سلام سمیراجان. امیدوارم بهتر شده باشی. دلم نیومد آنلاین نشمو بت کمک نکنم..اینجور که میبینم تو هم به ادامه دادن با نامزدت شک داری به خاطر مشکلات زیادتون. به نظر من و هر کس دیگه که مشکلاتتون را بشنوه تو عادی هستی و مشکل بیشتر از نامزدته. و خب اینجا نامزدتو نمیتونن درست کنن. اما من یه راه حل میتونم بت بدم. ببین درسته که درمان شکاکی یه مرد خیلی سخته ولی همسرت که هنوز نرفته روانپزشک یا مشاور.حداقل میشه تلاشش را بکنه.فقط باید عین عباراتی که میگم را به نامزدت بگی.باش حرف بزن توی یه موقعیت و بگو : رابطه ی ما یه مشکلی داشت.اما اونطور که تو میگی مشکل اختلاف نظرمون نبود.میدونم دیگه منو نمیخای اما من دلم میخاد حتی اگه منو نداشته باشی خوشبخت باشی.ولی وقتی تو اینطوری هستی، وقتی به منی که عاشقم بودی و عاشقت بودم شک داری و نمیتونی اعتماد کنی و فک میکنی به مردای دیگه وقتی دارم با تو راه میرم نگاه می کنم تو با هیچ دختر دیگم خوشبخت نمیشی.با هرکسی که باشی آخرش همین مشکل پیدا میشه. تازه کی انقد دوستت داشت که به همه ی حرفات گوش بده و حتی تنها بیرون نره؟!!! بگو پدرت با خیانتش آسیب بزرگی به تو زد.من اینو میدونم ولی نمیدونم چقدر درد کشیدی. بگو خواهش می کنم حتی اگه منو نمیخای بخاطر اینکه خودت بتونی خوشبخت شی برو پیش یه دکتر روح و روان.بگو همه مریض میشن.بگو منم خودم دلم میخاد برم برای خودم. (که بش نشون بدی یه چیزه عادیه مشاور و دکتر رفتن). بعدم بگو من همیشه دوستت داشتم ولی میدونم اگه پیش مشاورو روان پزشک نریم ترکم میکنی بالاخره. بخاطر همین چند شب نخابیدم.به حرفام فکر کن لطفا.دوست دارم..
به نظر من یه ایمیل بده بش و اینو بنویس.ببین من فک میکنم حالا که دوسش داری تلاش اخرتو بکن که خودشو درمان کنه.راستش اگه نامزدت درمان نشه احتمال داره حتی اگه اشتی کنین هرروزی ترکت کنه.امیدوارم اقدام به درمان کنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)