درود
فکور جان چه ربطی به من داره مگه همشو قبول کردم نوشته رو
من اون قسمت ایشون دارن احساسی تصمیم میگیرن و راه خودشون رو میرن قبول دارم واسه همینم تشکر کردم
ولی بشخصه صحبتم اینه حداقل یکم از هم دوری کنن قشنگ بشناسن بابا آدما فرق میکنن شما وضعیتتون الان با قبل ازدواجتون فرق میکنه اون آقا دیدش نسبت به شما فرق میکنه بخدا کسی بدی شما رو نمیخواد کسی نمیخواد سنگ بندازه جلوی راهتون ایشالله ایشون هم پسر خوبی هستن و مورد مناسب ولی یکم صبور باشین و عاقلانه تر مسیر رو طی کنین بزارین اول یکم شناختت بیشتر بشه باهاش از نگرانیهات حرف بزن بععدش تصمیم کامل گرفتین مشاورم برین خوبه در آخر ببین قبولش دارین بگین خانوادش بگه در جریان باشن دوستان ترسشون اینه توی تصمیم احساسی قرار نگیرین همین و بس
ما مردا جوری هستیم یه حس مالکیت داریم من ترسم اینه ایشون فقط بخوان شما رو بگیرن همین واسه بعدش تصمیم و برنامه ریزی کامل و جامعی نداشته باشن










علاقه مندی ها (Bookmarks)