من همه ی موضوع های قبلی شما رو خوندم. به چند دلیل شما از مشورت جویی در این انجمن نتیجه ی مثبت نگرفتی.
اول اینکه با اینکه جزئیات زیادی رو در متن هات می نویسی، همچنان ابهام زیادی برای خواننده ایجاد می کنی. برای منی که متن شما رو می خونم دائما سوال ایجاد می شه.
دوم اینکه در پست های مختلفتون متاسفانه تناقض وجود داره.
سوم اینکه وقتی کسی در مورد این ابهام ها یا تناقض ها ازتون سوال می کنه، شما این رو به عنوان حمله ی به شخص خودتون و غرض وری سوال کننده برداشت می کنید و واکنش بدی نشون می دین.
چهارم اینکه از ما انتظار ذهن خوانی و همدردی به هر قیمتی رو دارید. این حق رو برای ما قائل نیستید که با شما موافق نباشیم و نسبت به جزئیاتی که بیان نکرده اید بی اطلاع باشیم.
پنجم اینکه به توصیه هایی که بهتون می شه عمل نمی کنید. مثلا بهتون بارها توصیه شد که از نامزدتون جدا بشین ولی شما این کار رو نکردید.
ممکنه برداشت شما از این حرف های من رو سرکوفت و توهین باشه ولی تنها هدف من از نوشتن این پست کمک به شماست. من فکر می کنم تا شما این پنج مورد رو حل نکنی، از پست گذاشتن در این انجمن سودی نمی بری.
***
اما در مورد مشکل خواستگار، مگه شما ازدواج نکردی؟ دیگه پرونده ی خواستگارها باید قاعدتا بسته شده باشه.
در مورد انتظارات جامعه از خانم ها هم با وجود اینکه من خیلی انتقاد دارم به وضع موجود، واقعیت اینه که اوضاع به این شدت و حدتی که شما توصیف کردین نیست. زن ها و مردهای زیادی هستند که عاشق می شن و ازدواج می کنند و زندگی سراسر محبت و وفا و دوستی دارند. خانم هم زندگی پویا و هدف مند شخصی خودش رو حفظ می کنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)