به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 22 تیر 98 [ 17:03]
    تاریخ عضویت
    1394-4-14
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    4,101
    سطح
    40
    Points: 4,101, Level: 40
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    153

    تشکرشده 113 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مصباح الهدی جان خیلی نکات خوبیو مطرح کردی
    من از امروز شروع کردم به خوشگل سازی و کلی روبان رنگی خریدم
    کاش انقدری با مادرم صمیمی بودم که این تاپیک رو بهش نشون بدم تا خودش نوشته هاتو بخونه.باید کلی زمینه سازی کنم تا این مسائل رو یجوری که تابلو نباشم به مادرم بگم
    هدی جان کاش منم یه خواهر شوهر مثل شما قسمتم شه

    یه مشکل دیگه که دارم اینه که ما تو شهری هستیم که اکثرا ترک زبان هستن.ولی خب من و خواهر برادرام از بچگی فارسی حرف زدیم و تو محیط مدرسه و دانشگاه و دوستان هم فارسی بوده.برای همین من تو صحبت کردن به ترکی نمیتونم منظورمو برسونم.مثل یه انگلسی زبان که میخاد فارسی حرف بزنه و کج و کوله میشهبرای همین همش دعا میکنم خاستگاری که میاد خودشون فارسی حرف بزنن تا منم بتونم راحت تر صحبت کنم.یا اگر فارسی حرف زدم اینو به منزله کلاس گذاشتن یا ..ندونن.
    مثلا همون خاستگاری که به جلسه صحبت با پسر منتهی شد،پسرشون شروع کرد به ترکی حرف زدن وگفت من با ترکی راحت ترم.منم گفتم من با فارسی راحت ترم و هر کدوم به یک زبان جداگانه شروع به صحبت کردیمالبته آخرش ایشون تسلیم شد و فارسی حرف زد ولی همین مسئله رو بارها بین حرفاش بیان کرد که انگار من یه دختری هستم که اهل کلاس گذاشتن و مد و اینجور چیزا هستم و به همه چیز اینو تعمیم میداد.مثلا حرف از درس میشد میگفت بعضیا درس میخونن و دانشگاه میرن که کلاس بزارن.یا میگفت من کارمندم و نمیتونم خرج مد و تجملات رو بدم.در حالی که من خاسته ای مطرح نکرده بودم.ولی ایشون شمشیرو از رو بسته بود

    از همه دوستان هم ممنونم.تو این تاپیک نکات خیلی خوبی مطرح کردن.و به جمع بندی کلی ای رسیدم.
    1-به تغذیه خودمبیشتر برسم و کمبود وزنی رو که دارم جبران کنم
    2-رو اعتماد به نفس و عزت نفسم بیشتر کار کنم تا از برخورد نامحترمانه عده ای از خاستگارا ناراحت نشم.
    3-قدرت بیان خودم و مادرم رو تقویت کنم و مسائلی رو باهاش قبل از خاستگاری مطرح کنم که هماهنگ شیم
    4-دکوراسیون خونه رو با هنر خودم زیباتر کنم
    5-از دعا و توکل کردن غافل نشم
    و نکات دیگه ای که در باره جلسه خاستگاری مصباح جان مطرح کردن.


    البته باید تلاش کنم وارد محیط هایی بشم که امکان پیدا کردن خاستگار هم کفوم بیشتر باشه.

    ان شالله تو این شب عزیزم همههههههههه دختر پسرای مجرد همسر مناسب خودشون رو زودتر پیدا کنن.
    ایشالا همسر آیندمون خاستگار بعدیمون باشه

  2. 6 کاربر از پست مفید گلاب تشکرکرده اند .

    meysamm (پنجشنبه 18 تیر 94), sara 65 (پنجشنبه 18 تیر 94), فدایی یار (جمعه 19 تیر 94), یه دختر سرگردان (جمعه 19 تیر 94), من می دونم (جمعه 19 تیر 94), مصباح الهدی (جمعه 19 تیر 94)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گلاب نمایش پست ها
    مصباح الهدی جان خیلی نکات خوبیو مطرح کردی
    من از امروز شروع کردم به خوشگل سازی و کلی روبان رنگی خریدم
    کاش انقدری با مادرم صمیمی بودم که این تاپیک رو بهش نشون بدم تا خودش نوشته هاتو بخونه.باید کلی زمینه سازی کنم تا این مسائل رو یجوری که تابلو نباشم به مادرم بگم
    هدی جان کاش منم یه خواهر شوهر مثل شما قسمتم شه

    یه مشکل دیگه که دارم اینه که ما تو شهری هستیم که اکثرا ترک زبان هستن.ولی خب من و خواهر برادرام از بچگی فارسی حرف زدیم و تو محیط مدرسه و دانشگاه و دوستان هم فارسی بوده.برای همین من تو صحبت کردن به ترکی نمیتونم منظورمو برسونم.مثل یه انگلسی زبان که میخاد فارسی حرف بزنه و کج و کوله میشهبرای همین همش دعا میکنم خاستگاری که میاد خودشون فارسی حرف بزنن تا منم بتونم راحت تر صحبت کنم.یا اگر فارسی حرف زدم اینو به منزله کلاس گذاشتن یا ..ندونن.
    مثلا همون خاستگاری که به جلسه صحبت با پسر منتهی شد،پسرشون شروع کرد به ترکی حرف زدن وگفت من با ترکی راحت ترم.منم گفتم من با فارسی راحت ترم و هر کدوم به یک زبان جداگانه شروع به صحبت کردیمالبته آخرش ایشون تسلیم شد و فارسی حرف زد ولی همین مسئله رو بارها بین حرفاش بیان کرد که انگار من یه دختری هستم که اهل کلاس گذاشتن و مد و اینجور چیزا هستم و به همه چیز اینو تعمیم میداد.مثلا حرف از درس میشد میگفت بعضیا درس میخونن و دانشگاه میرن که کلاس بزارن.یا میگفت من کارمندم و نمیتونم خرج مد و تجملات رو بدم.در حالی که من خاسته ای مطرح نکرده بودم.ولی ایشون شمشیرو از رو بسته بود

    از همه دوستان هم ممنونم.تو این تاپیک نکات خیلی خوبی مطرح کردن.و به جمع بندی کلی ای رسیدم.
    1-به تغذیه خودمبیشتر برسم و کمبود وزنی رو که دارم جبران کنم
    2-رو اعتماد به نفس و عزت نفسم بیشتر کار کنم تا از برخورد نامحترمانه عده ای از خاستگارا ناراحت نشم.
    3-قدرت بیان خودم و مادرم رو تقویت کنم و مسائلی رو باهاش قبل از خاستگاری مطرح کنم که هماهنگ شیم
    4-دکوراسیون خونه رو با هنر خودم زیباتر کنم
    5-از دعا و توکل کردن غافل نشم
    و نکات دیگه ای که در باره جلسه خاستگاری مصباح جان مطرح کردن.


    البته باید تلاش کنم وارد محیط هایی بشم که امکان پیدا کردن خاستگار هم کفوم بیشتر باشه.

    ان شالله تو این شب عزیزم همههههههههه دختر پسرای مجرد همسر مناسب خودشون رو زودتر پیدا کنن.
    ایشالا همسر آیندمون خاستگار بعدیمون باشه
    سلام گلاب جان
    نظر لطف شماست.اصلا ای کاش خواهر بودیم.البته خب به نوعی مثل خواهرم می بینمت .
    گلاب خیلی از اون خواستگاری که تعریف کردی خندم گرفت. اما ای کاش این موضوع را زودتر مطرح می کردی. من احتمال قوی می دم که این موضوع خیلی موثر بوده باشه!
    به نظرم حتما روی speaking ات کار کن:دی
    جدی می گما! خب شما درواقع زبان مادری شهرتون ترکیست و خب قرار هست در آن شهر ان شاالله ازدواج کنید و احتمال اینکه این موضوع باعث بشه نتونید ارتباط خوب برقرار کنی و به قول خودت فکر کنند تو داری کلاس می ذاری خیلی هست...
    ولی حالا اگر باز هم سختت هست به نظرم حتما با مادرت درمیون بذار یه جوری این موضوع را نامحسوس (!) به خانواده خواستگار منتقل کند!
    مثلا این جوری بگن(البته در بین صحبتها ): ما چون رو درس بچه هامون حساس بودیم از یه چند نفر شنیدیم که می گفتند مشاوره ها می گن بهتره اول با زبان فارسی با بچه ها حرف زد تا وقتی مدرسه می رن درس را زود تر بفهمن. یا زود تر راه بیفتن. برای همینم گلاب الان این طوری بهتر صحبت می کنه. ولی به خودش هم گفتم که ترکی یه زبان دیگه است و واقعا شرینه!
    حتی خودت هم می تونی مثلا اینجا تایید کنی و بگی آره باید سعی کنم .خودم هم خیلی این زبان را دوست دارم.
    این جوری هم آنها متوجه می شن چرا شما ترکیتون خوب نیست و هم می فهمند که نمی خوای کلاس بذاری و دلیل موجهی هم آوردی.

    در مورد اینکه بچه ها گفتند به تغذیه ات برس. ببین به نظر من اول با یک طب سنتی خوب مشورت کن. شما اگر طبعت خشک باشه خیلی به سختی وزن می گیری و سختت میشه. برای همین باید به سمت تری ببری و این طوری راحت تر می تونی رژیم چاقی بگیری و این قدر هم سختت نمیشه.
    معمولا افرادی که باید خیلی تلاش کنند که چاق بشن مشکل کارشون همینجاست.

    موفق باشی خواهر گلم
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
    ویرایش توسط مصباح الهدی : جمعه 19 تیر 94 در ساعت 18:34

  4. 3 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    فدایی یار (جمعه 19 تیر 94), گلاب (جمعه 19 تیر 94), یه دختر سرگردان (جمعه 19 تیر 94)

  5. #3
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گلاب نمایش پست ها


    از همه دوستان هم ممنونم.تو این تاپیک نکات خیلی خوبی مطرح کردن.و به جمع بندی کلی ای رسیدم.
    1-به تغذیه خودمبیشتر برسم و کمبود وزنی رو که دارم جبران کنم
    2-رو اعتماد به نفس و عزت نفسم بیشتر کار کنم تا از برخورد نامحترمانه عده ای از خاستگارا ناراحت نشم.
    3-قدرت بیان خودم و مادرم رو تقویت کنم و مسائلی رو باهاش قبل از خاستگاری مطرح کنم که هماهنگ شیم
    4-دکوراسیون خونه رو با هنر خودم زیباتر کنم
    5-از دعا و توکل کردن غافل نشم
    و نکات دیگه ای که در باره جلسه خاستگاری مصباح جان مطرح کردن.


    این تاپیک عملاً با این جمع بندی با توجه به سئوال گلاب عزیز درپست اول به نتیجه رسیده

    بهتره مقالات مربوط به تقویت عزت نفس و اعتماد به نفس را بخوانی و روی خود باوریت بیشتر کار کنی ....


    توضیحات لازم :

    اگر خود باوری و عزت نفس قوی باشه هیچ کدام از اشکال خواستگاری مسئله نمیشه ... نه اومدن مادر و خواهر یک پسر میشه توهین ، نه فقط پسری خودش انتخاب کنه میشه افتخار ... بلکه یک روند طبیعی در مسیر انتخاب برای ازدواج هست ....
    این نگاه های یک بعدی حکایت از خطای شناختی مطلق نگری هست که در کلام بعضی از دوستان متأسفانه می بینم .... نتیجه خوبی حاصل تجربیات مصباح هست .... اینکه خدا محور باشی حالت عوض میشه و نگاهت آسون تر و بی دغدغه تر ... برای اینه که در خدا محوری خود باوری وعزت نفس خیلی قوی تر میشه و خود ارزشمداری میاره و در نتیجه اصلاً حساسیت در مورد اینکه شکل خواستگاری چطور باشه پیش نخواهد آمد و احساس بی ارزش شدن پیدا نمی کنیم ... فردی که از دورن قوی شده و احساس ارزشمندی مبتنی بر روحیات و رفتار ارزشی و با ثبات پیدا کرده نوع رفتارش و نگاهش و حالتش طوری هست که حتی اگر کسی بهش توهین کنه هرگز احساس اینکه ارزشش زیر پا گذاشته شده و ترور شخصیت شده پیدا نمی کند بلکه متأسف به حال اون فرد میشه و خویشتندار خواهد بود و جایی که با رفتار درست اجازه نمیده کسی با بی احترامی رفتار کنه نه از این خواهد بود که مبادا ارزشش پایین بیاد یا واکنش دفاعی باشه بلکه برای این خواهد بود که به سهم خودش مانع به خطا رفتن یکی شود و این هم نشونه قوت فرد هست حال اگر کسی با این وجود به خطا رفت و رفتار مناسب نداشت اثر احساسی منفی روی او نخواهد داشت یا اگر داشته باشه موقت و زود گذر خواهد بود .....

    در یک کلام حساسیت زیاد روی اشکال خواستگاری ، ناراحتی از رفتن خواستگار و نیامدنش ، ناراحتی از انتخاب نشدن ، توهین دیدن اینکه مادر و خواهری ابتدا دیدار داشته باشند ..... همه و همه نشونه عدم همه جانبه نگری ، عدم انعطاف و ترس ، و ضعف خودباوری و عزت نفس هست ....

    برعکس آن اینکه
    وقتی عزت نفس قوی باشه و خود باوری خود به خود در رفتار هویدا میشه و دختر نه اینکه طوری حاضر بشه در جلسه که میخوان انتخابش کنند بلکه طوری حاضر میشه که میخواد انتخاب کنه لذا نوع برخورد و رفتارش پرسشگر خواهد بود و با خانواده هماهنگ کرده باشه ابتدا خانواده او ابتکار عمل را به دست گرفته و پرسش و کنجکاوی می کنند تا معیارهای اولیه را بسنجند و چه بسا خواستگار از در بیرون رفته چند ساعت بعدش این مادر دختر باشه که تماس بگیره بگه شرمنده مثل اینکه زیاد به هم نمیخورند و ..... و مهمتر اینکه با عزت نفس قوی و خودباوری .... رفتار یک دختر جذابیت خواهد داشت ... وقتی از این نظر ضعف وجود داشته باشد یعنی یک دختر ابتدا برای خودش جذاب نیست چطور می تواند در دید دیگری جذاب باشد!! رفتارش و نحوه نشستنش و در یک کلام زبان بدنش میشه دختری منتظر تا نگاه مادر و خواهر پسری آیا می پسنددش یا نه و نوعی اضطراب پنهان که نکنه پسندیده نشه .... در حالی که معلوم نیست این پسر اصلاً مناسب باشه که ما در انتظار پسندیده شدنش باشیم . حالت ناراحتی بعضی دوستان از این نظر مثل کسی هست که اون خواستگار ایده آل هست و متأسف از اینه که او را نپسندیده در حالی که هیچ اطلاعات وشناخت دقیقی وقتی نیست جای هیچ گونه موضع و انتظاری هم نباید باشد . این روند و حالت یک سیکل معیوب است که بایدنوع نگاه را تغییر داد تا از بین برود

    اطاله کلام شد اما چون می بینم در تاپیکهایی چند ، باب شده تقبیح خواستگاری سنتی و بولد کردن غیر سنتی و آشنایی دختر و پسر بطور مستقل و مطلق درست دانستن آن و ..... نیاز دیدم این توضیحات داده شود





  6. 8 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (جمعه 19 تیر 94), meysamm (جمعه 19 تیر 94), فدایی یار (جمعه 19 تیر 94), گلاب (جمعه 19 تیر 94), یه دختر سرگردان (جمعه 19 تیر 94), من می دونم (جمعه 19 تیر 94), مصباح الهدی (شنبه 20 تیر 94), بی نهایت (جمعه 19 تیر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چطور یک زن مستقل، با عزت نفس و دوست‌داشتنی بشم
    توسط عاشق خانواده در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: پنجشنبه 08 مرداد 94, 17:09
  2. وقتی عزت نفس از بین رفته چطوری میشه درستش کرد؟
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: دوشنبه 31 شهریور 93, 07:36
  3. **::**::** عزت نفس ..... اجزاء و علائم **::**::**
    توسط فرشته مهربان در انجمن اعتماد به نفس
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 شهریور 92, 13:11
  4. ملکه باش! قدرت و عزت خود را حفظ کن
    توسط single در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 20:17
  5. زخم‌هاي عاطفی عامل اصلی ضعف عزت نفس هستند
    توسط hamdam 96 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 مرداد 90, 14:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.