آیا پدر مادرتون حاضرند بچه ها و زندگیشون را ول کنند و به شما ملحق بشن؟
براشون مشکل هست که توی سن پیری، توی کشور غریب و بدون دوست و آشنا و شرایطی که بهش عادت داشتند، زندگی کنند.
فکر می کنم برنامه ای که تو ذهنتون هست خیلی عملی نباش.
برادر کوچکتر که گفتید دوست دخترش خوبه و دلتون می خواد بره یه کشور دیگه و ... همون برادرتون هست که 26 سالشه و کمپ بوده؟
شما چطور شرایط خانواده ات را از همسرت پنهان کردی؟
من هیچ راه عملی به نظرم نمی رسه. شما به تنهایی نمی تونی یک خانواده را اصلاح کنی. اون هم زمانی که دیگه کاملا شکل گرفته.
پدر و مادرتون هم دلشون نمی آد که اونها را طرد کنند.
امیدوارم دوستان راه حلهایی بدهند که شرایط خانواده بهتر بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)