سلام بچها واقعا ممنون که همدردی کردین و نظرات خودتنون رو دادین امیدوارم همه شما موفق باشین و دنیا به کامتون
فعلا فکر نکنم شرایطی باشه که بتونم کارم رو کنار بزارم .ولی از اون طرف هم باید یه جوری برنامه ریزی کنم که به خودم بیشتر برسم باید کمتر به تمیزی خونه اهمبت بدم از اون طرف هم باید با همسرم صحبت کنم بیشتر همکاری کنه .اگه عصرا راضی میشدگاهی بچها رو ببر ه پارک خیلی خوب بود چون هم خیالم از بچهها راضی بود که دارن بازی میکنن و شادن هم تو دست و پام نبودن و با ارامش به کارهام و کمی به خودم میرسیدم (شما ادبیاتی سراغ دارین که بشه راضیش کرد این کار رو بکنه با توجه به ابنکه علاقهای اصلا به این کار نداره).در مورد مهاجرت هم باید تلاشمون رو بکنیم ببینیم چی میشه چوون این آخرین تیره و اگه نشد دیگه میدونیم کوتاهی از ما نبوده شوهرم استعدادش تو یاد گیری زبان خوبه اما حالا تا ببینیم چی میشه .اما باید بشینم صحبت کنیم ببینیم اگه این کار نشد چیکار کنیم و برناممون چی هست کع اون هم الان وقتش نیست باید اول یکم ارامش تو زندگیمون حاکم بشه بعد.اما میدونم که حداقل امسسال رو باید زبان بخونه شاید تا نیمه اول سال بعد هم ادامه داشته باشه تا نوبت سفارت و ارائه مدرک زبان و این حرفا
امیدوارم فروش محصولاتش خوب بشه که مجبور به کار نباشم من هم به زبان و بچها برسم اون هم خوشب بینانه اگه نگاه کنیم برج 6 و 7 شاید جواب بده با این اوضاع مملکت هیچ چیز معلو م نیست. فعلا شرایط ما هم اینجوریه دیگه
ااگه میشد یه ادبیاتی رو دوستان عنوان میکردن که میشد شوهرم رو راضی کرد که بییشتر بچها رو به ببیرون و پارک ببره خیلی خوب بود ناگفته نماند که خونه مامان من یا مامان خودش میبره اما اگه به تفریح ببره بیشتر من خوشحال هستم که به بچها خوش میگذره








علاقه مندی ها (Bookmarks)