به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45

Threaded View

  1. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 92 [ 02:49]
    تاریخ عضویت
    1391-6-27
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    140

    تشکرشده 140 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Arvana نمایش پست ها
    گلاره عزیز

    با تشکر از شما و این همه وقتی که گذاشتید

    واقعا صحبت های شما به شخصه به من که خیلی انرژی میده

    همونطور هم که تو پست های قبلی ام گفتم تو همین مدت یکی دو سال اخیر در حال تشکیل همین چهارچوب برای خودم بودم و یاد گرفتن یک سری مهارتها

    چندین کتاب در همین زمینه همسر داری ( هم نویسنده های غربی و هم نویسنده های وطنی مثل حاج آقا دهنوی ) مطالعه کردم

    صد البته من هیچ تجربه ای در این زمینه نداشته و ندارم و واقعا این تجربیاتتون را که در اختیار بنده قرار میدهید لطف بسیار بزرگی میکنید

    چون این چیزهای تئوری نیازمند مکملی به نام تجربه هست

    میخواستم ازتون بپرسم که چه مشکلاتی در این مدت 3 سال نامزدی خیلی شما را اذیت کرد ؟

    و این که آیا شما از نظر تحصیلات با توجه به سنتون از شوهرتون بالاتر هستید ؟

    (چون طرف مقابلم با توجه به این که از من بزرگتر هست و مدرکشون هم بالاتر از من هست در حال حاضر )

    //و از طرفی هم واقعا تو این شرایط بد اقتصادی باید بیش از حد مسئولیت پذیر و سخت کوش تر بود

    منتظر پاسخ های شما خواهم بود
    خواهش میکنم واقعا خوشحال میشم اگه بتونم کمکی کنم.اول از همه واقعا بهتون تبریک میگم بخاطر تلاش و سعی تون در زمینه یادگیری مهارتها و...
    در مورد مشکلاتم باید بگم همونطور که بهتون گفتم چون شوهرم میخواست که توانائی خودش رو ثابت کنه شدیدا کار میکرد تا بتونه سریع امکانات ازدواج رو فراهم کنه(چون اوضاع مالی خانواده همسرم چندان مناسب نبود و نمیتونست رو کمک پدرش حساب کنه)کار زیاد همسرم باعث شد رفته رفته از من دورتر بشه و من احساس تنهایی و افسردگی کنم.ضمن اینکه بخاطر فشارها تبدیل به مردی عصبی و کم تحمل شده بود.منم احساس میکردم که دیگه دوستم نداره و از ازدواج با من پشیمونه.این بود که خونه نشین شدم و از هر تلاشی برای قویتر کردن خودم دست کشیدم...نمیدونم شما از حمایت مالی خونواده برخوردار هستید یا خیر...اما اگر قرار شد مثل همسر من شبانه روز کار کنید خواهشا به همسرتون یاداوری کنید که رابطتون براتون مهمه و حاضرید راجع بهش صحبت کنید تا فاصله ها رو بردارید....البته من خودم خیلی مقصر بودم چون شخصیت وابسته ای دارم با بی توجهی همسرم روز به روز ضعیفتر و افسرده تر شدم(الان دارم رو خودم کار میکنم.روابطم هم خیلی بهتر شده)ببینید همه این مطالبی که گفتم این دور شدن از همدیگه.کم صحبت کردن با هم و غرق کار شدن ربطی به سن نداره.منتها اگه همسرم بلد بود که چطوری وقتی خسته از کار میاد بی توجه به من نباشه یا بهم میگفت که بخاطر من این همه تلاش میکنه انقد ازهم دور نمیشدیم...یا شاید اگه پشتوانه مالی داشت و خیالش جمع بود که لازم نیست از صبح تا شب کار کنه وقتش رو به من هم اختصاص میداد....من کارشناسی ارشد دارم و همسرم لیسانسه...البته همین ازدواج و درگیر کار شدن باعث شد نتونه ادامه تحصیل بده(اینم یکی دیگه از مشکلات ازدواج تو سن پائینه (ما زمان اشنایی با هم هر دو دانشجو بودیم)نگرانیهای شما بابت پائینتر بودن مدرک تحصیلی و سنتون همه و همه بستگی به طرف مقابلتون داره وگرنه هیچ کدومش عامل تعیین کننده ازدواج موفق نیست...مهم اینه که همسر شما چه ملاکهایی داره و ایا براش سن.ثروت و مدرک مهمه یا نه؟
    پس اگه بخوام مشکلاتم رو براتون دسته بندی کنم باین صورته:
    1-فشار مالی زیاد روی همسرم
    2-نگفتن احساسات درونیمون به همدیگه
    3-عدم مهارت ارتباطی هر دو تامون
    بنظر خودم عامل اول مهمترین فاکتور بوده که روی سایر قسمتها تاثیر گذاشته...بعلاوه ضعفهای من که تجربه صحیح همسرداری رو نداشتم.(منم کتابهای زیادی خونده بودم اما تو عمل کردن بهشون مشکل داشتم...دونستن مهارتهای ارتباطی یه چیزه و عمل کردن بهشون یه چیزه دیگه
    یادتون باشه هر دو تون باید رو مهارتها کار کنید.و چه خوبه که شما مشتاق به یادگیری هستین چون معمولا راضی کردن اقایون به خوندن این مطالب و مراجعه به مشاور یکم سخته..خیلی خوبه که شما قدم اول رو برداشتین....امیدوار باشین.... زندگی مشترک تلاش همه روزه رو میطلبه چه برا سیر کردن شکم و چه برای داشتن روابط خوب و صمیمی..چه همسرتون کوچکتر یا بزرگتر از شما باشه باید هر روز و هرروز زحمت کشید...من از صمیم قلبم امیدوارم که بتونید زندگی سالمی رو بسازید...امیدوارم اون خانم هم مثل شما دید صحیحی به ازدواج و رابطه داشته باشه...

  2. کاربر روبرو از پست مفید gelareh تشکرکرده است .

    Arvana (یکشنبه 18 فروردین 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس و لجبازی کودک 3ساله من
    توسط شیدا1392 در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 فروردین 95, 15:26
  2. من و دختری که 3ساله میخامش اما همش میگه قصد ازدواج ندارم
    توسط sadafdarya در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 آبان 94, 21:34
  3. ترديد بعد از 3سال عقد
    توسط saminaz در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 14 مهر 91, 14:13
  4. شوهرم 3سال بهم خیانت کرده
    توسط s.p در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 39
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 آبان 90, 15:02
  5. تردید.من 3سال بزرگترم
    توسط sarjon در انجمن تفاوت سنی در ازدواج
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 مرداد 90, 13:33

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.