به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 48

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 اردیبهشت 99 [ 06:10]
    تاریخ عضویت
    1396-1-02
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    1,874
    سطح
    25
    Points: 1,874, Level: 25
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir A نمایش پست ها
    سلام. خانم احساس من تخصصی در زمینه مشاوره یا مسائل حقوقی ندارم خودم اینجا برای یادگیری میام صرفا چون نظرمو پرسیدین براتون مینویسم امیدوارم به کارتون بیاد.
    فرمودین ایشون یه زمانی دنبالتون بودن و یک مرتبه بعد از عروسی تمایلشون رو از دست دادن به طوری که با هم اصلا زندگی نکردین مردها از روی احساسات و یک شبه تصمیمی به این مهمی رو اتخاذ نمیکنن به احتمال زیاد مجموعه اتفاقاتی رخ داده که ایشون رو از زندگی با شما منصرف کرده. ولی چون تمایلی ندارین راجع به همون ده درصد علل محکمه پسند این آقا هم حرف بزنید در این زمینه نمیشه نظری داد



    نوشتین یکساله دارین اصرار میکنید و واسطه میفرستین که همسرتون برگردن و از طرفی مهریه هم اجرا گذاشتین که این دو کار در نظر طرف مقابلتون در تضاد با هم هستن. الان هم از مجموعه صحبت هاتون با اینکه خیلی تاکید دارین که نمیخواین همسرتون برگرده به نظر من اینجوری اومد که هنوز کمی تمایل دارین برگرده ولی احساس میکنید غرورتون خورد شده (اگر من اشتباه برداشت کردم اصلاح کنید)



    چه بخواید حقیقتا همسرتون برگردن چه بخواید زودتر تکلیفتون مشخص بشه و طلاقتون بده به نظر من کارهای زیرو بکنید:
    -مهریه تون رو ببخشید. اگر ایشون واقعا قصد جدایی دارن و الان یکساله منتظر هستن که شما مهریه رو ببخشید و توافقی جدا بشید به احتمال قریب به یقین تا زمانی که اینکارو نکنید طلاقتون نمیده. به نظر من دارین بی جهت تعلل و اصرار میکنید و بیشتر به ضرر روح و روان و جوونی خودتون هست تا ایشون. ایشون اگر تصمیمشون برای جدایی جدیه شما نمیتونید با اعمال زور و فشار مهریه، برش گردونین. کلا به عقیده من نمیشه مردی رو به کاری که خودش تمایلی بهش نداره مجبور کرد
    اگر یک درصد قصد زندگی دارید هم با اجرا گذاشتن مهریه که بدتر عصبانیش کردین و به تصمیم جدایی مصمم ترش کردید. بهتره ببخشید و خودتون رو غیرمسلح نشون بدید و اجازه بدین اگر قراره منصرف بشه خودش سرش به سنگ بخوره و پشیمون بشه. نمیدونم شخصیت همسرتون به چه شکلیه ولی من اگه بودم در برابر زنی که جلوم گارد نگرفته نرمش بیشتری به خرج میدادم تا زنی که حس کنم باهام سر جنگ و دعوا برداشته و شاید پیش خودمم میگفتم خیال کرده با چندتا سکه میتونه منو به زانو دربیاره.
    مهریه شما هم که چون باکره هستین فکر میکنم نصف بهتون تعلق میگیره به نظر من اگر نیاز مالی ندارین ببخشید خیلی مسیرتون رو هموارتر و روند رو سریع تر میکنه.
    - دست از تقلا و پیام رسانی بردارید.
    هرچی شما اصرار کنید و بیشتر دنبال طرف مقابل برید در چشم همسرتون کوچیک تر میشید و بیشتر هم ازتون فاصله میگیره. شما که کتاب مردان مریخی زنان ونوسی رو خوندین حتما خودتون این مسئله رو میدونید دیگه. مردها اکثرا میخوان خودشون شکارچی و تعقیب کننده باشن اینکه یک دختر خیلی حاضر آماده در دسترس باشه جذابیتشو کم میکنه. البته من بازم نظر شخصی خودمو دارم میگم و ممکنه همه مردها اینجوری نباشن. ولی من اگه تو همچین موقعیتی بودم و دختری که هنوز باهاش رابطه کامل نداشتم رو به هر دلیلی دیگه نمیخواستم، پیگیری های بیش از حد و اصرار و بدتر از همه رفتار خشم آلودش ده برابر بیشتر پسم میزد و عصبانیم هم میکرد.
    دلیلی هم نداره وقتی شما انقدر دنبال این آقا هستید دیگه ایشون پس ذهنشم بخواد فکر تلاش مجدد برای دستیابی به شما به سرش بزنه یا حتی بخواد برای طلاق هم کاری کنه روان شمارو همین الان از راه دور در اختیار داره و همینم از چند جهت یه مردو تغذیه میکنه.
    - سعی کنید وقتتون رو با فعالیت هایی که جسم و فکرتون رو مشغول نگه داره پر کنید
    ورزش های هوازی انجام بدین. درس بخونید یا کلاس برید یا به صورت خودآموز یه چیزی رو تخصصی یاد بگیرید. اگر شاغل نیستید سعی کنید شاغل بشید. روابط اجتماعیتون رو زیادتر کنید
    به نظر من فایده ی این کارا از داروهای ضد افسردگی و اضطراب خیلی بیشتره و شمارو زودتر به روند زندگی نرمال برمیگردونه. دکتر و مشاور که بدشون نمیاد شما تا آخر عمر هم بری پیششون عوارض و وابستگی داروها هم برای شماست نه برای دکتر. اگر داروها نتونستن شمارو به روند نرمال زندگیتون برگردونن و هنوز بعد یکسال انقدر در حالت ناراحتی و تقلا هستید شاید داروها یا دکترتون خوب نبوده.
    - اگر بتونید دو مورد بالایی رو انجام بدین میتونید حتی اگر رفتین دادگاه هم رفتارتون جلوی همسرتون رو جوری مدیریت کنید که در نهایت ایشون پشیمون بشه یا حداقل پیش خودش تو فکر بره که شاید اشتباه کرده و مورد خوبی رو داره از دست میده. جلوی همسرتون با حالت عجز و لابه یا تهاجم ظاهر نشید توهین و تندی نکنید وخودتون رو آروم و خونسرد نشون بدید به ظاهرتونم به قدر معمول همیشگی برسید منتها همه این کارا به نظر من در صورتی واقعا جواب میده که شما اول روی جسم و روح خودتون کار کرده باشید و خودتونو از هر دو حیث قوی کرده باشید. با استیصال و درماندگی جلوش ظاهر نشید.


    اگر طلاقتون بده اسم این آقا رو هم چون هنوز دختر هستید میتونید از شناسنامه تون پاک کنید این به نظر من بزرگترین انتقامی هست که میتونید ازش بگیرید. جای یادآوری خاطرات گذشته براش، در تمام اعمال و رفتارتون سعی کنید حامل این پیام باشید که تو و ایامی که باهات گذروندم رو به کل فراموش کردم و دیگه برام مهم نیستی. هم برای برگشت غرورتون و احساسات بدی که الان پیدا کردین خوبه هم اگر قرار باشه منصرف بشه با بی تفاوتی شما ممکنه به تکاپو بیفته.

    سلام اقا امیر خیلی خوشحال شدم به پست منم سر زدید ..من همیشه پست هتنون رو دنبال میکنم و شخصیت فوق العاده ای توی ذهنم دارید منهای خشم

    کنترل نشده تون


    .
    سلام. خانم احساس من تخصصی در زمینه مشاوره یا مسائل حقوقی ندارم خودم اینجا برای یادگیری میام صرفا چون نظرمو پرسیدین براتون مینویسم امیدوارم به کارتون بیاد.
    فرمودین ایشون یه زمانی دنبالتون بودن و یک مرتبه بعد از عروسی تمایلشون رو از دست دادن به طوری که با هم اصلا زندگی نکردین مردها از روی احساسات و یک شبه تصمیمی به این مهمی رو اتخاذ نمیکنن به احتمال زیاد مجموعه اتفاقاتی رخ داده که ایشون رو از زندگی با شما منصرف کرده. ولی چون تمایلی ندارین راجع به همون ده درصد علل محکمه پسند این آقا هم حرف بزنید در این زمینه نمیشه نظری داد
    اره درست حدس زدید مجموعه ای از اتفاق ها بوده که در طول دوران عقد بار ها قول داده بودم تکرار نشه اما گاهی از دستم در میرفت البته اینم بگم اونم

    مشکلات زیادی داشت که من به خاطرش چشمم رو رو خیلی هاش بسته م اما چند روز قبل عروسی باهام اتمام حجت کردموقع نوشتن کارت های عروسی

    منم قول دادم بهش که اشتباهات قبلی رو تکرار نکنم......البته اینم بگم خانواده ش با ازدواج ما مخالف بودن و مرتب میگفتن چرا عقد کردید !!!!!!وقتی

    دعواهامون رو میدیدن.اما بهر حال کار به عروسی رسید و ما جدا خوابیدیم شب عروسی و صبحش حال اون اقا بد شده بود بردنش بیمارستان و خانواده به

    من توپیدن و از چشم من دیدن منم پاشدم برگشتم خونه پدرم.هر چی واسطه فرستادیم فقط نه جواب دادن...ما هم بعد چندین ماه مهرمو گذاشتیم اجرا.


    وشتین یکساله دارین اصرار میکنید و واسطه میفرستین که همسرتون برگردن و از طرفی مهریه هم اجرا گذاشتین که این دو کار در نظر طرف مقابلتون در تضاد با هم هستن. الان هم از مجموعه صحبت هاتون با اینکه خیلی تاکید دارین که نمیخواین همسرتون برگرده به نظر من اینجوری اومد که هنوز کمی تمایل دارین برگرده ولی احساس میکنید غرورتون خورد شده (اگر من اشتباه برداشت کردم اصلاح کنید)
    گفتم که بارها هم خودم مستقیم هم با واسطه رفتیم جلو اما قبول نکردن حدود4 ماه صبر کردیم بعد مهریه رو به اجرا گذاشتیم.اره حس شما کاملا درسته

    منتهی با این همه تحقیری که شدم خودم هم از خودم خجالت میکشم هنوز دوستش دارم و دوس دارم برگرده و بشه همون ادم سابق.


    چه بخواید حقیقتا همسرتون برگردن چه بخواید زودتر تکلیفتون مشخص بشه و طلاقتون بده به نظر من کارهای زیرو بکنید:

    -مهریه تون رو ببخشید. اگر ایشون واقعا قصد جدایی دارن و الان یکساله منتظر هستن که شما مهریه رو ببخشید و توافقی جدا بشید به احتمال قریب به یقین تا زمانی که اینکارو نکنید طلاقتون نمیده. به نظر من دارین بی جهت تعلل و اصرار میکنید و بیشتر به ضرر روح و روان و جوونی خودتون هست تا ایشون. ایشون اگر تصمیمشون برای جدایی جدیه شما نمیتونید با اعمال زور و فشار مهریه، برش گردونین. کلا به عقیده من نمیشه مردی رو به کاری که خودش تمایلی بهش نداره مجبور کرد

    اگر یک درصد قصد زندگی دارید هم با اجرا گذاشتن مهریه که بدتر عصبانیش کردین و به تصمیم جدایی مصمم ترش کردید. بهتره ببخشید و خودتون رو غیرمسلح نشون بدید و اجازه بدین اگر قراره منصرف بشه خودش سرش به سنگ بخوره و پشیمون بشه. نمیدونم شخصیت همسرتون به چه شکلیه ولی من اگه بودم در برابر زنی که جلوم گارد نگرفته نرمش بیشتری به خرج میدادم تا زنی که حس کنم باهام سر جنگ و دعوا برداشته و شاید پیش خودمم میگفتم خیال کرده با چندتا سکه میتونه منو به زانو دربیاره.

    مهریه شما هم که چون باکره هستین فکر میکنم نصف بهتون تعلق میگیره به نظر من اگر نیاز مالی ندارین ببخشید خیلی مسیرتون رو هموارتر و روند رو سریع تر میکنه.

    - دست از تقلا و پیام رسانی بردارید.
    در مورد به اجرا گذاشتن مهریه بایدبگم بعد تعطیلات پرداخت شروع میشه ..و من برگردوندش به زندگی رو بدون اهرم مهریه هم 4 ماه امتحان کردم اما قبول

    نکرد.راستش دوس ندارم سریع دست به کار طلاق شم چون هنوز متاسفانه دوستش دارم....ترجیح میدم همینجوری ادامه بدم تا کاری کنه به فکر فرصت

    ازدواج مجدد هم نیستم چون دلم هنوز با این آدمه.


    هرچی شما اصرار کنید و بیشتر دنبال طرف مقابل برید در چشم همسرتون کوچیک تر میشید و بیشتر هم ازتون فاصله میگیره. شما که کتاب مردان مریخی زنان ونوسی رو خوندین حتما خودتون این مسئله رو میدونید دیگه. مردها اکثرا میخوان خودشون شکارچی و تعقیب کننده باشن اینکه یک دختر خیلی حاضر آماده در دسترس باشه جذابیتشو کم میکنه. البته من بازم نظر شخصی خودمو دارم میگم و ممکنه همه مردها اینجوری نباشن. ولی من اگه تو همچین موقعیتی بودم و دختری که هنوز باهاش رابطه کامل نداشتم رو به هر دلیلی دیگه نمیخواستم، پیگیری های بیش از حد و اصرار و بدتر از همه رفتار خشم آلودش ده برابر بیشتر پسم میزد و عصبانیم هم میکرد.

    دلیلی هم نداره وقتی شما انقدر دنبال این آقا هستید دیگه ایشون پس ذهنشم بخواد فکر تلاش مجدد برای دستیابی به شما به سرش بزنه یا حتی بخواد برای طلاق هم کاری کنه روان شمارو همین الان از راه دور در اختیار داره و همینم از چند جهت یه مردو تغذیه میکنه

    واقعااا زدید تو خال ..خب من اینو از قبل هم میدونستم منتهی نمیتونستم احساسات خودمو کنترل کنم و بهش پیام ندم.....به نظر شما اگر از الان تا لحظه ای

    که خودش کاری کنه باهاش قطع رابطه کنم ممکنه برگرده؟در مورد اینکه گفتید الان از راه دور کاملا میدونه روحیه ی من چطوریه و همین تغذیه ش میکنه باید

    واقعاااا درست گفتید چون تو این یه سال بوده مثلا دو ماه قطع رابطه کردم برا روز تولدم پیام روانشناسی زن و شوهر فرستاده یا رو پروفایلش عکس نبرد

    قلب و مغز گذاشته (ینی انگار دلش باهامه اما عقلش نمیذاره)

    خییییلی خیلی حرفاتون بهم ارامش داد من شما رو مرد بسیار معقولی میبینم و دوس دارم تو تایپیکم نظر بذارید ممنون.
    ویرایش توسط ehsase97 : جمعه 03 فروردین 97 در ساعت 18:19

  2. کاربر روبرو از پست مفید ehsase97 تشکرکرده است .

    Amir A (شنبه 04 فروردین 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مها جرت بعد از ازدواج؟؟؟؟؟
    توسط SIMA99 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 03 اسفند 87, 19:18
  2. واقعا ارزش داره؟؟؟؟؟
    توسط majroh در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 اردیبهشت 87, 17:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.