سلام به همه گی دوستان خوبم
چقدر آدم انرژی میگیره وقتی میاد اینجا، میبینه هستن اشخاصی که تو رو نمیشناسند ولی دوست دارن و نگران هستن. و با استفاده از افکار زیباشون تو رو راهنمایی می کنن. دوستان از همتون ممنونم. نمی دونم چه جوری باید تشکر کنم. خودم رو هیچ وقت نمیبخشم اگر یه روز با وجود دوستان خوبی مثل شما، انتخاب اشتباه داشته باشم.
کوهنورد، خاله قزی، باغبان، فدایی و مصباح از همتون یه دنیا متشکرم.
باغبان عزیز من یه درگیری با خودم دارم که نمی تونم چشم خودم رو باز کنم تا خانم های اطرافم رو تحت نظر بگیرم. تو محل کارم اعتراضات از جامعه بانوان مجرد رسیده که چرا این پسره اینقدر عنق تشریف داره! چون واقعا نمی تونم از حلوی یه خانومی رد بشم و سرم رو بالا کنم تا بهش سلام بدم! نمی دونم اسم اش حیا هست یا چیز دیگه! چون عقیده دارم اون محیط که من توش هستم یا محل ورزش یا کار، با نگاه من ممکنه برای اون خانوم نا امنی ایجاد کنه. ( البته مخالف اصل مدیریتی منه که میگه همیشه سر بالا و تا شعاع 200 متری همیشه اتفاقات اش رو بررسی کن ) ولی تا حال نشده موردی پیدا بشه که من دورادور از ایشون شناخت جزیی داشته باشم و به نظر متناسب من باشن تا اقدام کنم، تو خیابون هم که نمیشه از روی ظاهر قضاوت کرد. پس یا باید به مواردی که دوستان معرفی میکنن و تشخیص دادن متناسب هم هستیم اکتفا کنم و یا خانواده یه موردی رو معرفی کنند. دیگه ادامه اش و استارت خواستگاری که تا حالا سعادت اش رو نداشتم، راهنمایی هایی که شما و دوستان علی الخصوص دوست گرام علم مبین خواستگاری ( محمد 93) به ما ارزانی داشتن ، بهره خواهم برد.
سلام خانم مصباح
چقدر خوشحال شدم که به پست من سر زدین و منو از تفکرات و راهنمایی های خودتون بی نصیب نگذاشتین. راستش به فدایی حسودیم میشد، که شخصیتی چون شما اونقدر برای پست خواستگاری اش وقت میزاشت و به نماینده گی از جامعه بانوان، ما رو از خلق و خو های آنها باخبر میکرد . مثال های خواستگار هاتون و توقعات خانواده دختر از خواستگار ها، خیلی برام مفید واقع شد. هیچ کس مثل امثال شما نمی تونست به ما از همه جا بی خبر اطلاع بده. که خدای نکرده تو هیچ خواستگاری اولا باعث ایجاد رنجش خانواده دختر و خانواده اش نشیم ( البته تفکرات دهتران با هم متفاوت و لی من سعی م یکنم خودم باشم و روش محترمانه ای رو برم که عموم دختر ها بر میتابند) و از همه مهمتر خودم هم به هدفم برسم.
در ارتباط با مواردی که گفتین ، شماره 1 تا 3 رو بنده جز دایره تحقیقاتم قرار دادم. البته آیتم های خیلی بیشتری رو براش لحاظ کردم. البته همون جور که گفتم تا از خودم مطمین نشدم، و با همین شناخت های جزیی که از ایشون پیدا کردم، پا جلو نمیزارم تا موارد مطروحه که اشاره داشتین رو ببرسی کنم.
با هاتون موافقم، هر روز دارم کلی اتفاق اطرافم میبینم که تو دوران عقد دختر و پسر از هم جدا میشن. به نظرم بیشتر به عدم شناخت و نداشتن کفویت بین زوج ها بر میگرده. تازه بر فرض اینکه با همدیگر تناسب ندارن، با هم عقد میکنن، راه های برخورد با هم رو یاد نمیگیرن. یادم دکتر فرهنگ تو یکی از سخنرانی هاش پیرامون ازدواج موفق میگفت که انسان هام مثل ماکرو فر و باقی لوازم برقی، دفترچه راهنما داره. ما انسان ها تا دفتر چه ماشین لباس شویی رو نخونیم، ماشین رو به برق نمیزنیم. ولی در مورد انسان جنس مخالف با اون همه پیچیده گی های خاص خودش، همین جوری میرم جلو تا هر چی شد، شد.
یکی از دوستان من که خیلی مطالعه کرده بود در زمینه ازدواج، بعد از خواستگاری رفتن، متوجه حساسیت خانواده دختر نسبت به جلسات خواستگاری میشه، و نمیزارن بیشتر از 3 جلسه خواستگاری برن و پدر عروس هم عقد دایم رو از فردای بله برون می خواسته. دوست من هم که از دختر خوشش اومده بوده، اطمینان میده که دخترشون رو خوشبخت میکنه و اجازه میده هر چقدر دوست دارن تحقیق کنن و حتی با عقد دایم هم موافقت میکنه ( البته تو محضر و بدون جشن سنگین که همه با خبر شن ، ریسک نمیکنه) ولی یه شرط میزاره که یک ماه باید با عروس زیر نظر خانواده ها ارتباط داشته باشن. پدر هم بعد از کلی کش و قوس قبول میکنه. و این دوستمون 4 تا مسافرت خانوادگی و سینما خانواده گی و مهمونی های خانواده گی رندانه ترتیب می ده. تا با کلی بدبختی می فهمه دختره همونیه که میخواسته. و روز 31 محضر عقد دایم میکنه.
من بواسطه شغلم، روزی حداقل سه تا چهار تا زوج جوان مغازه میان که باید جنس رو انتخاب کنن که هر دو با هم ازش استفاده می کنن( مثلا لباس رو یک اشون استفاده میکنه، ولی اجناس مارو هردوشون در منزل استفاده می کنند. احتمالا حدس بزنید شغلم چی هست) من همه اشون رو زیر نظر میگیرم و بررسی میکنم. متاسفانه 90 زوج ها به هم نمی خورند. هم از نظر ظاهر، شخصیت، فهوا کلام و .... نظراتشون برای هم نیست. به نظرات هم احترام نمیزارن. اگر نظر هردو با هم اختلاف داره، بلد نیستن با سیاست نظر خودشون رو برنده کنند. ما ( منظورم اکثریت جامعه) تو زمینه انتخاب و بعد از اون شناخت و بعد از اون ارتباط با هم پس از ازدواج مشکل داریم.
قبول دارم که خواستگاری تنها کفایت نمیکنه. بزرگا همیشه به ما میگفتن اگر می خوای شخصی رو بشناسی یا باهاش معامله کن یا باهش سفر برو.
در ارتباط با نداشتن ثبات در ایشون باهاتون موافقم ولی نمی دونم بواسطه اتفاقیه که براش اومده یا کلا همین طوری بوده ( که برای من قابل درک نیست).
نمی دونم تجربه کار تو کارخانه کسی اینجا داشته یا نه؟ کارخونه ها همیشه جو های مسموم برای قدرت طلبی دارن. حالا اگر هر چی بزرگتر باشه ، دیگه بدتر. کارخونه ما هم از همون دست شرکت هاست( البته تبلیغاتش رو هر روز صدا سیما میزنه) دوستان مدعی هستند برای کار در شرکت و موفق شدن باید چند واحد درس ج ا ن و ر ش ن ا س ی پاس کرده باشی ( البته ببخشید ولی واقعا هم چین تفکری وجود داره) . برای همین هر روز سیاست ها و رندی هایی رو میبینی که واقعا مثل یه بازی شطرنج برنامه ریزی می کنن و به هدفشون میرسن. من هم یه چیزهایی رو یاد گرفتم ولی از خدا خواستم هیچ وقت نزاره ازشون استفاده کنم.
در ارتباط با پیشنهادی که دادید، من هم یه هم چین فکر هایی به سرم زد، که بسیار کارساز هست. هم نظر خانواده راحت تر جلب میشه، و هم با قوت قلب بیشتری انتخاب می کنم. ولی دلم رضا نمی ده این کار رو بکنم ( مصداق آب نمک خوابوندن رو داره برام) حقیقت اش حس وفاداری رو در من تخریب می کنه. یادم تو همون سه هفته ای که با ایشون در ارتباط بودم، واقعا چشم ام هیچ دختری رو نمی دید، اگر هم توجه ام به جایی جلب میشد، سریع به خودم می گفتم، "پسر تو باید وفادار بمونی ، هر وقت قضیه این خانم کنسل شد سرت رو دوباره بالا بگیر"
برای همین موضوع دوست دارم پرونده اش رو اول ببندم، بعد برم سراغ مورد دیگه.
البته واقعا اگر دوستان تو این زمینه کمک ام کنند که پیشنهاد خانم مصباح مبنی بر فراموشی موقتی و بررسی گزینه های دیگه ( که به نظر حق هر انسانی هست) کار انسانی تلقی میشه، در موردش فکر میکنم.
من همیشه معتقد بودم کار خانم ها تو بخش تحقیقات از طرفشون، راحت تره. مثلا یه خانم خیلی راحت از محل کار یا همسایه های آقا میتونه تحقیق کنه. چون شناس تره. ولی تحقیقات از خانم ها خیلی سخته مخصوصا اگر شاغل نباشه و از این دختر هایی باشه که معمولا تا کار پیش نیاد از خونه در نمی آن بیرون و دانشگاه اش هم تموم شده. اگر ممکنه منو تو این زمینه و چگونگی تحقیقات از یک خانم راهنمایی کنید ممنون میشم.
مورد دیگه ای که همیشه نگران اش بودم. وابستگی در دوران خواستگاری هست. چه جوری میتونم تو دوران خواستگاری وابسته نشم؟ البته راه هایی رو به ذهنم رسیده مثل پرهیز از سخنان احساسی و .... ولی همیشه نگرانم در این مورد. چون خودم رو میشناسم، تا ارتباطم با جنس مخالف به همین یه مورد بالا خلاصه شده، و اندکی احساساتم ممکنه بار عقلم غلبه کنه، اگر نکته ای هم در این مورد دارید خوشحال میشم بدونم.
در ارتباط با مسایل درونگرایی و برونگرایی هم ممنون نکات خوبی رو گفتین مخصوصا اونجایی که فرمودین ، ببینید با کدوم دوستاتون راحت تر هستین.
در آخر مجددا از همتون ممنونم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)