سلام.
خیلی ممنونم از نظراتتون .ببخشید رپلای نمیکنم
خانم 7 عزیز،راستش فکر کنم اشتباه متوجه شدید .
من اصلا نمیخوام برم ازشون خواستگاری کنم .صرفا یک حس خوبه .من اصلا مطمین نیستم ایشون مناسب ازدواج باشن برای من .
حرفاتون رو چند بار خوندم هربار مطمین تر شدم شما اشتباه راجع به بنده تصور میکنید .من اصلا نمیرم بهشون پیشنهاد ازدواج بدم!!!چون اصلا نمیدونم بدرد من میخورن یا خیر.تفکرتون بنظرم کمی افراطی بود .
اقای دوست،متشکرم از حضورتون
راستش باز همون صحبت هامو میخوام ادامه بدم
خیلی حرفاتون منطقیه،خیلی
ولی برای کسی که میخواد میشنهاد ازدواج بده.نه من
اما بعضی جاهاش واقعا بدردم خورد.
ولی خب نکته ای که هست من بین همکلاسی هام و دوستای اون اقا شانس ازدواجی ندارم یعنی خب طبیعتا اونها هم 4ساله با من هستن اگر میخواستن میگفتن دیگه.
اقای حامد.ممنونم از نظرتون
منطقیه صحبت هاتون .
بحث اینه که من تا به الان با شیوه خانم 7 و اقای دوست زندگی کردم .واقعا اوایل فکر میکردم جواب سلام اقا رو دادن گناهه
تا گذشت و وارد محیط های اجتماعی شدم،فهمیدم دخترایی که اتفاقا اجتماعی و مهربون هستن و در یک کلام خودشون هستن،اتفاقا دوست داشتنی ترن.هم از دیدگاه خانمها هم اقایون
خانم 7 عزیز،اقای دوست منطقی و مهربان.،چیزی که الان در واقعیت اتفاق میفته،اون رو توجیه کنید ...
یا حداقل یکم من نوعی رو اروم کنید.
خواستگار سنتی که هیچی،میان تفریح،و هرنوع بی احترامی که فکرش رو بکنید انجام میدن .
خب طبیعتا رابطه دوستی هم هیچی،اصلا قبولش ندارم و ادمش نبودم و نیستم .
خب پس جکار کنم ؟همچنان سنگینی و سکوت و حیا و...
بابا چرا میگین کمبود؟مشکل همینجاست ،این کمبود نیست این نیازه طبیعیه من انسانم و این نیاز و خدای من در وجودم قرار داده چرا باید کتمانش کنم چرا باید وقتی بیانش میکنم توی سایت روانشناسی ،متهم بشم که حتما کمبود داشتم .
خانم سحر عزیز،با حرفاتون موافقم .
در این بین واقعا حرفهای جناب اقای حامد ،به منظور بنده نزدیک تر بود .
من فعال اجتماعی ام،شاغل ام،میخوام ارشد بخونم،و معطل شوهر ننشستم. ولی این اقا بمن حس ارامش میده.حسی که اولین باره تجربش کردم.مطمینا حتی اگر مستقیم بهش بگم،برای ازدواج اصلا نیست.چون من انتخابش نکردم .تاکید کردم از اول،من عاشق نیستم .اصلاااا نیستم








علاقه مندی ها (Bookmarks)