سلام به ابی اسمان و خانم مرجان
نمیدونم که ابی اسمان از کجا فهمیده که اون اقا شخص دیگری رو دوست داره یا اینکه اصلا تمایلش در حد مبارزه برای بدست اوردن هست یا نه
اما مردها معمولا از بدست آوردن لذت میبرند،منتها الان اگر برای اقا شرایط پا پیش گذاشتن وجود نداشته باشه بندرت ریسک میکنه که خودش رو محک بزنه.
من تو دوران دانشگاه به دختری علاقه مند شده بودم که پسرهای دیگه ای هم گاهگداری سعی میکردن بهش نزدیک بشن...تا زمانیکه من هم تصمیم گرفتم بهش نزدیک بشم ولی خانوادم کلا با ازدواج من تو اون سن مخالف بودند...و این درگیری من و خانوادم دقیقا مطابق شد با زمانیکه به اصطلاح پالس مثبت برام فرستاد...یه حس چندگانه ای از شوک...خوشحالی و اعصاب خوردی برام رقم خورد و یک سکته رفتاری برای چندماه به من دست داد که بالاخره بعداز چندماه شرایط فراهم شد با اون خانم موضوع رو در میون بگذارم...اما دیگه دیر شده بود....
میخوام بگم که این موضوع بستگی به شرایط داره که نتیجه موفقی داشته باشه...ممکنه اقا منتظر یه علامت باشه تا یک اقدامی بکنه..ممکنه اگر شما براشون راهی باز میکردین بودن با شما رو به کس دیگه ای ترجیح بدهن...شاید هم در زمانیکه شما این حس رو انتقال بدین شخص شرایط برقراری ارتباط رو نداشته باشه ولی در هر صورت باید یک راهی برای به اشتراک گذاشتن این احساس باشه...
بنظرم بهمین خاطر جسارت خانم مرجان ارزشمند هست و البته انتظار و شرایط دانشجویی با همکاری فرق داره و حساسیتش برای فردی با موقعیت شما خیلی بیشتر بوده و دلیل این مقاومت عجیبتون قابل درک هست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)