اخ اخ باران جان من اصلا اون تاپيكم يادم رفته بود.خوب شد يادم انداختي.در هر حال مرسي ...ديگه ازدواجه و هزار و يك بدبختي...ادم اسم خودشم يادش ميره چه برسه به تاپيكش
(اوه اوه هركي ندونه فكر مي كنه حالا چقدر سرم شلوغه در حالي كه بيكارتر از من فكر نكنم باشه)
حالا كه اشپزيه يكي بهم بگه من شنبه مهمون دارم.(دختر خاله ،پسر خالم كه يك هفته بعد از من ازدواج كردند).مادر شوهرم كه اومد ضايع شدم چون خورشت ابش كم بود و غذا كم بود.البته مهموني رسمي نبود.ولي جلو اينا نبايد كم بيارم.همه چي بلدم ولي نمي دونم چي بپزم كه خوشمزه و جديد باشه.لازم به ذكره كه من فرن ندارم.
حالا من چي بپزم...:p:confused:
خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
با انگشتان مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)