سلام
فقط میتونم باشما همدردی کنم کاش دلمون برای حال همدیگه بسوزه
بروید مطب روانپزشکان و بیمارستان های اعصاب روان اونجا پر از دور از جانتون اینجور داستان ها و ادماست
کاش نمیرفتید شهرستان.
ولی الان وقت غصه خوردن نیست یکبار برای همیشه با ایشون قرار بزارید وصحبت کنید هر چی در دلتان هست بگید
بگید منم قبول دارم که تو رو شش سال تنها گذاشتم طوری که بزرگ شدن پسرتو ندیدی ولی میخوام اگر تو به من اجازه بدی جبران کنم
یا قبول میکنند یا خیر
اگر قبول نکردند خواهش میکنم ازتون بهش فکر نکنید
به این فکر کنید که الان باید برید دادگاه شکایت کنید که پسرتون هفته ای یکبار که حق قانونی شماست ببینید
مهریه تون اجرت المثل نفقه رو تا اخرش بگیرید
خدا رو شکر الان دکتری دارید و باید برید سر کار مناسب
شما مادر پسری هستید که پدرش میخواست سقطش کنه یعنی دلبستگی زیادی به اون نداره
شما باید تکیه گاه محکمی برای اون باشید نترسید فرزند شما 7 سال دیگه برمی گرده پیشتون
برای اون روز اماده باشید


موفق باشید