سلام. دوست عزیز گویا حرف من رو با دقت نخوندین. من عرض کردم تداعی گر قدرت برای خود مرده. در واقع چطور یک زن چاق اعتماد به نفس پایینی داره عموما، یک مرد قد کوتاه هم عموما
دچار چنین مشکلی میشه در حالی که از دیدگاه دیگران او یک فرد عادی محسوب میشه و اعتماد به نفس پایینش عجیبه. در واقع من میخوام به شما بگم که از نظر فکری شما در دنیای
خودتون قرار دارید. هیچ دلیلی از نظر اجتماعی وجود نداره که چاقی نرمال یا لاغری نرمال یا قد در محدوده ی نرمال اعتماد به نفس انسان رو دچار خدشه بکنه. در واقع از نظر اجتماع پذیرفته
شده هست. یعنی دلیل بیرونی به شما تحمیل نمیشه و چنین دلایلی برای مسئله شما وجود نداره و مسئله ی شما صرفا نحوه ی تفکر درونی و مختص خود شماست.
این شمایید که این طور فکر میکنید.
شما در جامعه فردی پذیرفته شده هستید.
بذارید به شما این طور بگم که اگه شما یک خانم رو ببینید قطعا اون رو خانم حساب می کنید حالا چاق باشه لاغر باشه یا حتی زیبایی آن چنانی هم نداشته باشه (من در محدوده ی نرمال
میگم). در مورد خود شما هم این طوره. شما با تمام مشکلاتی که دارید از نظر تمامی انسان ها یک انسان و با جنسیت مرد محسوب میشید. برای اطرافیان فرقی نداره اما این خود شما
هستید که خودتون رو فردی بد و دارای مشکل میبینید.
من نمی خوام زیاد حول این موضوع صحبت کنم. تاکیدم به این نکته بوده و هست که شما در دنیای فکری خودتون درگیرید و من در مورد کودکی شما که صحبت کردم منظورم 1 تا 5 سالگی
هست. خود شما میتونید در این زمینه مطالعه کنید. بهتره من چیزی نگم.
در هر حال من فکرمیکنم قد شما نرماله و مطمئن باشید من از کره ی مریخ یا جهانی دیگه برای شما پست نمیذارم. من تو همون جامعه زندگی میکنم که شما زندگی میکنید.پسر با قد شما
هم از نظر همه در محدوه ی نرمال قرار داره.
شما یه مقدار عصبانی هستید و از نظر روحی دارید به سمت پژمردگی میرید. میتونید برید باشگاه و سعی کنید با ورزش این عصبانیتتون رو تخلیه کنید. هر چند بهتره از راه اصولی برید جلو نه
ورزش. منظورم صحبت با یک انسان به صورت رو در رو در مورد مشکلتونه البته مشکل واقعی تون و پیدا کردن دلیل واقعی سرخوردگی تون. منظورم بهتره یک کارشناس شما رو در محدوده ی
سنی کودکی تون مورد تحلیل قرار بده.
من درک میکنم که شما میگید 6 ساله این مشکل رو دارید چون احتمالش زیاده که تا قبلش و در دوران نوجوانی تون در آرزوی قد بلند بودید و امیدوار. من فکر میکنم شما زمانی که متوجه
شدید دیگه قدتون تغییر نمیکنه یا یک سری اتفاق های بد براتون افتاده یا مشکلاتی که از قبل داشتید به یک باره به سراغتون اومده و انگار دچار شک شدید منظورم از مشکلات یک سری
استرس ها و چیزهای جزئیه نه فاجعه. مثلا ممکنه شما به خانمی علاقه داشتید که شما رو تنها گذاشته یا حتی اتمام تحصیلات دانشگاهی یا مثلا استرس پیدا کردن کار. در واقع شما
دچار یک استرس یا حمله ی استرسی شدید و یه هویی یک سری سرخوردگی های عمیق پنهان در شما به صورت وسواس به یک باره ظاهر شده وگرنه همین طوری نمیشه در این حد
دچار مشکل فکری شده باشید که قد کوتاه رو برای خودتون به غول تبدیل کنید.
من به عنوان یک دوست از شما صمیمانه تقاضا میکنم حتما افکارتون رو به صورت حضوری با یک نفر در میون بذارید. مطمئن باشید دارید اشتباه میکنید. این تفکر صرفا مخصوص شماست و
دیگران به هیچ وجه و تاکید میکنم به هیچ وجه شما رو بد و دارای کمبود نمیبینن. مسئله ی شما اصلا ازدواج نیست بلکه مسئله ی شما خودش رو به این صورت نشون داده.
شما نباید خودتون رو این قدر آزار بدید. این آزار دادن طبیعی نیست ولی شما این طور فکر نمیکنید و متاسفانه خودتون رو از پذیرش واقعیت دور نگه میدارید.
با آرزوی شادکامی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)