سلام از همگی ممنونم...


جوادیان چطور؟شما هم وسواس دارید؟؟

باغبان شعر گونه ننویس من متوجه نمیشم.....


نه هلنا بزرگه شایدم نیس ولی خب اینجور که من میبینم بخدا بزرگه..کل زنگیمو داغون کرده اخه چطو بزرگ نیس...

میدونم"خب گفتم که ارایشگری هم مزاجم نمیکشه...وسواس داااااااااااااااااااااااا ااارم..

ببینید مثلا من وقتی ی کاغذ ستمالی رو زمین باشه حس وسواسم گل میکنه...دییگه نمیتونم بیشتر توضیح بدم انگار چیزی که داخلشه حتمن بهم میخوره..یا حس میکنم دستم بهش برخوردی کرده..حالا فک کنید ادم دستشو ب وسایلش میزنه گوشی و ... تا برسم جایی که بتونم بشورم..دیگ کار از کار گذشته...

یا مثلا با عرض معذرت "میرم دستشویی همش زوم کردم نکنه چکه ابی باشه رو پام..دستم(ساعد) عادت های اینگونه دارم...

نمیتونم ب قاشق کسی که باهاش غذا خورده دست بزنم...

وقتی دارم دست صورتمو میشورم همش فکر میکنم نکنه ابی چکه کنه رو لباسم..رو صورتم و...

واقعن زنگی مزخرفی دارم...

وقتی با یکی دست میدم میگم نکنه دستم رفت تو دهنش..

چیکار کنم همش زوم کردم رو اندامهای مردم که کجا میخورم کجا نه..چی تمیزه چی ن...




فک نکنم با روانشناس و دارو هم من خوب بشم..:(