به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

Threaded View

  1. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 19 مرداد 97 [ 17:31]
    تاریخ عضویت
    1397-3-12
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    237
    سطح
    4
    Points: 237, Level: 4
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مجدد.
    طاعات و عبادات قبول.
    من قصد بحث کردن ندارم. ولی چند تا نکته رو اشاره کنم. اول اینکه من سنم از شما چندین سال بیشتره و این چیزهایی که شما پرسیدید و همین کاربر محترم 7 گفتن رو تجربه کردم، دیدم و شنیدم. همیشه هم سعی کردم عرف و نجابت رو در نظر بگیرم و خدا رو شکر چیزی ندارم که ازش شرمنده باشم. اینها رو گفتم که فکر نکنید آدم خیلی باز و کسی هستم که چیزی براش مهم نباشه یا سطحی بخواد موضوع رو ببینه. دوم اینکه همین سوالی که خانوم آبی آسمان پرسیدن برای خود من (البته از اون طرف) پیش اومده. نه یکبار بلکه چند بار. من آدم آروم و سر به زیری هستم، و کلا توی دوران دانشگاه، هم کارشناسی و هم ارشد که بودم دید مثبتی بهم وجود داشت (تعریف از خود نباشه). سر همین زیاد پیش میومد چه توی فامیل چه توی دانشگاه دخترهایی که اکثرا هم دخترهای خوب و بعضا حتی مذهبی بودن، نشونه هایی بدن که مثلا به من دید مثبتی دارن. من هم متوجه میشدم ولی چون توی اون سالها شرایط ازدواج رو نداشتم، با حفظ احترام و کاملا مودبانه فاصله میگرفتم، چون نمیخواستم نه برای اونها و نه برای من وابستگی بوجود بیاد که آخرش هم معلوم نیست چی بشه. اما نکته مهم اینه که بعد از این اتفاقها من اصلا پیش خودم فک نمیکردم که اون دختر ارزشش کمتر شده، یا دختر خوبی نیست، یا خدای نکرده این قضاوت رو بکنم که ممکنه به چند نفر قبل از من هم نظر داشته و ... بلکه به دختر هم حق میدادم اگه از کسی خوشش میاد، بتونه غیرمستقیم و بدون اینکه چیزی از دست بده، اظهار بکنه. این چیزی که خانوم 7 میگن که ممکنه اگر به زبون بیارید مشکلی براتون پیش بیاد رو قبول دارم، اما اون طرف قضیه رو هم انقدر سیاه نمیبینم که هیچ حرکتی نکنید. به نظر خانوم 7 هم کاملا احترام میذارم. ولی خود من اگر در حال حاضر اون خانومها در مقابلم قرار میگرفتن، به صورت جدی و برای ازدواج اقدام میکردم، ولی همونطور که گفتم توی اون دوران شرایطش نبود متاسفانه. هر دو نوعش هم دیدم. هم دیدم دختری رو که حتی به زبون آورده (البته توی سنهای بالاتر از شما که البته اصلا به شما توصیه نمیکنم) و اون پسر هم قبول کرده و الان خیلی خوب دارن زندگی شون رو میکنن و هم دیدم دختری که جلو رفته و آسیب دیده. این دیگه به شما، به نوع رفتارتون و همینطور به طرف مقابلتون بستگی داره.
    اما توی حرفهاتون که در جواب من و بقیه گذاشتید چند تا نکته هست. اول اینکه اگر کاملا سرد بودید و هیچ رفتاری نکردید و انتظار دارید که متوجه هم بشه خوب منطقی نیست. باهوش ترین پسرش هم اینطوری هیچی نمیفهمه. کار عجیب و غریبی هم نمیخواد بکنید. مثلا اگر توی درس و کارهاتون سوالی پیش میاد بپرسید ازش و مثلا بگید که تا اونجایی که من میدونم شما خیلی خوب میتونید بهم کمک کنید. یا مثلا جزوه یا کتابی ازش بگیرید و بگید که شما مثل اینکه خیلی اهل مطالعه هستید (البته با توجه به وبژگیهایی که واقعا داره، تعریفی نکنید که اصلا هیچ ربطی به واقعیت نداره). یا وقتی میبینیدش بگید مشتاق دیدار و احوالش رو بپرسید. میبینید؟ چیزی از دست نمیدید، و اون پسر هم باید از لحاظ فکری خیلی اوضاعش به هم ریخته باشه که فک کنه با این حرفها چیزی از نجابت شما کم میشه. اگر براتون سخته که بقیه ممکنه اینها رو بشنون، توی یک جایی مثلا راهروی دانشگاه که کسی باهاش نیست بگید (نظر شخصی من اینه که کار درست رو باید در چهارچوب درست انجام داد، اگر با این وضعیت باز هم بقیه فکر بدی میکنن دیگه مشکل خودشونه و انقدر هم نباید طرز تفکر بقیه راجع به خودتون فکر کنید). متوجه هستید که منظورم این نیست باهاش خلوت کنید.
    دومین نکته اینه که گفتید اصلا قصد ازدواج نداره. خوب اگه به این قضیه مطمئن هستید و میدونید که توی آینده نزدیک هم شرایط ازدواج رو نداره که قضیه منتفیه. چون از حرفهاتون مشخصه شما آدم جدی و دارای چهارچوب هستید که خیلی هم خوبه.
    اگر سن شما و اون آقا بیشتر بود و شرایط ازدواج براتون راحتتر بود و شناخت بیشتری هم داشتید، شاید کارهای دیگه هم میشد کرد، ولی توی این سن بیشتر از این به صلاح نیست، چون احساسات میتونه به شما و ایشون غلبه کنه. انشالله چیزی که به خیر و صلاحتون هست پیش بیاد.

  2. 2 کاربر از پست مفید Hamed.F تشکرکرده اند .

    nazaninIT (پنجشنبه 24 خرداد 97), میس بیوتی (پنجشنبه 04 مرداد 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوسش دارم اما نمیدونم بهش بگم یا نه
    توسط jellybean در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 دی 93, 14:34
  2. 8 ماه تنهام همسرم وسایلشو برد مهریه ونفقه اجرا گذاشته
    توسط ali.amamverdi در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 25 آذر 91, 01:44
  3. نمیدونم با گذشته ناپاک دختری که دوسش دارم چیکار کنم؟
    توسط esy در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 آذر 90, 14:22
  4. مشكلات نو عروسان
    توسط گلسا شاملو در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 05 شهریور 90, 14:06
  5. *يافتن وسایل ضد بارداري در وسايل شخصي اش(کاندوم؛مساله این است!)
    توسط sepideh در انجمن سوء ظن، تجسس و خیانت همسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 اسفند 87, 15:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.