سلام. خانم احساس من تخصصی در زمینه مشاوره یا مسائل حقوقی ندارم خودم اینجا برای یادگیری میام صرفا چون نظرمو پرسیدین براتون مینویسم امیدوارم به کارتون بیاد.
فرمودین ایشون یه زمانی دنبالتون بودن و یک مرتبه بعد از عروسی تمایلشون رو از دست دادن به طوری که با هم اصلا زندگی نکردین مردها از روی احساسات و یک شبه تصمیمی به این مهمی رو اتخاذ نمیکنن به احتمال زیاد مجموعه اتفاقاتی رخ داده که ایشون رو از زندگی با شما منصرف کرده. ولی چون تمایلی ندارین راجع به همون ده درصد علل محکمه پسند این آقا هم حرف بزنید در این زمینه نمیشه نظری داد
نوشتین یکساله دارین اصرار میکنید و واسطه میفرستین که همسرتون برگردن و از طرفی مهریه هم اجرا گذاشتین که این دو کار در نظر طرف مقابلتون در تضاد با هم هستن. الان هم از مجموعه صحبت هاتون با اینکه خیلی تاکید دارین که نمیخواین همسرتون برگرده به نظر من اینجوری اومد که هنوز کمی تمایل دارین برگرده ولی احساس میکنید غرورتون خورد شده (اگر من اشتباه برداشت کردم اصلاح کنید)
چه بخواید حقیقتا همسرتون برگردن چه بخواید زودتر تکلیفتون مشخص بشه و طلاقتون بده به نظر من کارهای زیرو بکنید:
-مهریه تون رو ببخشید. اگر ایشون واقعا قصد جدایی دارن و الان یکساله منتظر هستن که شما مهریه رو ببخشید و توافقی جدا بشید به احتمال قریب به یقین تا زمانی که اینکارو نکنید طلاقتون نمیده. به نظر من دارین بی جهت تعلل و اصرار میکنید و بیشتر به ضرر روح و روان و جوونی خودتون هست تا ایشون. ایشون اگر تصمیمشون برای جدایی جدیه شما نمیتونید با اعمال زور و فشار مهریه، برش گردونین. کلا به عقیده من نمیشه مردی رو به کاری که خودش تمایلی بهش نداره مجبور کرد
اگر یک درصد قصد زندگی دارید هم با اجرا گذاشتن مهریه که بدتر عصبانیش کردین و به تصمیم جدایی مصمم ترش کردید. بهتره ببخشید و خودتون رو غیرمسلح نشون بدید و اجازه بدین اگر قراره منصرف بشه خودش سرش به سنگ بخوره و پشیمون بشه. نمیدونم شخصیت همسرتون به چه شکلیه ولی من اگه بودم در برابر زنی که جلوم گارد نگرفته نرمش بیشتری به خرج میدادم تا زنی که حس کنم باهام سر جنگ و دعوا برداشته و شاید پیش خودمم میگفتم خیال کرده با چندتا سکه میتونه منو به زانو دربیاره.
مهریه شما هم که چون باکره هستین فکر میکنم نصف بهتون تعلق میگیره به نظر من اگر نیاز مالی ندارین ببخشید خیلی مسیرتون رو هموارتر و روند رو سریع تر میکنه.
- دست از تقلا و پیام رسانی بردارید.
هرچی شما اصرار کنید و بیشتر دنبال طرف مقابل برید در چشم همسرتون کوچیک تر میشید و بیشتر هم ازتون فاصله میگیره. شما که کتاب مردان مریخی زنان ونوسی رو خوندین حتما خودتون این مسئله رو میدونید دیگه. مردها اکثرا میخوان خودشون شکارچی و تعقیب کننده باشن اینکه یک دختر خیلی حاضر آماده در دسترس باشه جذابیتشو کم میکنه. البته من بازم نظر شخصی خودمو دارم میگم و ممکنه همه مردها اینجوری نباشن. ولی من اگه تو همچین موقعیتی بودم و دختری که هنوز باهاش رابطه کامل نداشتم رو به هر دلیلی دیگه نمیخواستم، پیگیری های بیش از حد و اصرار و بدتر از همه رفتار خشم آلودش ده برابر بیشتر پسم میزد و عصبانیم هم میکرد.
دلیلی هم نداره وقتی شما انقدر دنبال این آقا هستید دیگه ایشون پس ذهنشم بخواد فکر تلاش مجدد برای دستیابی به شما به سرش بزنه یا حتی بخواد برای طلاق هم کاری کنه روان شمارو همین الان از راه دور در اختیار داره و همینم از چند جهت یه مردو تغذیه میکنه.
- سعی کنید وقتتون رو با فعالیت هایی که جسم و فکرتون رو مشغول نگه داره پر کنید
ورزش های هوازی انجام بدین. درس بخونید یا کلاس برید یا به صورت خودآموز یه چیزی رو تخصصی یاد بگیرید. اگر شاغل نیستید سعی کنید شاغل بشید. روابط اجتماعیتون رو زیادتر کنید
به نظر من فایده ی این کارا از داروهای ضد افسردگی و اضطراب خیلی بیشتره و شمارو زودتر به روند زندگی نرمال برمیگردونه. دکتر و مشاور که بدشون نمیاد شما تا آخر عمر هم بری پیششون عوارض و وابستگی داروها هم برای شماست نه برای دکتر. اگر داروها نتونستن شمارو به روند نرمال زندگیتون برگردونن و هنوز بعد یکسال انقدر در حالت ناراحتی و تقلا هستید شاید داروها یا دکترتون خوب نبوده.
- اگر بتونید دو مورد بالایی رو انجام بدین میتونید حتی اگر رفتین دادگاه هم رفتارتون جلوی همسرتون رو جوری مدیریت کنید که در نهایت ایشون پشیمون بشه یا حداقل پیش خودش تو فکر بره که شاید اشتباه کرده و مورد خوبی رو داره از دست میده. جلوی همسرتون با حالت عجز و لابه یا تهاجم ظاهر نشید توهین و تندی نکنید وخودتون رو آروم و خونسرد نشون بدید به ظاهرتونم به قدر معمول همیشگی برسید منتها همه این کارا به نظر من در صورتی واقعا جواب میده که شما اول روی جسم و روح خودتون کار کرده باشید و خودتونو از هر دو حیث قوی کرده باشید. با استیصال و درماندگی جلوش ظاهر نشید.
اگر طلاقتون بده اسم این آقا رو هم چون هنوز دختر هستید میتونید از شناسنامه تون پاک کنید این به نظر من بزرگترین انتقامی هست که میتونید ازش بگیرید. جای یادآوری خاطرات گذشته براش، در تمام اعمال و رفتارتون سعی کنید حامل این پیام باشید که تو و ایامی که باهات گذروندم رو به کل فراموش کردم و دیگه برام مهم نیستی. هم برای برگشت غرورتون و احساسات بدی که الان پیدا کردین خوبه هم اگر قرار باشه منصرف بشه با بی تفاوتی شما ممکنه به تکاپو بیفته.









علاقه مندی ها (Bookmarks)