با سلام کمال تشکر و از شما دارم به خاطر اینکه اینقدر زیبا مشکله منو باز کردین و تک به تک نوشتتونو دوباره خوندم تا چیزی از قلم نیفته.بله دقیقا درست میگید من سناریویه خیالاتی مو در همسرم جستجو میکنم و چون بهش نمیرسم سر خورده میشم و دوباره به عقب بر میگردم و دوباره شروع میکنم.
متاسفانه نه شرایط رفتن به دکتر رو دارم نه میتونم هزینه ای رو برای اینکار انجام بدم.همسرمم مدام منو تحقیر میکنه که فکر پوچتو درست کن به زندگی یه جور دیگه نگاه کن.ولی فرشته مهربان تمام این اتفاقات در من درونی شده و اصلا نمیتونم حتی ذره ای به واقعیت فکر کنم چون همونطور که گفتم بر میگردم به عقب و با خودم میگم خودتو گول نزن تو ادم احساساتی هستی باید با عشق ازدواج میکردی و باید صبر میکردی.
ممنون میشم اگه راهکاری برای خلاصی از این دنیای درونی خودم اگه دارید بهم بگین تا انجام بدم
- - - Updated - - -
متاسفانه معتاد دیدن فیلم عاشقانه و خوندن داستان های عاشقانه هستم و اصلا نمیتونم از این وادی بیرون بیام چون دلخوشیه دیگری ندارم تا بهش بپردازم .وقتی هم وقتمو صرف اینم موارد میکنم و میبینم خودم به هیچکدوم دست پیدا نکردم سرخوده میشم.البته همسر من اخلاقای بد دیگه هم داره که این به سرد شدن من از زندگی بیشتر دامن میزنه.البته میدونم همه ادما خوب و مثبت نیستن ولی ویزگی های اخلاقیه بدش یه دفعه تکونم میده و منو میبره به خونه اول








ورودتان به همدردی را خوش آمد می گویم 

علاقه مندی ها (Bookmarks)