ممنون دوست عزیز بابت پاسخگوییت مقاله بسیار مفیدی بود.من هم خودم هم همسرم تو اون کلاسها و جلسات شرکت می کنیم ولی همسرم لغزش کرد..من خیلی باهاش همدردم طوریکه یه موقعهایی برای دوستم که تعریف می کنم میگه بابا تو عجب صبری داری و چه عشقی داری که هنوز همسرت رو تو بدنرین شرایط هم همون آدم قبلی میبینی...نمیدونم دلیل خراب شدنش چی بوده و اینجا هم دنبالش نیستم چون میدونم بحث پر از حاشیه و منوط به عوامل مختلفه و کارشناسان خودش رو میطلبه..
مسئله اصلی من در اینجا که مطرحش کردم...اینده خواهرم و یه جورایی وصل بودنش به خانواده منه..میگم چیکار کنم که شرایط زندگی من زندگی خواهرم رو تحت شعاع قرار نده...تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که برنامه طلاق و جداییم رو اصلا استارت نزنم و تو خونمون هیچی در موردش نگم و همچنان نقش بازی کنم که خیلی سخته








علاقه مندی ها (Bookmarks)