البته فرزندان بنده بزرگ شده اند و این برای سنوات ماضی هست.
مثل محرومیت از دیدن تلویزیون
یا محرومیت از سفر یا تفریح خاص
علت فروانی دیدن تلویزیون یا انجام ندادن مسئولیتی مثل کمک در کارهای منزل یا .....
دقت کنید تنبیه یک روش مکمل و البته کم کاربرد در کنار روشهای تشویقی نتیجه بخش هست. چون اینجا سئوال کردید توضیح دادم. اما وقتی شما روشهای تقویت و تشویق قوی و برنامه مشخص در این زمینه دارید گاهی یک روش تنبیهی این چنینی اثر بخش می شود. اما صرفا تنبیه روش کارآمدی نیست.
بنده نمی توانم هم اکنون یک نتیجه را به یک تنبیه تخصیص دهم. چرا که تربیت مسئله ای طولانی مدت و با روشهای مختلف هست که برآیند آن نتایج را مشخص می کند.
مثل نظم دهی، مسئولیت پذیری و ....
به نظرم افراد کمتر از مسائل دقیق بانکها خبر دارند.
چون متاسفانه بانکها مجریان خوبی برای قراردادها بانکی نیستند. نه خوب تفهیم می کنند و نه خوب اجرا می کنند. و مشتریان هم به تبع آن کمتر می دانند.
در واقع بانک هیچ وام یا قرضی با بهره ندارد. اگر مراجعه کنید و دقیق با یک وکیل بروید و فرم ها را امضاء کنید متوجه این مسئله می شود.
مثلا خرید شراکتی
مثلا مرابحه
مثلا مضاربه
مثلا نقد و اقساط
مثلا جعاله
و .....
در هیچ کدام از اینها بانک نمی بایست پولی به مشتری بدهد. بلکه مسئولیت دارد مثلا در مرابحه برود و جنسی که شما می خواهید و سفارش می دهید مثلا یک یخچال یا تلویزیون را تهیه و به شما به قیمتی که مشخص می کند بفروشد. از آنجا که این کالا برای بانک هست اجازه دارد به قیمتی بالاتر بفروشد اما به شما اجازه می دهد در تعدادی اقساط این وجه را بپردازید. در واقع شما یخچالی خریدید که 20 قسط وجه آنرا می پردازید و این قیمت یخچال برای شما مثلا 500 هزارتومان گرانتر در می آید اما شما با توجه به اقساطش قبول می کنید.
پس وامی نیست بلکه جنسی هست که به خاطر شرایط پرداخت شما گرانتر خریده اید.
متاسفانه بانک این اجرا را ندارد. و وقت نمی گذارد. و حتی توضیح و آگاهی هم به شما نمی دهد و فقط می گوید وام مرابحه داریم. و یک پولی به شما می دهد و به شما می گوید اقساط آن اینقدر می شود و شما محاسبه می کنید می بینید به ازای پولی که به شما داده است 500 هزارتومان بیشتر می گیرد.
شما هم ممکن است این پول را بروید مثلا برای بدهی خود مصرف کنید.
می بینید اصل و قانون چیز دیگری بوده است. اما در عمل چیز دیگری در آمده است.
بله بنده برای مسکن یا مصارف دیگر طبق همین قراردادها و با آگاهی به شرایطش وام گرفته ام.
لطفا دقت کنید:
خیلی وقتها می گویند آقایی خیانت کرد به همسرش و با یک دختر ارتباط گرفت.
می گویند فردی رشوه گرفت و ....
دقت کنید این فعالیتها دو طرف دارد. و بدون یک طرف ، طرف دیگری نمی ماند.
یعنی در مثال بالا باید دختری هم وارد جریان شود تا آقا خیانت کند.
یا فردی باید رشوه بدهد تا رشوه گیرنده باقی بماند.
شاید بحث امر به معروف و نهی از منکر به همین برگردد. اگر افراد (نه همه ، بلکه آن کسانی که خود ساخته اند.) رشوه ندهند. و به عکس در حد یک تلفن یا زنگ به روابط عمومی یا حراست یا بازرسی گزارش می کردند و روزانه فرض کنید از 100 ارباب رجوع، فقط 5 نفر زنگ می زدند. طی یک ماه در مورد رشوه بگیر دهها تلفن می شد. آنگاه آن سازمان برای ظاهر سازی هم که شده بود مجبور به برداشتن آن کارمند می کرد. و این فرهنگ رایج می شد.
پس ما خودمان کمک می کنیم که رشوه گیر حذف شود یا باقی بماند.
اما در مورد سئوال شما بنده هزینه وقتی و مالی می دهم لیکن هرگز حتی اگر به زحمت بیفتم رشوه نداده و نخواهم داد.
دقت کنید شما گفتید خسارت به ما زیاد می خورد . بله درست هست.
اصلا دنیا محلی هست که برای درست بودن و درست زندگی کردن پیوسته باید هزینه جانی و مالی بدهی.
اینطور نیست که سالم و صحیح و بدون هزینه و سختی زندگی کنی.
جواب این بخش هم شبیه سئوال قبل هست.
اگر من و امثال من مطالبه گر و نظارت گر باشیم و امر به معروف و نهی از منکر را در تذکر و پیگری داشته باشیم. در نهایت تعداد زیادی روی یک مسئله تمرکز می کنند و منجر به تغییر رفتار خواهد شد.
البته سئوالهای شما بیشتر جواب هایی هست که ارائه می دهید و به نظرم جوابهای درستی هم هست.
ج)
اما دانستن ناقص مقاومت می آورد. مانند آنتی بیوتیک ناقص که مقاومت ایجاد می کند.
اگر کسی هیچ نداند از یک فردی که می داند می پذیرد . اما کسی که ناقص چیزی را شنیده هست به اشتباه تصور می کند می داند و مقاوم می شود ، در حالیکه واقعیت و کامل نمی داند اما در صدد کسب علم از متخصص هم بر نمی آید.
در این زمینه در تاپیک ذیل آورده ایم:
استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
اینگونه موارد باید به صورت خاص و دقیق با مصاحبه کامل بررسی شود. شما گفتید که دختر و پسر همدیگر را دوست دارند و اعتقادات و ... مشترک دارند. اما این کافی نیست. باید خصوصیات فردی و شخصیتی و مهارتهایشان هم بررسی شود. گاهی آنقدر این معیارها و مهارتها در آنها قوی هستند که چالش های حاصل از تفاوت فرهنگی خانواده ها در این مکانیسم و سیستم به سهولت حل می شوند.
اما گاهی بعضی ناپختگی ، بی مهارتی و و عدم روش صحیح با موضوعات می تواند تفاوت دو خانواده را حاد کند.
پس هم باید دقیقتر دختر و پسر ارزیابی شوند.
و هم دقیقتر تفاوت فرهنگی خانواده ها بررسی شود.
معمولا خانواده های مذهبی تفاوت ریشه ای با غیر مذهبی دارند.
یا خانواده ها از نظر پایبندی به رسم و رسوم متفاوت هستند. که اثر زیادی بر ازدواج می گذارند و حتما مهم هستند.
اما بعضی تفاوت ها مثل صرفا تحصیل به تنهایی اگر با تفاوت دیگری همراه نباشد زیاد مشکل ساز نمی شود.











قول میدم دیگه این طرفا آفتابی نمیشه ...
)



علاقه مندی ها (Bookmarks)