نقل قول نوشته اصلی توسط خادم رضا نمایش پست ها
سلام
هیچ وقت به همسرتون به دید یک دوست خیلی صمیمی نگاه کردید وبعد به دید یک همسر ؟ هم ایشون هم شما؟
از این دوستا که منتظر اومدنشی تا دوتا چایی بریزی که وقتی میاد کلی باهم حرف بزنید از استرساتون از خاطراتتون از همه چی
جالبه ادما فقط کلا یه دوست خیلی صمیمی دارن که تمام حالات روحی تمام اتفاقات تمام زندگیشونو بهش میگن و ازش کمک میخوان یا درددل میکنن
دوست صمیمی شوهرت باش
ممنون دوست خوبم. راستش اوایل زندگی منتطر اومدنش بودم ولی الان که 18 سال از زندگیمون میگذره و اونقدر ازش سرکوفت و گیر دادن و فحش و بد و بیراه شنیدم دیگه حس دوست باهاش ندارم نه تنها حس دوست حس کسی که منو یک بار درک کنه رو ندارم. من باید همیشه خوب باشم من باید انتظاری نداشته باشم من باید سر پا باشم من باید خوب باشم.شوهرم خودش رو ایده آل ترین میدونه و هیچ عیبی توی خودش نمیبینه من باید همیشه کوتاه بیام و سکوت کنم.