من عمو نیستم.....عمه شونم...
اشکال نداره اخیش جون.... مدیونی اگه ککت ام بگزه !!!!خودتو ناراحت نکن هیچ رقمه!!!!!!!!جونه تو اصلا راضی نیستم....
اصلا ما باهم این حرفها رو نداریم....اقا ما تسلیم.......گفتم که روی ما کم شد حسابی...دیگه مجبورم با هویت قلابی وارد عمل بشم.......من الان عمه باغبونم....دیدم تذکر افاقه نمی کنه....شما فقط با فامیلهای کشاورزتون حشر و نشر دارید ...اینه که...
خلاصه....این رسالت انسانی هم مارو خفه کرد دیگه.....گفتم بیام رسالت انسانیم و به انجام برسونم.....
خب....عرضم خدمتتون اینکه....کلا برای ی ازدواج سنجیده به دو عدد مغز کار کرده به اضافه مقدار کمی شعور و شخصیت اجتماعی نیاز هست........عنایت بفرمایید عرض کردم مغز کار کرده نه اک بند و دست نخورده!!!!!!........
برای روشنایی مطلب مثالی میزنم..
کلا وقتی برای جهیزیتون مامانتون اینا لوازمی رو می خرن شما از تو کارتون و مشمبا در نمیارید تا مبادا روز جهاز برون دست دوم به نظر برسه و قوم الظالمین (استعاره از مادر شوهر و خواهر شوهر و کل فک فامیل شوهر) حرف در بیارن و اینا...
(در اینجا منظور از فک فامیل شوهر،تمامی اجناس مونث مد منظر می باشد وگرنه که جنس ذکور فرق چرخ گوشت 50سال کار کرده رو که با چرخ گوشت نوئه مثلا بوش نمیدونن!!!!!!بس که باهوشن این جنس ذکور))
حالا بعضی ها فک میکنن این مغز هم همینطوریه .......اگه از تو کارتون و مشمبا در نیاریم بهتره
از مغز استفاده نکنیم تا نکنه دست دوم بشه.....همینطوری دست اول بمونه که رفتیم اون دنیا فرشته ها بگن مثلا..... افرین هلیا ...ماشالا هلیا ...چه تمیز نگه داشته مغزشو..... ی خط ام روش نیفتاده ....همون طوری که داده بودیم برگردونده...... اصلا ی ذره هم استفاده نکرده....خدایی ها......
ولی دوست عتیقه شما باید بدونه که تو زندگی عقل حکم پیامبر درونی رو داره.....خدا داده که ازش استفاده کنی و...
مهم ترین مورد استفاده اش هم تو بحث ازدواجه .....چیزی که تو همدردی هم دوستان زیاد اشاره میکنن اینکه تو مرحله اشنایی نباید وارد فاز احساسات شد.....تا مرحله شناخت به درستی طی بشه......فقط فرمون و میدیم دست عقل..... به دلمون میگیم فعلا تو صندلی بغل بشین کمربندتم ببند حرف نباشه....هیس!!!
موقعی که شخص مورد نظر رو دیدار می کنید فقط به سوال و جوابهای سرنوشت ساز سپری میشه یا در مورد کتاب یا فیلم که هر دو تماشا کردید بحث می کنید تا به شناخت برسید......
هدف این است که به قول دکتر فرهنگ طرف رو بشناسیم و به موازات ان، خودمونو بشناسونیم...
تو صیه اکید کارشناسان این است که مطلقا برای هم لاو نمی ترکونید!!!!!!هول نشید برای احساسات خرج کردن دیر نمیشه....
در ضمن مثل بعضی دوستان تالار با مردم دعوا نداریم که......اگه به نظری برخوردید که به نظرتان طرف ی تخته اش کمه!!!!.....یا داره پرت و پلا میگه......سریع جبهه نمی گیرید ......سریع هوش و زکاوتتون و به رخ بدبخت نمی کشید....سریع هم غلط دیکته مردم و تو صورتش نمی زنید.....
فقط به وسیله یک سری اصطلاحات خاص و مودبانه میگید "به نظر من ....ولی من فک میکنم.......اگه اجازه بدید عرض کنم که من دیدگاه دیگه ای دارم.....اجازه بدید من باهاتون موافق نباشم.....نظرتون در مورد این طرز برخورد چیه؟...." و
هزار مدل مودبانه دیگه که شما خودتون میدونید، نظر مخالفتونو اعلام می کنید...میبینید که در تمام مدت که پروژه در حال سپری شدن است باید عقلانی عمل کرد...احساساتی نمیشیم تا ان شالله به ی ازدواج به قول شما سنجیده برسیم.
اینها ها رو همرو برای خودم گفتم که صفر کیلومترم....فرصتی بود برای مرور خودم..... شما که عزیزم خودت خوب میدونی...
راستی نگفتی این شاخه شمشاد کیه؟؟ایشالاه که سر شون به تنشون می ارزه.؟؟ها؟؟یا به قول مادرعزیزم اون قدری هست که دخترمون جلوشون چایی بگیره؟؟؟؟(یعنی بذاریم بیاد خواستگاری)
راستی اخیش جون بابت اشکال فنی ممنونم عزیزم.....هر چند اقا عموتون مجبور شدن بیان زحمت بکشن و بیشتر شفاف سازی کنن....اخه کلا من راه کار خواستم ...فک میکردم باید ی چند تا حرکت کامپیوتری بزنم تا....به هر حال از طرف من از اقا عموتون هم تشکر و عذر خواهی کنید ...افتادن تو زحمت...البته همون موقع رفتم رو تماس با ما خواهش کردم تا رسیدگی کنن حالا اگه درست نشه میام که با هم حضوری بریم به شکایتومون ترتیب اثر بدن.
![]()












علاقه مندی ها (Bookmarks)