو درش خواهد آورد.دیر یا زود...
درمان یعنی فهمیدن واقعیت و پذیرش مسئولیت متناسب با اون.
از روزی که بخواید تغییر کنید در مسیر درمان قرار گرفتید و مطمئنا با تلاش و مراجعه به متخصص می تونید زندگی خوب داشته باشید.
بیماری روحی فاجعه ی انسانی نیست!!! صرفا بیماری هست. بزرگ و وحشتناکش نکنید.
مشکلات شما کاملا درمان پذیره و حتی دارو هم داره!!!. یعنی فکر روانی بودن و .... !!! فقط راه فراره...
از همین الان یاد بگیرید که درست فکر کنید و به تفکرات غلط خودتون غلبه کنید.
در مورد خیال بافی و تفکرات غیر منطقی من نمیدونم که چه طور شده در شما به وجود اومده و تو کودکی تون چقدر درد کشیدید ولی صد درصد اضطرابی در کودکی داشتین
میتونید به جای تمرکز رو خیال پردازی و حل مشکل خیال پردازی مستقیما به جنگ اضطراب برید و تا حد زیادی کل مشکلات شخصیتی تون رو حل کنید.
ممنون.
علاقه مندی ها (Bookmarks)