سلام آقای محمدرضا
من نتونستم تمام تاپیک شمارو بخونم فقط پست اولتون رو خوندم.
برام جای سواله که چطور تو همون معارفه اولیه،ایشون فقط به عقدشون اشاره کردن و اشاره ای به برگزاری عروسی و زندگی مشترک نداشتن چون با این کار حق انتخاب برای ادامه یا عدم ادامه آشنایی رو از طرف مقابل گرفتن.احساس میکنم یه حلقه گمشده ای این وسط هست.
شنیدین که میگن کافر همه را به کیش خود پنداردیادمه چند سال پیش که جوون بودم و جویای نام
یه آقایی منو تو مسیر دانشگاهم هر روز میدید، محل کارش نزدیک دانشگاه ما بود.این آقا به روشهای مستقیم و غیر مستقیم و از طریق واسطه میگفتن اصرار زیادی به آشنایی دارن ولی من تمایلی به شروع آشنایی نداشتم. خلاصه هر عیبی بود رو خودم گذاشتم تا دست از سرم برداره ولی ایشون همچنان مصر بود تا اینکه یه فکری به سرم زد، بهش گفتم من قبلا ازدواج کردم اینو که گفتم برای همیشه رفت تو افق محو شد
میگم نکنه ایشون هم از این کارای دوران جاهلیت من دارن انجام میدن.
موفق باشید







یادمه چند سال پیش که جوون بودم و جویای نام
یه آقایی منو تو مسیر دانشگاهم هر روز میدید، محل کارش نزدیک دانشگاه ما بود.این آقا به روشهای مستقیم و غیر مستقیم و از طریق واسطه میگفتن اصرار زیادی به آشنایی دارن ولی من تمایلی به شروع آشنایی نداشتم. خلاصه هر عیبی بود رو خودم گذاشتم تا دست از سرم برداره ولی ایشون همچنان مصر بود تا اینکه یه فکری به سرم زد، بهش گفتم من قبلا ازدواج کردم اینو که گفتم برای همیشه رفت تو افق محو شد
.

علاقه مندی ها (Bookmarks)