نقل قول نوشته اصلی توسط Estaf نمایش پست ها
من نمیگم مذهب و خدا کلا بده ولی من با این نظر که این چیزا درمان هست باید همه برن طرفش مخالفم
دوستمون میگن اصلا فکر این نباشید مشکلی دارین، فکر درمانش هم نباشین و فقط توکل کنین به خدا و دعا کنین ولی همین انجمن رو مطالعه کنین میبینین افراد با همین نسخه دعا و نگرفتن جواب چه ضربه هایی خوردن و مشکلاتشون چند برابر شده
من میگم مذهب و دین اصلا خوب نیست و جز توهم چیزی درش وجود نداره ولی اگر کسی با استفاده از اینچیزا ارامشی پیدا میشه و تسکینی برای مشکلاتش هست من خیلی هم خوب میدونم که فرد بره سمت دین و خدا و ازش استفاده کنه
درست مثل یه داروی شیمیایی که هم تاثیر مثبت داره و هم عوارض و فقط باید دید تاثیر مثبتش بیشتره یا منفی
پس خیلی خوبه که دعا و خدا به شما ارامش میده ولی کسی مثل من تا وقتی دنبال این موارد بود بدتر ارامشم رو گرفته و هزاران سوال بی جواب برام وجود داشت که باعث سردرگمی و ناراحتیم بود و وقتی جواب سوالاتم رو پیدا کردم و دین و مذهب جدا شدم ارامش خیلی زیاد وارد زندگیم شد و از این جنبه بسیار راحت شدم چون جواب سوالاتم رو جایی دیگه پیدا کردم


منم با دعا و نیایش به یه آرامش نسبی میرسم ولی مطلق نه ... بارها هم شده چیزی از خدا از ته دلم درخواست کردم کمتر از 24 ساعت بهش رسیدم اون لحظه فک میکردم معجزه شده ولی دیگه درخواست نمیکنم چون بعضی از خواسته هامون به ضررمون تموم میشه ... اما این مشکلی که اقای Estaf میگه منم دارم یعنی سوالای عجیب غریب به ذهنم میرسه که آخرش میگم یعنی واقعا خدایی وجود داره ؟ ولی اینو مطمئنم یه نیرویی وجود داره ... الانم تو این چند روز که میگم بهتر شدم شبا چند صفحه از تفسیر قرآنو میخونم ...نمیگم تاثیرش خوبه یا بد ولی فک میکنم باید بخونم


- - - Updated - - -


به خودتون سخت نگیرین و سعی کنین با خودتون راحت باشین
کاملا طبیعه مشکلی که مدت زیادی هست وجود داره چند روزه از بین نمیره پس حتی حالا که دوباره احساس ناراحتی دارین فقط مثل یه پروسه زودگذر بهش نگاه کنین و به خودتون بگین فردا دوباره همون حال خوب خواهد بود
فقط مهم اینه به این احساس بد اجازه ندین پر رنگ بشه و دوباره فقط سعی کنین روی خودتون تمرکز کنین و تمام جهان اطراف رو فراموش کنین انگار که وجود ندارن
سعی میکنم ... گاهی اوقات میرم بیرون یهو خیلی ناگهانی یه استرس عجیبی میگیرم حالم بد میشه ...اما دائم دارم اینو تو ذهن خودم تکرار میکنم که باید نسبت به رفتار آدما بی تفاوت باشم و فقط بخندم . خیلی ام پرخاشگر شدم یعنی اصلا دست خودم نیست مثلا با مامانم حرف میزم یه چیزی میگه زود از کوره در میرم اما پشیمون میشم میگم اونا که گناهی ندارن