زندگی با مرد خسیس و حتی دوست داشتنش سختهتوی دوران دانشجویی هربار که وسایلم را جمع میکردم که برم خوابگاه بابام اشکم را درمیاورد و حتی تاسال آخر هم میفت دیگه نرو ..که مبادا مثلن 20 هزارتومن پول بذاره تو جیب من..میخوام بگم میفهمم که چقدر سخته. و اینکه آدم دلش میخواد شوهرش طوری باشه که جلو همه سرشو بالا بگیره و با افتخار و غرور بگه این شوهر منه.اما خب واقعیت اینه که تعداد مردها (و زنها)یی که بشه بهشون اقتخار کرد زیاد نیستندمیدونی دوستم...من فکر میکنم مشکل اصلی در درون شما اتفاق افتاده اگر بتونید این مشکل را بپذیرید اگر با خساست شوهرتون کنار بیاید تمام این حواشی هم براتون کمرنگتر میشه قرار نیست که ما همه مردم را از خودمون راضی نگه داریم..واقعا زندگی شما حیف نیست؟2. درسی که من از خواهرم گرفتم این بود که با وجود تمام مشکلاتی که شوهرش داشت و خودش و همه دنیا میدونستند، هرگز پشت شوهرش را خالی نکرد و حتی به پدرم زورگوم اجازه نمیداد که در مورد شوهرش حرف بدی بزنه. همه ما میدونستیم شوهرش تنبله اما هیچوقت از خواهرم اینو نشنیدیم و هیچوقت هم جرات نکردیم اینو بهش بگیم. طوری رفتار میکرد که طوری به شوهرش احترام میگذاشت که ما هم ازش تبعیت میکردیم و میکنیم3. شاید خیلی خودخواه باشم که اینو میگم اما من اگه جای شما بودم از مادرم فاصله میگرفتم. نه بهش زنگ میزدم و نه به دیدنش می رفتم. معنی نداره که آدم انقد دخترشو بچزونه..اصلن تعجب میکنم شوهرتون خونه مادرتون رفت و آمد میکنه ..معنی نداره آدم با کسی رفت و آمد کنه که دوستش نداره. ولی باز هم میگم هر چه که هست در درون شماست. مشکل را اول با خودتون حل کنید و ببینید میخواین با این مسئله شوهرتون کنار بیاین یا میخواین یه عمر حرص بخورین








علاقه مندی ها (Bookmarks)