راستش من نمیتونم باور کنم این همه دوست داشتن بخاطر یک مشکل کوچیک و یک جمله شما بهم ریخته باشه تازه شما که عذرخواهی کردید و غرورتون و زیر پا گذاشتین ولی ایشون با وجودیکه میگین خیلی دوستتون دارند حتی حاضر نشدن با شما حرف بزنند.؟
یک بار یک جایی از حرف های یک مشاور خوندم از آدم هایی که در عشق و محبت افراط میکنند دوری کنید چون همین آدم ها در عصبانیت و خشم هم همینقدر افراط میکنند.
ببین دختر خوب نامزدی دوره شناخته، هرچقدرم که همدیگه و دوست داشته باشین بازم باید بدونی که این دوره، دوره ی شناخته و در این دوره باید چشم هات و خوب باز کنی که مبادا دچار انتخاب اشتباه بشی، شاید در این دوران تو متوجه صفاتی بشی که نتونی باهاشون تا آخر عمر کنار بیای!
تازه من معتقدم صفات بد طرف مقابل بیست و پنج درصد بدتر ببین بعد ببین میتونی با این صفات کنار بیای یا نه، میدونی چرا میگم بدتر ببین چون الان احساساتی هستی برعکس عمل میکنی بخاطر احساساتت سعی داری تا جای ممکن توجیه کنی و اینکه آدم ها در دوره شناخت معمولا چون هنوز بهم نرسیدن و امکان بهم خوردن وجود داره، بهترین رفتارشون و نشون میدند.
دو لیست تهییه کن و صفات بد و خوب نامزدت و توش بنویس!
بببین با صفات بدش میتونی بسازی.
الان اینطور که من از حرفاتون متوجه شدم ایشون مغرور هستند و بهیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی از غرورشون نمیگذرند. چنانچه شما اشتباه کوچکی بکنی باید همیشه اینقدر منت کشی بکنی و شخصیت خودت و خورد کنی تا ایشون ببخشنتون.
بدتر از همه کینه ای هم هستند.
گفتید عذرخواهی میکنند اما بعد دوباره رفتارشون و تکرار میکنند؟ تا حالا چند بار رفتارهای بدشون و بهشون گفتید و خواستار اصلاح بودید؟ ایشون چقدر تغییر کردن؟ اصلا تلاش کردن اصلاح کنند؟
بهرحال بنظرم شما به اندازه کافی بخاطر اشتباهتون عذرخواستید بنظرم صبر کنید و یک فرصتی بخودتون و ایشون بدید که بیشتر فکر کنید.
تو این مدت روی رفتار خودت متمرکز شو و سعی کن اشتباهات رفتاری که داشتی و اصلاح کنی، اینطور که من متوجه شدم فامیل هستید واسطه خبر رسان هم زیاد دارین همونطور که از ایشون به شما خبر میرسه حتما از شما هم به ایشون خبر میرسه، ایشون اگر ببینند شما در شرف تغییر در خودتون هستید شاید ایشون هم به ادامه راضی بشند و نظرشون هم عوض بشه.
بنظرم سعی کنید پیش یک مشاور حضوری هم برید، اگر ایشون بسمتتون برگشتند حتما شرط مشاور رفتن و بذارین و ازشون بخواین برای اصلاح روابطتتون نزد یک مشاور برین.
یادتون باشه در این رابطه هردو طرف اشتباهاتی داشته، و اگر یکی از طرفین قبول نکنه که اشتباهاتی داره حالا هرچقدرم که دوستش داشته باشین، زندگی کردن با همچین ادمی سخت و مشکل خواهد بود مگر اینکه بخواین تغییر کنند.
راستی با این شخصیتی که از نامزدتون شرح دادین، بهیچ عنوان زبان تهدید براشون کارساز نخواهد بود هیج تازه باعث میشه که بیشتر لجبازی کنند.
بنظرم بعد مدت زمانی که برای خودت در نظر گرفتی گذشت و ایشون هیچ اقدامی نکردن سعی کن از خانواده ات بخوای که جدی وارد عمل بشند و ازشون بخواین بطور جدی تکلیف دخترشون و طی یک جلسه مشخص کنن که جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمونه.اگر باز هم ایشون سر حرفشون موندن.
شما یک نامه بنویس براشون، اصلا خواهش و التماس نکن فقط از خاطرات خوبی که در کنار هم داشتین بگو، بخاطر اشتباهاتی هم داشتی عذرخواهی کن، بگو نزد یک مشاور رفتی و داری روی اشتباهات خودت کار میکنی، بگو انتظار نداشتی به این نقطه برسید و فکر میکردی در کنار هم زندگی خواهید کرد باعث خوشبختی همدیگه میشید بعدم بگو من قصد ندارم مجبورتون کنم با من ازدواج کنید هرجور دوست دارین و به صلاح زندگی خودتونه تصمیم بگیرین، فقط آدرس مشاورتو براشون بذار بگو اگر فکر میکنید هنوزم میشه بهم فرصت بدیم این مشاوریه که من پیشش میرم خواستید شما هم بیاین .اگر هم نخواستید براتون آرزو خوشبختی میکنم. وبه تصمیممتون احترام میذارم.
سعی کن نامه ات خواهش و التماس نداشته باشه طوری هم نباشه که فکر کنند مجبورشون میکنی یا داری خودتو تحمیل میکنی، بذار خودشون تصمیم بگیرند اگرباز هم روی حرفشون پافشاری کردن بنظرم این آدم هنوز به بلوغ لازم برای ازدواج نرسیدن چون واقعا مشکلی که عنوان کردین اصلا در حدی نیست که ایشونو بخواد تا این حد عصبانی بکنه.
بنظر من یک زندگی موفق نیاز به گذشت طرفین هم داره اگر گذشت نباشه اون زندگی خیلی زود بسمت نابودی میره.
پ ن: راستی عزیزم من میدونم نامزد شما با نامزد خانم سحر خیلی فرق دارند، من از این جهت پیشنهاد دادم تاپیکشون و بخونی چون دیدم ایشون گفتن علت جداییشون قهر طولانیشونه که گفتم بخونی خودت مشکلاتشون و ببینی قضاوت کنی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)