وای چقدر دوست دارم این چیزارو.چون خودمم تجربه کردم. همسر منم پسرخاله امه و اونم توی 19 سالگی تو خونه خودشون ازم خواستگاری کرد. ما هم هم سنیم. خوبه حالا دختر داییتون گفته خوب فعلا نه. من که اصلا به بیچاره جواب ندادم. از بس هل بودم. ولی قلبم داشت میومد توی دهنم. بعد 7 سال الان دو ساله ازدواج کردیم و زندگی عاشقانه ای داریم خدارو شکر که همش مربوط به اون عشق قدیمی میشه.
دوست عزیز اگه دختر داییتون گفته فعلا نه معلومه اونم خاطر خواه شماست ولی فعلا برنامه هایی برای زندگی مجردیش داره و اینکه زمان میخواد که بهتر و با دید خواستگار به شما نگاه کنه پس بهتره رعایت حالشو بکنید و شما هم بهش زمان بدید.
در ضمن بهترین کار اینه که از طریق خانواده ها پیگیر ماجرا بشی و رسمی اقدام کنی. چون تنهایی با وجود اینکه فامیل هم هستید هیچ نتیجه ای نمیگیرید و ممکنه اوضاع رو خرابتر کنید. چون شاید خانواده شما و خانواده داییتون به خاطر سرخود بودنتون ناراحت بشن.
البته اگر فعلا شرایط مهیا نیست میتونید با مادرتون درمیان بگذارید و مامانتون موقع مهمونی رفتن با زن داداشش و برادرش موضوع رو مطرح کنه و زمان مناسب برای خواستگاری رو ازشون بگیره و بعدا خواستگاری رسمی کنید. و مهم اینه که قبل وابستگی مادرتون مزه دهنشون رو می بینه و شما هم تکلیفتون برای آینده مشخص میشه.







چون خودمم تجربه کردم. همسر منم پسرخاله امه و اونم توی 19 سالگی تو خونه خودشون ازم خواستگاری کرد. ما هم هم سنیم. خوبه حالا دختر داییتون گفته خوب فعلا نه. من که اصلا به بیچاره جواب ندادم. از بس هل بودم. ولی قلبم داشت میومد توی دهنم. بعد 7 سال الان دو ساله ازدواج کردیم و زندگی عاشقانه ای داریم خدارو شکر که همش مربوط به اون عشق قدیمی میشه.

علاقه مندی ها (Bookmarks)